حمله اعراب به استان فارس، به نقل از تورج دریایی

  ( آنجایکه اسطوره به پایان می رسد آنجا تاریخ نویسی شروع می شود )

تورج دریایی، استاد تاریخ ( آمریکا ) ،در کتاب خود

 (1) Iranian Kingship, the Arab Conquest and Zoroastrian Apocalypse

در بخش 2 (ص 35) با سرخط :

War, Blood and Conquest: The Arab Muslim Takeover of Fars   

    چگونگی حمله اعراب به استان فارس در قرن 7 (میلادی ) را توضیح می دهد (بازسازی می کند ) . هدف دریایی در این مقاله مشخص کردن تاریخ این حمله است. به  همین علت دریایی به دو منبع تاریخی استناد می کند: منبع اول اخبار طبری، بلاذری ( از قرن 9 و 10) و ابن بلخی ( از قرن 12 ) از این جنگ است .

 منبع دوم کتاب سکه شناس انگلیسی ‘ Susan Tyler-Smith ‘ است . این سکه شناس در کتاب خود سکه های یزدگرد سوم و سکه های عرب - ساسانی از قرن 7 را بررسی کرده است. 

نخست دریایی به تاریخ ضرب سکه های یزدگرد سوم در ضرابخانه های مختلف استان فارس اشاره می کند. این سکه ها از سال 1 (632) سلطنت یزدگرد سوم تا سال 20 ( 652 – سال وفات ) این پادشاه ساسانی ضرب شده اند. سپس دریایی از سکه های عرب – ساسانی نام می برد که  اعراب در ضرابخانه های فارس ضرب کرده اند. بر روی این سکه ها واژه عربی “ جید” به معنی “خوب ” مشاهده می شود. به نقل از دریایی عرب های که سکه با واژه ” جید “ ضرب کرده اند از بصره و خلیج فارس به استان فارس حمله کرده بودند :

The conquerors not only came from Basra, but also attacked from the Persian Gulf, and by 650 C E, the literary sources state the Fars was conquered (P. 47 

fars نقشه حمله اعراب به ایران - از کتاب دریایی

 بر روی سکه های عرب – ساسانی با واژه ” جید “ اعداد 20 و 21 (سال ضرب سکه ها ) ضرب شده اند ( ص 46 ). اما دریایی ادعا می کند که سال های 21 و 20 بر روی این سکه ها برابر هستند با سال های 32 و 31 هجری (653 میلادی). 

  Year 21 = 32 H       ضرابخانه اردشیر خوره         

  Year 20 = 31 H         ضرابخانه داراب                

 به چه دلیل سال های 21 و 20 بر روی سکه ها برابر هستند با سال 32  و 31 هجری معلوم نیست. دریایی توضیحی برای مبدل کردن این اعداد ( سال ها ) به سال هجری نمی دهد. اما به نظر می رسد که دریایی اینجا از تقویم یزدگردی استفاده کرده است.

سیستم تقویم یزدگردی

H = Hijri [ year 1 = 622 / 3 AD ]
YE = Yazdgard Era [ year 1 = 632 / 3 AD ]
PYE = Post – Yazdgard Era [ year 1 = 652 / 3 AD 

 سال 20 یزدگردی برابر است با سال 652 میلادی ( 652= 20 +632) و سال 30 هجری دریایی نیز برابر است با سال 652 میلادی ( 652=30+ 622). سکه شناس انگلیسی ، Stephen Album، به اولین سکه های که اعراب ( با اعداد 20 و 21 ) در کرمان ضرب کرده اند اشاره می کند (3). به عقیده این سکه شناس این اعداد 20 و 21 سال های یزدگردی ( 652 ) هستند و نه هجری ( 642 ) .

none of these pieces are dated in the Hijri era, thus none can be earlier than YE 20  ( YE = Yazdigerd Era

در مرحله بعدی دریایی تاریخ ضرب سکه های یزدگرد سوم و عرب – ساسانی را با تاریخ حمله اعراب که تاریخ نویسان ایرانی و عرب به آن اشاره کردند مقایسه می کند که آیا تاریخ این دو منبع ( تاریخ ضرب سکه و اخبار تاریخ نویسان ایرانی و عرب ) با یک دیگر همخوان، یا مغایر یک دیگر هستند.

…. by 650  C E , the literary sources state that Fars was conquered .The question is whether or not the coins will confirm this date or suggest an alternative date for the conquest of cities in Fars ( P. 47

دریایی پس از بررسی اخبار طبری ، بلاذری و ابن بلخی به این نتیجه می رسد که تاریح حمله اعراب به استان فارس که این تاریخ نویسان از آن خبر داده اند با یک دیگر اختلاف دارند. به طور مثال، طبری خبر می دهد که اعراب در سال 30 هجری ( 652 ) به شهر اردشیر خوره حمله کردند، اما به عقیده بلاذری این حمله در سال 19 (641) بوده است. در اینجا 11 سال فاصله در اخبار این دو نویسنده از حمله اعراب به شهر اردشیر خوره مشاهده می شود (ص 48 ). دریایی ادامه می دهد که به علت قیام ایرانیان علیه اعراب در این شهر ها و تسخیر مجدد آنها تعیین تاریخ دقیق فتح استان فارس مشکل است ( ص 49 ). در آخر دریایی با مقایسه این دو منبع به این نتیجه می رسد که: 1- تاریخ حمله اعراب که در کتاب های تاریخ نویسان ایرانی و عرب درج شده قدیمی تر از ضرب سکه های عرب -ساسانی است و 2 - سکه های عرب - ساسانی یک سال بعد از مرگ یزدگردسوم ( 652 ) ضرب شده اند. (ص 48 - 49 ) . این نتیجه گیری دریایی فقط با تحریف اعداد سال ها ( استفاده از تقویم یزدگردی) بر روی سکه های عرب - ساسانی امکان پذیر است.

به نقل از دریایی ( با استناد به طبری ) شهر اردشیر خوره در سال 30 هجری ( 652) فتح شد، در صورتیکه بر روی سکه های اعراب در همین شهر سال 21 (642) ضرب شده است. طبق این عدد ( سال ) بر روی این سکه ها  اعراب 10 سال زودتر ( از باور دریایی ) در این شهر حکمفرمایی می کردند. دو سکه شناس ’ جی. روث و ای. نیکیتین ’( A. Nikitin و G. Roth ) در بررسی اولین سکه های عرب ساسانی اشاره ای به سال یزدگردی بر روی این سکه ها که اعراب در سال 20 (641) در داراب با نام یزدگرد سوم ضرب کرده بودند نکرده اند. اما داراب، به نقل از این دو سکه شناس، در سال 644 به تصرف اعراب در آمد . A. Nikitin و G. Roth ادعا می کنند که یزدگرد سوم تمام ایران را تحت کنترل خود نداشته است : 

 These were based on the type of Yazdgad III.They do not bear Arabic inscriptions, but there is no doubt now that These coins represent Islamic coiinage…….For Example, there is a drachm with the name of ,Yazdgard, of year 20, bearing the mintmark of Darabgerd (no. 1): Darabgerd was taken by the Arabs in AH 23 (644)……. It means that this coin ……… came from a city which by that time was no longer under Sasanian administration ( 4

   ‘J. Walker ‘ به یک سکه عرب - ساسانی از سال 20  ( سال 20 به خط پهلوی = vist ) با نام یزدگرد سوم که بر روی آن با خط کوفی واژه ” جید “ ضرب شده است اشاره می کند. این سکه در مرو ضرب شده است. ( 5) برای این سکه شناس انگلیسی سال 20 بر روی سکه سال یزدگردی ( .Y.E ) است ( 31 هجری = 653 ). اما سال واقعی ضرب این سکه سال 642 میلادی است. اعراب اولین سکه های خود ( سکه های عرب – ساسانی ) را در سال 642 ، سال وفات هراکلیوس، پادشاه بیزانس ، در ایران ضرب کردند. بعد از مرگ هراکلیوس اعراب دیگر موظف به ادامه حفظ عهد خود با بیزانس نبودند (بعد از پیروزی بیزانس بر ساسانیان در جنگ های سال  622  در ‘ ارمنستان ‘ و 682 در ’ نینوا ‘  اعراب هم پیمان با هراکلیوس شده بودند ) و استقلال خود را با ضرب سکه در ایران اعلام کردند. جنگ به اصطلاح نهاوندی که طبری 200 سال بعد از آن خبر داه است همین استقلال اعراب ایرانی در سال 642 در ایران است.jaid

 سکه عرب - ساسانی سال 20 از مرو 

 همچنین’ Walker ‘ برای تعیین تاریخ دوران خلافت عبدالئه بن الزبیر از دو تقویم استفاده می کند: سال 53 بر روی سکه عبد الزبیر در داراب با لقب امیرالمومنین به زبان پهلوی ( امیری وریوشنیکان ) برای ’ Walker ‘ برابر است با سال 65 هجری ( سال یزدگردی ). اما سال 62 بر روی سکه همین خلیفه در کرمان  تغییری نمی کند. (6)

IMG

سکه عبدالئه بن الزبیر ( عپدولا امیری ورویشینکان – به خط پهلوی) با لقب امیرالمومنین از دارابگرد (سال 53 )  که به سال هجری 65  سال یزدگردی مبدل شده . به نقل از ‘  Volker Popp  ’ ، سکه شناس آلمانی، ( 7 ) و ’ شمس اشراق ‘، سکه شناس ایرانی (8) این سکه با نام عپدولا متعلق عبدالئه بن الزبیر است.

text

سکه  عبدالله بن الزبیر با سال 53 که شمس اشراق آنرا، مانند Walker، به سال 53 یزدگردی برگردانده است ( اینجا اما سال 64 هجری)

IMG_0001

سکه عبدالئه بن الزبیر ( عپدولای زوبیران) از کرمان ( سال 62 ) که به سال یزدگردی مبدل نشده

 نویسندگان عرب و ایرانی ( طبری) آغاز دوران خلافت بن الزبیر ( امیر المومنین ) را از سال 683 به بعد مشخص کرده اند و به همین علت ’ Walker ‘ مجبور است سال  53 ( 675 میلادی) را به سال هجری 65 (687) که همان سال یزدگردی است تبدیل کند، سال 62 (684 ) بر روی سکه کرمان ( در کرمان بن الزبیر امیرالمومنین نبود ) در تضاد با اخبار تاریخ طبری نیست و تغییری نمی کند. همچنین ’ Walker ‘ از یک سکه نام می برد که عبدالملک مروان در سال 60 در داراب ضرب کرده است، اما چون طبری و نویسندگان عرب خبر داده اند که عبدالملک از سال 65 به بعد حکمفرمایی می کرده ’ Walker ‘ سال 60 را به سال یزدگردی 72 تبدیل می کند، اما سال 75 بر روی سکه همین خلیفه عرب از مرو تغییری نمی کند (بر روی این سکه ، به نقل از Walker ، نام عپدولملیک ی مروانان ضزب شده است ). (9) شمس اشراق به چند سکه از عبدالملک بن مروان اشاره می کند که در ضرابخانه های مختلف در ایران ضرب شده اند. شمس اشراق سال های 70 و 73 سکه ها از ضرابخانه اردشیر خوره را تغییر نمی دهد، اما سال های 60 و 65 سکه ها از ضرابخانه دارابجرد ( دارابگرد ) را به سال های 72 و 77 یزدگردی برمی‌گرداند. به این ترتیب عبدالملک در سال 65 از تقویم یزدگردی استفاده کرده و 5 سال بعد، در سال 70، از تقویم هجریtext1

شمس اشراق ( صفحه 84 )

شمس اشراق در پانویس صفحه 84 ادامه می دهد : ” در برخی سکه ها نیز نام خلیفه … عپدولملیک ی مروانان ضرب شده است “. 

منطقی به نظر نمی رسد که اعراب برای تعیین سال ضرب سکه های خود از دو تاریخ مختلف (یزدگردی و هجری ) استفاده کرده باشند و به همین علت نیز برای ’ Walker ‘به کار گرفتن این محاسبه دوگانه سال ها بر روی سکه ها مشکوک به نظر می رسد. این سکه شناس اشاره می کند که: تاریخ بسیاری از این سکه ها با اخبار تاریخ نویسان سنتی همخوان نیستند.

 The importance  of the coins lies in their providing us with contemporary date for corroborating, supplementing, or at times correcting the historians. Even so there are numerous case where the coin evidence cannot be reconciled with the historical tradition.” (10

به درست بودن این تعویض ( شعبده بازی ) سال های یزدگردی و هجری بر روی سکه ها شمس اشراق نیز تردید دارد، تردید به این علت که بر روی سکه ها ، بدون نام بردن از یک دوره یزدگردی، یا هجری، فقط یک عدد ( سال) ، ضرب شده است: ” وقتی ضرب سکه های عرب ساسانی آغاز شد ابتدا تاریخ یزدگردی ( بر مبداء شروع سلطنت یزدگرد ) بر آنها زده می شد و پس از مدتی تاریخ این سکه ها به هجری قمری ضرب گردید و نام حاکم نیز بر آن افزوده شد و چون نشانه ای که آشکار سازد تاریخ سکه ها یزدگردی است یا هجری بر آنها زده نشده ، در مورد برخی از سکه های سالهای نخستین گاهی تردید هست که آیا مبداء تاریخ سکه کدام یک از دو تاریخ یاد شده است. “  ( شمس اشراق، ص 66 )

ایران شناس آلمانی ‘ Heinz Gaube ‘ در جدول سکه های عرب – ساسانی به شش سکه از سال 20 ( 642 ) اشاره می کند که اعراب در ضرابخانه های مختلف در ایران ضرب کرده اند ( Prägetabelle - ورق تاشده در آخر کتاب ) . (11) همچنین ’ Walker ‘ از یک سکه خبر می دهد که اعراب در سال 20 در سیستان ضرب کرده اند ( Walker , P. 4). اما Gaube و Walker ادعا می کنند که سال 20 بر روی سکه ها سال یزدگردی (652 ) است .

اسلام – و تاریخ شناسان سنتی برای تطبیق دادن سال های ضرب شده بر روی سکه های عرب – ساسانی با اطلاعاتی که نویسندگان عرب و ایرانی ( طبری ) از زمان حکمرانی خلیفه ها و فرمانداران عرب داده اند در کنار تقویم سال هجری  ( سال اول = 3 / 622  میلادی ) یک تقویم ساختگی ( تقلبی ) یزدگردی محاسبه کردند. حال سکه شناس انگلیسی ’ Stephen Album ‘ و دریایی با این تقویم یزدگردی تاریخ خود از تصرف دارابگرد را می سازند: ” دارابگرد در سال 22 هجری به تصرف اعراب درآمد، تاریخ 20 بر روی سکه نمی تواند تاریخ واقعی هجری باشد …. این سکه در طی، یا مدت زمانی کوتاه بعد از سال یزدگردی ضرب شده است.”

Since Darabjird was conquered by the Muslims in AH 22 at the earliest……, the date 20 on this could not possibly be an authentic Hijri year……These coins were struck during or very shortly after the year YE 20. ( Stephen Album, P. 5 – 6

معنی ساده نظریه ’ Stephen Album ‘ این است که اگر تاریخ یک سکه با تاریخ ( اخبار ) ذکر شده نزد طبری، بلاذری و …همخوان نباشد، مانند ‘ Walker و Gaube ‘ ،با تقویم یزدگردی ( اضافه کردن 12 سال به سال هجری ) آنرا همخوان می کنیم . 

اما دلیلی نبود که اعراب تاریخ ( سال ) یزدگردی را برای ضرب بر روی سکه های خود انتخاب کنند، اعراب خود تقویم داشتند. به این تقویم عربی ( سال عربی ) معاویه در سنگ نبشته ای اشاره کرده است :

inschrift-11سنگ نبشته معاویه در ’ ام قیس ‘ با علامت صلیب ( بالا، سمت چپ)

( Israel Exploration Journal, Volume 32, 1982, Plate 11)

ترجمه سنگ نبشته معاویه به زبان انگلیسی :

  In the day of ‘Abd Allah Muawiya ‘, the Commander of the faithful, the hot baths of the  people  there were saved and rebuilt by Abd Allah son of Abuasemos (Abū Hāšim) the Counsellor , on the fifth of the month of December , on the second day, in the 6th year of the indiction, in the year 726 of colony, according to the Arabs the 42nd year, for the healing of the sick, under the care of Ioannes , the official of Gadara 

این سنگ نبشته به مناسبت بازسازی و ترمیم یک حمام قدیمی ( از دوران تسلط یونانیان ) در “ ام قیس ” ( اردن ) در دوران فرمانروایی معاویه حکاری شده است. سنگ نبشته به زبان یونانی است و در سمت چپ ( بالا ) نقش صلیب دیده می شود. سه تاریخ در این سنگ نبشته به زمان بازسازی حمام ام قیس اشاره می کنند : تاریخ مالیات بیزانس ( اشاره به تاریخ بیزانس نشان می دهد که معاویه تا این تاریخ، تا سال 663 نایب، یا متولی بیزانس در سوریه بوده )، تاربخ محلی “ ام  قیس “، ( the year 726 of colony ) و سال 42 عرب ها ( according to the Arabs the 42nd year). سال 42 عرب ها سال خورشیدی است و نه سال قمری – اسلامی. تاریخ 726 شهر ” ام قیس ” را می توان مشخص کرد. ام قیس و 10 شهر دیگر در تاریخ  4 /63 قبل از میلاد به تصرف روم درآمدند و در همین سال نیز سکه سال  یک این شهر ضرب شد. سکه سال یک “ ام قیس” در کلکسیون یک صومعه در شهر اروشلیم نگهداری می شود. (10) بنابراین سال 726 در سنگ نبشته برابر است با سال 663  میلادی و سال یک عرب ها برابر با سال 622. معاویه از سال عرب ها نام برده است و نه از سال هجری ( اعراب از سال هجری و اتفاقات هجرت بعد از انتشار کتاب زندگی نامه پیامبر اسلام از ابومحمد عبدالملک بن هشام - وفات 834 - باخبر شدند ). اما چرا سال 622 برای معاویه سال یک عرب ها بود: در این سال با شکست ارتش خسرو دوم پرویز از بیزانس در ارمنستان و عقب نشینی ساسانیان از اروشلیم و سوریه اعراب این مناطق توانستند استقلال خود را به دست آورند. تاریخ نویس شهر انطاکیه ،یعقوب ادسایی، ( 640 – 708) ) به اهمیت این سال برای عرب ها  اشاره می کند” شاهنشاهی اعراب ، که ما آن را طی ها ( Tayyaye ) می نامیم در سال 11 هراکلیوس ، پادشاه رومی ها و خسرو، پادشاه ایرانیان در سال 31 ( 622 / 621) آغاز شد ” و ” اعراب حمله خود را به سرزمین فلسطین آغاز کردند (626 -627) ، تا اینکه معاویه  صلح را برقرار کرد. “ ( 13)

اعراب نخست در سوریه در سال 622 به قدرت رسیدند. همین سال اول عرب ها ( 622 ) بر روی سنگ نبشته معاویه برای سکه های عرب - ساسانی قرن 7 در استان فارس و شرق ایران نیز معتبر است. سال 20 ( سال 20 عرب ها ) بر روی سکه عرب – ساسانی برابر است با سال 642 ( 642= 20 + 622 ) و نه سال 653 یزدگردی. عرب های که در سال 642 میلادی در فارس سکه ضرب کردند از بصره، خلیج فارس ، یا شبه جزیره عربستان به ایران حمله نکرده بودند، این اعراب ایرانی بودند که قرن ها در ایران زندگی می کردند ( سقوط ساسانیان ) و پس نابودی ارتش ساسانیان در جنگ با بیزانس توانستند در قسمت های از ایران به قدرت برسند. حکمرانان عرب قرن 7 در ایران نام و لقب امیرالمومنین خود بر روی سکه های با نماد زرتشی آتشکده را به زبان پهلوی و نه عربی حکاری کردند. عبدالملک بن مروان نام خود بر روی سکه مرو را به زبان پهلوی ” عپدولملیک ی مروانان ” حکاری کرده است (عبدالملک بن مروان نام عربی است که طبری و نویسندگان عرب دو قرن بعد به این خلیفه داده اند ). عپدولملیک ی مروانان از مرو و عرب ایرانی بود ( عپدولملیک ی مروانان ) و شاید به همین دلیل، به دلیل ایرانی بودن این اعراب بود که زبان فارسی، بر خلاف زبان مصری ها و کشور های شمال آفریقا، عربی نشد ( مانند صفویان و دیگر سلسله های ترک زبان ایرانی که نخواستند، یا نتوانستند زبان ترکی را چایگزین زبان فارسی کنند ). سکه سال 20 از مرو نیز نشان می دهد که این عرب های ایرانی در سال 642 ( سال جنگ فرضی نهاوند) در این منطقه نیز حکمفرمایی می کردند. در مقاله دریایی نه فقط تبدیل سال عربی به سال یزدگردی بر روی سکه ها با واقعیت های تاریخی  مغایرت دارد، بلکه اخبار تاریخ نویسان ایرانی و عرب از حمله اعراب به فارس نیز صحت ندارند. دو باستان شناس اسرائیلی ‘ Yehuda D. Nevo and Judith Koren ‘ اشاره می کنند که  یافته های باستان شناسی و سکه ها اخبار تاریخ نویسان سنتی را تایید نمی کنند :

Wasbrough ( was an American historian) considered that the ” hard facts ” necessary for comparison are simply not available; we submit that they are, from archaeology, numismatics and epigraphy, and that Research in These fields does not in fact corroborate the ” traditional ” account of the rise of Islam and the early Arab state, but presents a different Picture of seventh-century history,..( 14

طبری و بلاذری حدود 200 سال و ابن بلخی 450 سال بعد، بدون ارائه یک سند، از این حمله (به فارس ) خبر داده اند. ( معمای طبری ) اسلام شناس دانمارکی ‘ پاتریسیا کرون ( Patricia Crone ) معتقد است که اخبار ( روایت ) داستان سرا های سنتی افسانه هستند: 

Now it has Long been recognized that some of our evidece on the rise of Islam goes back to storytellers; but it is usually assumed that the the storytellers simply added some legends and fables to a bsically Sound Tradition that  existed already,….( 15

 اسلام شناس آلمانی ’ Albercht Noth ‘ در مقاله ای به خبر طبری، بلاذری و مسعودی از حمله اعراب به اصفهان اشاره می کند که منبع خبری تمام این تاریخ نویسان یک شهروند بصره ای با نام ’ حماد بن سلمه ’ ( وفات 784 ) است. ( تاریخ شفاهی ) حماد بن سلمه 100 سال بعد ( 750 )، بدون نام بردن ار منبع خبری خود، از اتفاقات قرن 7 خبر می دهد. (16) این اسلام شناس معتقد است که استفاده از منابع سنتی ( اخبار و موضوعات تاریخ نویسان سنتی ایرانی و عرب ) به عنوان اسناد تاریخی برای بازسازی گذشته مشکل ، یا غیر ممکن است (17)    

به عقیده ’ پاتریسیا کرون ‘  می توان با اندک  امیدی سرآغاز تاریخ اسلام را بازسازی کرد اگر ما، بدون رجوع به اسناد اسلامی، به یافته ها و اکتشافات از حفاری ها ( باستان شناسی ) و به پاپیروس ها از این دوره استناد کنیم:

Without correctives from outside the Islamic tradition, such as papyri, archaeological evidence, and non- Muslim sources, we have little hope of reconstituting the orginal shapes of this early period. (18

 دریایی مقاله خود از حمله اعراب به فارس را بسیار هیجان انگیز نوشته است. نویسنده از خون، جنگ، حمله از خلیج فارس و بصره، قیام شهروندان ایرانی، قتل حکمران عرب و در آخر از فتح استان فارس خبر می دهد. با این مقاله، یا درست تر ، با این فیلمنامه دریایی می توان یک فیلم (فانتزی) جنگی تهیه کرد. 

——————————————————————————————————————

 Iranian Kingship, the Arab Conquest and Zoroastn Apocalpse – 1 :

The History of Fars and Beyond in Late Antiquity ( 600- 900 CE

2 – Tyler-Smith, Susan, Coinage in the Name of Yazgerd III ( AD 632-651) and the Arab Conquest of Iran

3 -Stephan Album and Tony Goodwin, Sylloge of islamic coins in the Ashmolean, Volume 1, The per-reform coinage of the early islamic period, Oxford

4 - Aleksander Nikitin and Günter Roth, “The earliest Arab-Sasanian coins”, Numismatic Chronicle, v.155. London, Royal Numismatic Society, 1995, pp.131-134 

5 - J. Walker, A Catalogue Of The Muhammadan Coins In The British

Museum, 1941, Volume I، Arab-Sassanian Coins,  London1941. P. 3

6 – J. Walker, P. 30-33

7 – Karl-Heinz Ohlig / Gerd-. Puin (H.g), Die dunklen Anfänge, Berlin, 2007, P. 60

8 - شمس اشراق، نخستین سکه های امپراتوری اسلام، اصفهان 1369، ص. 88 

9 - J.Walker, P. 28-29

10- J. Walker, xxviii

11 - Heinz Gaube, Arabosasanidische Numismatik, Braunschweig 1973. Falttafel mit Tabelle

12 - Augustus Spijkermann, The Coins of the Decapolis and provincia Arabia, Jerusalem 1978. P. 128-29, No. 1

13 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam. New York 2003, p. 129

14 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren,  Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 91

15 – Patricia Crone,  Meccan trade and the rise of Islam,Oxford 1987, P 225

16 – Albrecht Noth, Isfahan-Nihawand, Eine quellenkritische Studie zur frühislamischen Historiographie, Bonn, P.274-275

17 – Albrecht Noth, Quellenkritische Studien zu Themen, Formen und Tendenzen frühislamischer Geschichtsüberlieferung, Teil I: Themen und Formen, Selbstverlag des Orientalischen Instituts der Universität Bonn, Bonn 1973

18 – Patricia Crone, Meccan trade and the rise of Islam, P. 230

    تورج دریایی و سقوط ساسانیان

    sasanianیکی از ویژگی های تاریخ نویسان و اسلام شناسان سنتی تفسیر دلبخواهی از اسناد دوران اولیه اسلام ( قرن 7 و 8 ) است. به طور مثال اگر سندی از این دوره به یک کشتی اشاره کرده باشد برای تاریخ نویس معاصر یک جنگ دریایی است، یا اگر سند اشاره کند که در منطقه ای ناآرامی های پیش آمده اند تاریخ شناس خبر از جنگ داخلی می دهد. همچنین برای این تاریخ شناسان عادت و معمول شده است که اگر در سندی نامی از اسماعیلی ها، یا شرقیون ( Saracen ) آمده باشد آنرا به عرب های مسلمانان ترجمه کنند :

    An example would  be the use of term ‘ Muslim ‘ where the older text had ‘ Hagarene ‘ or ‘ Ishmaelite ‘ or ‘ Saracen ‘ …; or the assignation of the Name of abattle familiar from the Muslim literary sources to the description of battle originally unnamed…. ( 1

    تاریخ نویس ایرانی مقیم آمریکا، تورج دریایی ،در کتاب خود :

    Sasanian Persia. The Rise and Fall of an Empire (2

    در صفحه  37 به جنگ قادسیه اشاره می کند که در سال 636 ساسانیان به فرماندهی رستم از اعراب مسلمان شکست خوردند و تیسفون سقوط می کند :

       In 636 CE at the Battle of Qadisiyya the Sasanians under the leadership of Rustam were defeated and the capital, Ctesiphon, fell to the Arab Muslims

    دریایی برای تایید نظریه خود به تاریخ نویس ارمنی قرن 7 ، به سبئوس (Sebeos ) ارجاع می دهد : 

    The Armenian History attributed to Sebeos I (3

     اما سبئوس، منبع خبری دریایی، نه اشاره ای به قادسیه کرده است و نه از اعراب مسلمان نام برده است: سبئوس به ارتش اسماعیل اشاره می کند و نه به اعراب مسلمان :

    Then the army of Ismael, which had gathered in the regions of the east, went and besieged Ctesiphon  

    و جنگی که سبئوس به آن اشاره کرده در محل حیره بوده و نه در قادسیه

    the village called Hert,ichan ( 4

    همچنین دریایی اشاره نمی کند که متن اصلی کتاب سبئوس از قرن 7 در دست نیست، کتابی که دریایی به آن رجوع کرده است ترجمه کتاب سبئوس ( از یونانی به ارمنی ) از قرن 10 ، یا 11 است. دو تاریخ نویس اسرائیلی ، Yehuda D. Nevo و Judith Koren ، ادعا می کنند که از سه بخش کتاب سبئوس دو بخش آن متعلق به نویسندگان دیگر است و فقط بخش سوم می تواند از تاریخ نویس ارمنی باشد. (5) اما در همین بخش سوم هم ، پس از گذشت سه قرن و ترجمه آن به زبان ارمنی، تغییرات در متن اصلی اجتناب ناپذیر است. یکی از این تغییرات در ترجمه کتاب سبئوس اشاره به اتحاد اعراب با یهودیان علیه بیزانس است که هیچگونه صحت تاریخی ندارد و برعکس بخشی از اعراب در جنگ هراکلیوس علیه ایران متحد بیزانس بودند.  

    اعراب در دوران قبل از اسلام نیز اسماعیلی ها نامیده می شدند، حال  اسماعیلی ها برای دریایی می شوند اعراب مسلمان و حیره قادسیه.

    کتاب سبئوس، به عنوان یک سند تاریخی، زیاد مورد اعتماد نیست.

    دریایی در رابطه با تعداد زیاد سربازان ایرانی ( hundreds or tens of thousands ) در جنگ های قادسیه و نهاوند که نوشته های اسلامی از آنها خبر داده اند ادامه می دهد که ساسانیان به علت جنگ های طولانی با بیزانس و نزاع های داخلی نمی توانستند یک ارتش قوی مقابل اعراب قرار دهند:

    The Sasanian army would not have been able to muster such a large force against the Arabs……of the Long wars with the Roman Empire and the internal strife.

    اما این نظریه دریایی فقط نیمی از واقعیت است، واقعیت تاریخی این است که ارتش ساسانیان بعد از آخرین جنگ با بیزانس در سال 628، به نقل از Yehuda D. Nevo و Judith Koren ،نابود شد :

    In effect he had destroyed Sassanian military power, leaving the civil administration intact ( P.47

    همچنین به علت ” نزاع های داخلی ” دولت ساسانیان اصولا نمی توانست ارتشی در قادسیه، یا نهاوند مجهز و مستقر کند. ( سقوط ساسانیان ) 

    نویسندگان مسیحی و یهودی قرن 7 در سوریه، یا اروشلیم اشاره ای به جنگ های قادسیه، یا نهاوند نکرده اند:

    Brok has considered historical references to the Arabs in seventh-century Syriac works, i.e. those written by the People who witnessed the Arab Takeover of the Fertile Crescent. He concluded that the authors did not, at the time, perceive Events as an organized conquest, …( 6

    از این جنگ های به اصطلاح قادسیه و نهاوند در قرن 7 فقط طبری و نویسندگان عرب 200 سال بعد، بدون ارائه یک سند، خبر داده اند. با اینکه هیچ سند معتبری در دست نیست که وقوع این جنگ ها را تایید کندحال  دریایی ادعا می کند که ساسانیان به علت تجهیزات سنگین ارتش از اعراب شکست خوردند. 

     the heavy sasanian cavalry was no match for the Arab light cavalry which was much more maneuverable. (7

      جنگ ها ( قادسیه، نهاوند، یرموک … ) و فتوحات ای که طبری و تاریخ نویسان عرب به آنها اشاره کرده اند در واقع، به نقل از ’ یهودا دی. نوو و جولیت کورن ’ ( Yehuda D. Nevo and Judith Koren)، دستبرد ها و سرقت های مسلحانه قبایل عرب به سرحدات کشور های مجاور بودند. پس از متلاشی شدن ارتش ساسانیان و ترک بیزانس از سوریه و مصر یک نیروی نظامی برای جلوگیری از سرقت های اعراب در مرز ها مستقر نبود  :

    The picture the contemporary literary sources provide is rather of raids of the familiär type; the raiders stayed because they found no military opposition…… these were later selected and embellished  in late Umayyad and early Abbasid times to form an Official History of the Conquest. ( 8

    دریایی همان اخبار طبری از حمله اعراب به ایران را با کمی تغییر ( تعداد کمتر سربازان) تکرار کرده است. ضرب سکه های حکمرانان عرب از سال 642 در کرمان، سیستان و مرو نشان می دهند ( سکه های عرب - ساسانی ) که اعراب ایرانی، یا عرب های ساسانی (عرب های که قرن ها در ایران زندگی می کردند ) این مناطق را در ایران تحت کنترل خود داشتند. این اعراب که نه مسلمان و نه از شبه جزیره عربستان به ایران حمله کرده بودند توانستند، پس متلاشی شدن ارتش ساسانیان، به قدرت برسند. 

    ———————————————————————————-

    1 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 90

    2 - Touraj Daryaee. Sasanian Persia, The Rise and Fall of an Empire, Published in 2009 by I.B.T Tauris & Co Ltd, London

    3 - The Armenian History attributed to Sebeos I, translated, with notes, by R. W. Thomson and Howard- Johnston, Liverpool University Press, 1999, P. 98

    4 - The Armenian History attributed to Sebeos I. P. 98

    5 - Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam. New York 2003, p. 230

    6 –  Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 99

    7 -  Touraj Daryaee. Sasanian Persia, P. 37

    8 - Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P. 100

     

      ایران اسلامی، یا اسلام ایرانی

      اولین سکه با نام “مهمت “ به خط پهلوی در سال 60 - 659 در کرمان ضرب شده است .

          memat

         روبروی نیمرخ  خسرو واژه “ مهمت “ به خط پهلوی و در حاشیه به خط عربی ” محمد”  ضرب شده است. پشت سکه آتشکده با دو محافظ زرتشتی. این سکه از ضرابخانه شیرجان (کرمان ) است (1)  

      اما “ مهمت “ در اینجا اسم نیست، بلکه یک صفت است که معنی ” ستایش باد “ را می دهد. از یک طرف ادعا می شود اعراب به ایران حمله کردند و کتابخانه ها را آتش زدند و از طرف دیگر همین اعراب به خط پهلوی نام مهمت و نماد های زرتشت را بر روی سکه های خود ضرب می کنند.  همچنین اولین خلفای اموی ( معاویه، عبدالئه بن الزبیر و عبدالملک مروان ) سکه های با لقب پهلوی ” امیری وریوشنیکان ” که معنی عربی آن ” امیرالمومنین “ است و آتشکده زرتشت در داراب ( فارس ) به نام خود ضرب کرده اند. چگونه ممکن است یک قومی (عرب ها) با ملتی ( ایران ) دشمنی داشته باشد، اما از سنت و فرهنگ دشمن خود حفاظت کند. اعراب قصد داشتند با ضرب نقش آتشکده و خط پهلوی بر روی سکه ها در ایران همبستگی خود را با ایرانیان نشان دهند. این اولین سکه ها با نام “محمد ” و خلیفه های اموی فقط در ایران و نه در عربستان، یا سوریه ضرب شده اند و تا به امروز هیچ سکه ای از خلفای راشیدین یافت نشده است . 

       نه فقط طبری، بلکه شش نویسنده حدیث ها : محمد بخاری ( وفات 870 میلادی ) از سمرقند که در نیشابور ساکن بود، سلم بن حجاج ( 875 ) از نیشابور، ابو داود ( 888 ) از سیستان، ترمذی ( 892 ) از ترکمنستان، احمد بن شعیب نسائی ( 915 ) از مرو و ابن ماجه ( 887 ) از قزوین ایرانی، یا ریشه های ایرانی داشتند. اما افردای که زندگی نامه طبری و شش نویسنده حدیث ها نوشته اند این نویسندگان ایرانی را به کشور های عربی فرستاند، یا در آنجا اقامت دادند. علت این سفرهای فرضی طبری و نویسندگان حدیث ها به کشور های عربی این بود که نشان دهند این ایرانی ها تاریخ اسلام و احادیث را در شبه جزیره عربستان، یا دمشق و بغداد آموخته اند. اما ، چون هیچ سندی در دست نیست که نشان دهد طبری و نویسندگان احادیث به این کشور ها سفر کرده باشند، این امکان نیز هست که حدیث ها بیشتر در ایران رایج و شنیده می شدند تا در سرزمین های عربی. همچنین نقل شده است که تاریخ ”  بلعمی ” ( به زبان فارسی ) ترجمه مختصری از تاریخ به زبان عربی طبری است. اما شاید بر عکس باشد که تاریخ بلعمی نخست به زبان فارسی در ایران نوشته شد و ترجمه  عربی آن تاریخ طبری است. به عبارت دیگر: اسلام در ایران شکل گرفت و یک پدیده ایرانی است.

      1- Karl – Heinz Ohlig , Die dunklen Anfänge, Berlin, 2007, P. 66

        هنر اسلامی ، یا هنر ساسانی

        schloß.jpg

        قصر المشتى

        این عکس سرنمای ” قصر المشتى ” ( اردن ) را نشان می دهد که به دستور ولید دوم، یا ولید بن یزید ( از خلفای اموی از سال ۷۴۳ تا ۷۴۴ ) ساخته شد. ولید دوم از خانوار مروان بود و اجداد مروان ها از شهر مرو، مروی، یا ایرانی بودند. تاریخ شناسان هنر با این سرنمای قصر مشکل دارند، مشکل به این علت که قصر المشتی هنر اسلامی را نشان نمی دهد. اولین و قدیمی ترین بنای اسلامی مسجد ” قبه الصخره ” از دوران عبدالملک مروان ( سال 691 ) است. گنبد مسجد، مانند آتشکده های دروه ساسانی، بر روی چهار ستون ( چهار طاق ) قرار دارد. اما سبک معماری قصر المشتی شباهتی با ” قبه الصخره ” ندارد. تاریخ نویسان هنر اسلامی نمی خواهند قبول کنند که این سرنما با تزیینات برجسته یک بنای ( هنر ) ساسانی است که عرب های ایرانی آنرا ساخته اند.

         

          تاریخ نویسی خودسرانه

           خاك اشتباه يك تاريخ نویس، يا باستان شناس را افشا می كند و همين خاك اشتباه این پژوهشگران را می پوشاند. ” ( دکتر باستانی )

          یکی از سوال های که اسلام شناسان نتوانستند، تا به امروز، برای آن جواب قانع کننده ای پیدا کنند این است که چرا تا به حال سکه ای از خلفای راشدین پیدا نشده است. سکه شناس ایرانی ‘ شمس اشراق ‘ اشاره می کند: ” با وجود آنکه تازیان در زمان خلافت ( ابو بکر ) به فرماندهی خالد ابن ولید به سرزمین های ساسانیان یورش بردند….. به خاک ایران دست یافتند لیکن تا کنون سکه ای به نام هیچ یک از خلفای راشدین به دست نیآمده است و به نام خلفای راشیدین سکه ی ضرب عربستان نیز دیده نشده است.” اما در زمان خلفای راشدین، به نقل از شمس اشراق، اعراب به نام خود و با موافقت خلیفه سوم (عثمان ) سکه ضرب کرده اند : 

          “اولین سکه هایی که با موافقت خلیفه سوم وسیله حاکمان عرب ضرب شد، سکه های عرب ساسانی به شیوه ای که قبل اشاره رفت بود. ” شمس اشراق ادامه می دهد : ” یکی از  اولین سکه های عرب ساسانی که از نوع سکه های خسرو دوم و با نام خسرو به خط پهلوی است و واژه ی ( جید ) به معنی  بسیار نیکو - به خط کوفی در حاشیه ی آن نقش بسته، به تاریخ 20 یزدگردی برابر با سال 31 هجری به نام دارالضرب ( مرو ) …. در بخش اسلامی موزه بریتانیا موجود است. ” (1 )

            سکه عرب - ساسانی از سال 20 ( 2 – 641 میلادی) با واژه “ جید” ( jayyid

          jayyid 

          Obverse: Bust right, trace of jayyid in margin.
          Reverse: Fire altar; two attendants holding swords (left-handed), facing. Crescent to left, star to right (reversed). Mint name to right (BN); year 20 (frozen) to left ( 2

          شمس اشراق به منبع خبری از ” موافقت خلیفه سوم ” برای ضرب سکه اشاره ای نمی کند و به طور قطع چنین منبع تاریخی نیر در دست نیست. شمس اشراق خود گمان می کند که با اجازه خلیفه سوم اعراب در ایران سکه ضرب کرده اند ( در اینجا شمس اشراق به جای استفاده از منابع تاریخی به تخیلات خود رجوع کرده است ). حال این سوال مطرح است که چرا خلیفه سوم اجازه ضرب سکه در مرو را به حکمرانان عرب می دهد، اما به نام خود سکه ای در عربستان ضرب نمی کند. همچنین این سوال نیز بی جواب مانده است که چرا ضرب سکه های خلیفه ها ( معاویه، عبدالملک مروان و ..) در ایران رایج شد و نه در عربستان، یا دمشق. بعد باید به این سوال جواب داد که چرا لقب امیرالمومنین بر روی سکه ها ( واژه خلیفه در زمان عباسیان رسم شد ) به زبان پهلوی  و نه عربی ضرب شده است. شمس اشراق اشاره می کند به “به تاریخ 20 یزدگردی برابر با سال 31 هجری ” تاریخ 20 یزدگری یک تاریخ ساختگی است که اسلام شناسان برای تطبیق دادن سال ها ( ارقام ) که بر روی سکه ها ضرب شده اند با سال های که طبری به آنها اشاره کرده است درست کرده اند ( سال های ضرب شده بر روی سکه ها با سال های تاریخ طبری همخوانی نمی کنند. اینجا ). اما در حقیقت سال 20 ‘ یزدگردی ’ سال یزدگردی نیست که برابر باشد با سال 31 هجری (  651 میلادی ) ، بلکه سال 20 برابر است با سال 642 ( میلادی )  اینجا . اما چون اسلام شناسان نمی تواند قبول کنند که اعراب قبل از جنگ به اصطلاح نهاوند در بخش های از ایران به قدرت رسیده بودند ( این اعراب قرن ها در ایران زندگی می کردند و عرب های ایرانی بودند ) و به نام خود سکه ضرب می کردند این تاریخ ( تقویم ) تقلبی یزدگردی را درست کردند. حال اسلام شناسان سنتی می تواند ادعا کنند که اعراب از سال 651 به بعد ( 10 سال بعد از جنگ نهاوند ) در ایران سکه ضرب کرده اند. تاریخ قرن 7 ( میلادی ) ایران را باید دوباره نوشت

              1 –  نخستین سکه های امپراتوری اسلام ، ع. شمس اشراق، اصفهان 1369 ، ص 38 

          2 – http://www.google.de/imgres?hl=de&sa=X&tbo=d&tbm=isch&tbnid=gOVIuKIB9xmcRM:&imgrefurl=

            نمایندگان خدا در ایران

            در سال 694 ( میلادی ) جنگ قدرت بین عبدالملک مروان و القطری بن الفجائه برای دست یافتن به مقام امیرالمومنین ( لقب خلیفه در دوران عباسیان متداول شد ) در ایران و سرزمین های اعراب ( سوریه، فلسطین ) در جریان بود. بر روی سکه ی که به عبدالملک مروان نسبت می دهند این عبارت ضرب شده است ” حلفت الئه” که معنی نماینده خدا را می دهد. در همین زمان در بیشاپور القطری بن الفجائه، رقیب عبدالملک مروان، با عنوان ” امیرالمومنین” سکه ضرب می کند. بر روی سکه القطری بن الفجائه این عبارت دید می شود ” لا حکم الالله ” ( شعار خوارج ) یعنی قدرت از خدا ( نه از نماینده خدا ).

            حاکمان امروز ایران نظریه القطری بن الفجائه از قدرت را قبول ندارند و مانند عبدالملک مروان خود را نمایندگان خدا معرفی می کنند. با اینکه بیش از 1400 سال از رویارویی بین عبدالملک مروان و القطری بن الفجائه می گذرد در ایران هنوز این مسئله قدرت از قرن 7 حل نشده است.

            addolmalek

            سکه از زمان عبدالملک مروان:
            بالا: عبارت امیرالمومنین

            پایین: حلفت الئه
            ( 1 )

            gottes vertretung

            سکه القطری بن الفجائه در بیشاپور با شعار : ” لا حکم الالله
               روبروی نیمرخ ، نام به خط پهلوی: عپدولا قطرا امیر ورویشنیکان ( ورویشنیکان به زبان پهلوی معادل امیرالمومنین به عربی است )

              حاشیه، لا حکم الا لله

            مکان ضرب : بیشاپور

            ( 2 )

            ——————————————————————————————

            1 – John Walker, Catalogue I., P.25, ANS.5

            2 – نخستین سکه های امپراتوری اسلام ، ع. شمس اشراق، اصفهان 1369

              بی خانمانی متافیزیکی در کتاب “ تئوری رمان “ گئورگ لوکاچ

              گئورگ لوکاچ ،فيلسوف و جامعه شناس مجاری، در سال  ۱۹۱۵ تصميم می گيرد کتابی در باره زندگی داستايوسکی بنويسد که اين کار ناتمام می ماند. اما مدتی بعد لوکاچ که همچنان تحت تاثیر افکار داستایوسکی قرار داشت کتاب “ تئوری رمان ” را می نویسد. این کتاب که بعد از جنگ اول جهانی منتشر شد تا به امروز، هم از نظر ادبی و هم از نظر فلسفی  ( فلسفه تاريخ )، اهمیت خود را  از دست نداده است. حتی آدرنور که به فلسفه لوکاچ انتقاد داشت کتاب ” تئوری رمان” را يک اثر برجسته فلسفی توصيف کرد. لوکاچ بعد از جنگ اول جهانی و در شرایطی که يأس و نااميدی بر او غلبه کرده بوده این کتاب را نوشت. حرکت تاريخ از نظر لوکاچ در کتاب “ تئوری رمان ” حرکتی نزولی و انحطاطی است ( برخلاف هگل که معتقد بود تاريخ به سوی آينده حرکت می کند و مثبت است ).

              Continue reading

                سقوط ساسانیان

                 

                gadesiaجنگ قادسیه

                The battle of Qadisiya as seen in a fifteenth-century Persian book painting

                ( British Library )    

                 تاریخ، یک افسانه محرز است. ( ناپلئون بناپارت ) 

                  اکثر اسلام شناسان غربی و پژوهشگران ایرانی بر این باور هستند که اعراب مسلمان در نیمه اول  قرن 7 میلادی پس از شکست دادن ارتش یزدگرد سوم در جنگ های به اصطلاح قادسیه و نهاوند سلسله ساسانیان را سرنگون کردند و ایران را به تصرف خود درآوردند. منبع خبری این محققان، به استثناء ‘ سبئوس’ ( Sebeos )، تاریخ نویس ارمنی قرن 7 ، طبری و نویسندگان عرب هستند که حدود دو قرن بعد از مرگ یزدگرد سوم (652) از جنگ های  قادسیه و نهاوند خبر داده اند. بخصوص پژوهشگران معاصر ایرانی برای بازسازی وقایع قرن 7 خبر های طبری را یا لغت به لغت بازگو، یا در نهایت اخبار این تاریخ نویس را تفسیر می کنند و به خواننده ارائه می دهند. در واقع این تاریح شناسان بیشتر واسطه گر تاریخ ( طبری به خواننده ) هستند تا اینکه خود به طور علمی به کند و کاو گذشته بپردازند:

                if the historian permits his authorities to stand uncriticized, he abdicates his role as critical historian. He is no longer a seeker of knowledge but a mediator of past belief; not a thinker but a transmitter of tradition. ( 1

                شرق‌شناس آلمانی ’ تئودور نولدکه ’ ( ۱۸۳۶ – ۱۹۳۰ ) اشاره می‌کند که طبری مشخص نکرده که از چه منبع خبری اطلاعات ( تاریخی ) خود را به دست آورده است و فقط در مواردی و آنهم به طور غیرمستقیم این تاریخ نویس از افراد مطلعی نام برده است که این اخبار را به او داده‌اند. این شرق‌شناس ادامه می‌دهد که طبری حتی در بخش تاریخ ساسانیان از نام بردن این افراد مطلع نیز خودداری کرده است. با این وجود ‘ نولدکه ‘ تاریخ طبری را معتبر می دانست. (2 )

                به عقیده اسلام شناس دانمارکی ’ پاتریسیا کرون ‘ ( Patricia Crone) می توان با اندک امیدی سرآغاز تاریخ اسلام را بازسازی کرد اگر ما، بدون رجوع به اسناد اسلامی، به یافته ها و اکتشافات از حفاری ها ( باستان شناسی ) و به پاپیروس ها از این دوره استناد کنیم:

                Without correctives from outside the Islamic tradition, such as papyri, archaeological evidence, and non- Muslim sources, we have little hope of reconstituting the orginal shapes of this early period. (3 

                 این نوشته کوتاه سعی می کند، با رجوع به تاریخ قرن 7 بیزانس، تحقیقات باستان شناسان، بررسی سکه های عرب – ساسانی و پاپیروس، نشان دهد که در مرحله اول اعراب نقش مهمی در سرنگونی سلسله ساسانیان ایفا نکردند، بلکه این ارتش بیزانس بود که با درهم شکستن نیروی نظامی خسرو دوم پرویز در جنگ های ارمنستان (622) و نینوا ( دسامبر 627 ) در موصل (عراق) مقدمات فروپاشی امپراتوری ساسانی را فراهم کرد .

                اوضاع سیاسی دولت ساسانیان در اوائل قرن هفت میلادی  

                خسرو دوم پرویز در سال 590 به سلطنت می رسد و بهرام چوبین، سپهبد ارتش، که ادعا می کرد از خاندان اشکانیان است از فرمان این پادشاه سرباز می زند و قیام می کند. خسرو دوم که نتوانست در مقابل بهرام چوبین مقاومت کند مجبور به ترک ایران می شود و به موریکیوس ،پادشاه بیزانس، پناه می برد. خسرو دوم با کمک ارتش بیزانس به ایران باز می گردد و پس از شکست دادن بهرام چوبین در سال 591 دوباره قدرت را در دست می گیرد. در بیزانس موریکیوس به دست یک افسر ارتش با نام فوکوس به قتل می رسد. خسرو دوم که از قتل پشتیبان خود موریکیوس به خشم آمده بود برای گرفتن انتقام از فوکوس به بیزانس حمله می کند. فوکوس به دست هراکلیوس سرنگون می شود، اما ارتش خسرو دوم به پیشروی خود در خاک بیزانس ادامه می دهد. ساسانیان پس از شکست دادن یک واحد نظامی بیزانس در انطاکیه ( 613 ) دمشق و اروشلیم ( 614 ) را بسادگی تصرف می کنند. در اروشلیم شهروراز، فرمانده لشگر ساسانیان، صلیب دار مسیح را به غنیمت می گیرد و همراه با زاخاریاس ( Zacharias ) ، کشیش شهر، برای خسرو دوم پرویز به تیسفون می فرستد. اوائل سال 619 ساسانیان مصر را نیز اشغال می کنند.

                heraklius_0002

                نقشه حمله ساسانیان به  سوریه، اروشلیم و مصر

                اما نکته قابل توجه در تصرف اروشلیم، دمشق و مصر این بود که لشگر شهروراز در اروشلیم و سوریه با یک نیروی نظامی، یا ارتشی که از این شهرها دفاع کند رویاروی نشدند. تصرف ساده دمشق، اروشلیم  و مصر به دست نیرو های ساسانیان این نظریه را تقویت می کند که بیزانس در این شهرها سپاهی مستقر نکرده بود. باستان - و تاریخ شناسان اسرائیلی ‘ یهودا دی. نوو و جولیت کورن ( Yehuda D. Nevo & julith Koren ) اشاره می‌کنند : 

                 In any case,  the ease with which the Persians overran al-Šām ( Syria – Palestine area ) indicates that Byzantine military control of Syria-Palestine ( and also Egypt ) was slight. ( 4

                ارتش بیزانس در قرن 6 میلادی سوریه را ترک کرده بود:

                   that the Bzyantium withdrawal began at least a hunderd years before the Sassanians started their forays  into the empire’ s domains in 604 . (5 

                   پاپیروس های که در سال 1930 در صحرا ‘ نگب ‘ ( اسرائیل ) کشف شده اند ( Nessana papyri ) این ادعای دو نویسنده اسرائیلی را تایید می کنند که بیزانس در قرن 7 این مناطق را کنترل نمی کرد. این پاپیروس ها متعلق به سال های 460 تا 630 میلادی هستند. تا سال 601 نویسنده های پاپیروس نام خود را به یونانی، زبان رسمی بیزانس، می نوشتند، اما نام نویسنده ها در 8 پاپیروس از سال 601 به بعد به زبان عربی است. ( 6 ) غسانیان، اعراب متحد با بیزانس، از قرن 7 سوریه و غرب شبه جزیره عربستان را اداره می کردند. همچنین تاریخ نویس انگلیسی ’ جیمز هووارد جانستون ‘ (James Howard-Johnston ) اشاره می کند که سپاهیان ایران در حمله به مناطق بیزانس با مقاومت جدی روبرو نشدند:

                The Persian encountered only limited local resistance as they set about occupying the rich Roman provinces of the Near East…… Syria and Palestine were rapidly overrun in the course of the following four years. ( 7

                لشگرکشی هراکلیوس به سمت ارمنستان

                    نخست بیزانس واکنشی به حمله ساسانیان و تصرف شهر های دمشق و اروشلیم از خود نشان نداد، اما کلیسای بیزانس نمی توانست قبول کند که صلیب مسیح به سرقت برود. با فشار و کمک مالی کلیسا هراکلیوس، پادشاه جوان بیزانس، در آپریل 622  پیشاپیش یک لشگر پایتخت بیزانس را نه به سمت مصر، یا دمشق برای پس گرفتن این شهرها از سپاهیان ساسانیان، بلکه به سوی ارمنستان ترک می کند. پس از حرکت هراکلیوس به طرف ارمنستان شهروراز مجبور می شود با لشگر خود از مناطق اشغالی دمشق و اروشلیم خارج شود و پادشاه بیزانس را دنبال کند. اولین نبرد بین دو سپاه در ارمنستان اتفاق افتاد که با شکست ساسانیان خاتمه یافت. در سال 623 هراکلیوس به سمت آذربایجان حرکت می کند و در گنجک آتشکده آذرگشنسپ را، به تلافی خراب کردن مقبره مقدس در اروشلیم به دست ساسانیان، آتش می زند. تا سال 626 هیچکدام از دو طرف موفق به یک پیروزی نهایی بر دیگری نشدند. در این سال حتی ساسانیان به کُنستانتینوپول ( قسطنطنیه)، پایتخت بیزانس، حمله کردند، اما نتوانستند این شهر را تصرف کنند. سرانجام در 12 دسامبر سال 627 نبرد شدیدی بین دو ارتش در منطقه نینوا روی می دهد که این بار نیز بیزانس پیروز می شود. در جنگ نینوا راهزاد، فرمانده ارتش ساسانیان، و سه افسر ارشد نیز کشته می شوند. اما شکست سپاهیان خسرو دوم پرویز در نینوا به مراتب شدید تر از جنگ در ارمنستان ( 622 ) بود. در این جنگ، به نقل از ’ یهودا دی. نوو و جولیت کورن ’ ارتش ساسانیان قلع و قمع می شود:

                In effect he had destroyed Sassanian military power, leaving the civil administration intact  ( 8

                 نقل شده است که خسرو پرویز دوم در زمان اقامت خود در بیزانس در قبال تئوفیلاکت سیموکاتا ( Theophylaktos Simokattes ) ،تاریخ نویس و منشی هراکلیوس، این پیشگویی را کرده بود : ” قوم بابل 21 سال بر بیزانس حکمفرمایی خواهد کرد. اما در سال 35 بیزانس بر ایران مسلط می شود. ” :

                The Babylonian race will hold the Roman state in its power for a threefold cycle hebdomad of Years (twenty-one years). Thereafter you Romans will enslave Persians for a fifth hebdomad of years (9

                سوره ” الروم ” در قران نیز اشاره ای است به پیروزی نخست ساسانیان بر بیزانس و بعد شکست ارتش خسرو دوم در ارمنستان و نینوا : ” 2 – بیزانسی ها شکست خوردند، 3 – در منظقه ای نزدیک، اما آنها بعد ار اینکه شکست خوردند پیروز خواهند شد، 4 – در سال های بعد . تصمیم با خدا است. از قدیم و در آینده. در این روز مومنان خشنود می شوند.”

                 بعد از جنگ نینوا دولت ساسانیان دیگر دارای یک ارتش منظم که بتواند به کمک آن از مرزها دفاع و یک پارچه گی ( تمامیت ارضی )  ایران را حفظ کند نبود. تنها نیروی باقیمانده سواره نظام زرهپوش ( کاتافراکت ) بود که ساسانیان این واحد نظامی را برای جلوگیری از نفوذ هون های سفید ( هفتالیان) در سرحدات شمال شرقی ایران مستقر کرده بودند.

                پس از ترک سپاهیان ساسانیان از دمشق و اروشلیم در سال 622 و شکست آنها در ارمنستان از بیزانس اعراب این مناطق و غرب شبه جزیره عربستان از زیر سلطه ساسانیان رهایی می یابند و مستقل می شوند. از معاویه  یک سنگ نبشته از سال 663 با نقش علامت صلیب در حمام شهر قدیمی یونانی ’ Gadara ’  ( ”ام قیس” در فلسطین ) به دست آمده است  ( اینجا ). این سنگ نبشته به مناسبت ترمیم یک حمام در ” ام قیس ” حکاری شده است ( سنگ نبشته به زبان یونانی است ) . سه تاریخ زمان حکاکی این سنگ نبشته را ثبت کرده اند: تاریخ سال مالیاتی بیزانس، تاریخ سال محلی شهر و تاریخ بنا به سال عرب ها ( سال 42 عرب ها ). سنگ نبشته معاویه در ” ام قیس ” از سال عرب ها نام برده است و نه از سال هجری ( اسلامی ). بنا به تاریخ این سنگ نبشته سال یک اعراب برابر است با سال 622 ( میلادی ) . شاید برای معاویه که خود زاده سوریه بود سال 622 ، سالی که با شکست ایران از بیزانس در ارمنستان حکمفرمایی ساسانیان بر اعراب سوریه خاتمه یافت، سال اول عربها به حساب می آمد.

                در سال 628 خسرو دوم پرویز به دست سپهبد شهروراز و پسر این پادشاه، شیرویه، به قتل می رسد. پس از قتل پدر شیرویه تاج سلطنت را بر سر می گذارد. شیرویه بیمار می شود و در بستر مرگ پسر خود، اردشیر سوم، را به دست پادشاه بیزانس می سپارد. اردشیر سوم را  سپهبد معروف ارتش، شهروراز، به قتل می رساند ( 630 ) . در همین سال شهروراز در اروشلیم پس از بازگرداندن صلیب مسیح یک پیمان صلح با هراکلیوس می بند که بر طبق آن دولت ساسانی متعهد می شود از مناطق اشغالی ( اروشلیم، سوریه، مصر ) عقب نشینی کند. قصد  هراکلیوس از حمله به ایران تصرف سرزمین های ایران و تیسفون، پایتخت ساسانیان، نبود، بلکه بازگرداندن ساسانیان به خط مرزی که قبل از پیشروی ارتش خسرو دوم پرویز به سمت غرب بین ایران و بیزانس تعیین شده بود. بعد از قرارداد صلح با ایران هراکلیوس اروشلیم و دمشق را ترک کرد : 

                 Byzantium did not reenter all the ‘ liberate areas,’ and Byzantine control was slight….- a real imperial army was not stationed there, and the border area was not regarrisoned or militarily strengthened with Byzantine tropps. ( 10

                 به نقل از Yehuda D. Nevo and Judith Koren هراکلیوس پس از پیروزی بر ایران به مناطق جنوب انطاکیه بازنگشت

                After Heraclius defeated the Persians, he did not return real Imperial Forces to any area south of Antioch, nor regarrison or even militarily strengthen the limes arabicus ( 11

                با وجود اینکه ارتش هراکلیوس دمشق و اروشلیم را ترک کرده بود و حکمرانان عرب خود این مناطق را مانند گذشته ( از قرن 6 ) اداره می کردند و خراج به بیزانس می پرداختند طبری و نویسندگان عرب قرن 8 و 9 خبر از جنگ های متعدد ( اجنادین و یرموک ) اعراب با بیزانس می دهند :

                 Perhaps there was indeed a great invasion, with battle after battle between tens of thousands of opposing soldiers, over the course of several years ( 629 to 636 ). But if there were, it would seem that, at the time, nobody noticed. ( 12

                تا به حال هیچ شی جنگی، یا قبر های دسته جمعی از کشته شدگان در محل این جنگ های اعراب با بیزانس، یا اعراب با ایران یافت نشده است.

                طبری ادامه می دهد که ارتش بیزانس بعد از شکست در یرموک به انطاکیه عقب نشینی و با کشتی این منطقه را ترک می کند. 

                   در ایران شهروراز، به نقل از کریستن سن، به دست سه تن از ” نجبای “ خاندان ساسانیان به قتل می رسد. از زمان قتل خسرو دوم پرویز ( 628 ) تا به قدرت رسیدن یزدگرد سوم ( 632 ) ” تقریبا کشور ایران ده پادشاه دید. “ کریستن سن ادامه می دهد : ” به این ترتیب همه کشور ایران، برای آخرین بار، در زیر فرمان یزدگرد سوم درآمد و صورت واحد گرفت. “ ( 13 ) در رابطه با سن یزدگرد سوم در زمان تاجگذاری نظریه های مختلفی بیان شده است. دینوری اشاره می کند که یزدگرد سوم در سن هیجده سالگی تاجگذاری کرده است. به نقل از طبری این پادشاه ساسانی در سن 28 سالگی به قتل رسید و با در نظر گرفتن 20 سال سلطنت می بایست یزدگرد سوم در سن هشت سالگی تاج سلطنتی را بر سر گذاشته باشد. همچنین اسلام شناس آلمانی ’ نولدکه ‘ معتقد است که یزدگرد سوم در سن هشت سالگی به سلطنت رسید ( سکه ها ده سال اول سلطنت یزدگرد سوم ،به نقل از نولدکه، این پادشاه را بدون ریش نشان می دهند ). 

                 جنگ قادسیه

                    این ادعای اسلام شناسان سنتی که در شبه جزیره عربستان قبایل متعدد عرب زندگی می کردند که پس از پذیرفتن اسلام با یک دیگر متحد شدند و با هزاران جنگجو به کشور های مجاور حمله کردند درست نیست و حقیقت تاریخی را بیان نمی کند. بیشتر سرزمین شبه جزیره عربستات ( به جز قسمت جنوبی آن ) پرجمیعت نبود و همین ساکنان کم این مناطق، در هر دوره تاریخی، نیز در نهایت فقر زندگی می کردند:

                The Muslim traditions depict the Arabian Peninsula as filled with roaming nomadic tribes who, after conversion to Islam, supplied thousands of warrios for the conquest of al-Šām, Iraq, and Egypt. This view dose not beare close scrutiny. Most of the peninsula ( excluding of course its southern coastal region ) is a parched desert which, judging from the material remains so far discovered, was never densely inhabited and whose population was not only sparse but extremely poor by any standard at any historical time ( 14

                طبری بیش از دو قرن بعد و بدون ارائه دادن یک سند از جنگ قادسیه خبر داده است 

                اسلام‌شناس دانمارکی ‘ پاتریسیا کرون ‘ اشاره می‌کند که: ” تاریخ نویسان سنتی ( طبری و نویسندگان عرب قرن 8 و 9  – نویسنده ) اطلاعات و جزئیات زیادی ارائه داده‌اند، اما هیچ سندی را ضمیمه این اطلاعات خود نکرده‌اند. ”  

                What the tradition offers is thus a mass of detailed information, none of wich represents straightforward facts. ( 15  

                طبری ادعا می کند که اخبار خود را از افراد مطلعی به دست آورده است که از نسلی به نسل دیگر به طور شفاهی انتقال داده اند ( تاریخ شفاهی ). حد اقل 10 نسل می بایست اخبار جنگ قادسیه را از دهان به دهان نقل می کردند ( پدر بزرگ من گفت که از پدر بزرگ خود شنیده ، الی آخر) که در آخر این خبر ها به طبری برسد و این تاریخ نویس آنها را بر روی کاغذ بیآورد، بنویسد ( تاریخ طبری که امروز در دسترس ما است نسخه اصلی به  دستخط طبری نیست، این تاریخ در قرن 11، یا 12 رونویسی شده است ). به نقل از تاریخ شناس اسرائیلی ’ بواز شوشان ’ ( دانشگاه بن  گورین ) طبری اصول ( قواعد ) تاریخ نویسی را در نوشتن تاریخ خود به کار نگرفته است:

                Tabari ’s historical method is far from embodying sophisticated historical principles (16

                 این تاریخ شناس ادامه می دهد که تاریخ طبری بانک اطلاعات ( تاریخی ) نیست، بلکه ادبیات است :

                 Of whatever period and provenance, texts designed as ’ history ‘ cannot be treated simply as databanks, but are legitimate candidates for linguistic enquiries and literary analyses. (17

                تاریخ طبری بیشتر داستان ( ادبیات ) است تا تاریخ.

                همچنین ‘ سبئوس ‘، کشیش و تاریخ نویس ارمنی قرن 7 میلادی ، خیلی کوتاه در کتاب خود ” تاریخ هراکلیوس” از جنگ ایرانیان و اعراب در محل ’ Herthican ‘  ( حیره ) خبر می دهد. این تاریخ نویس ادامه می دهد که ساسانیان در این محل 80،000 سرباز به فرماندهی رستم در مقابل سپاه اعراب جمع کرده بودند. سبئوس در کتاب خود از قادسیه نام نبرده است و فقط به رستم اشاره کرده است که در جنگ کشته شده است :

                The Persians reached a village called Herthican , with the Arabs close on their heels, ” The battle started and the Persian army fled before the Arab, who pursued them and put them to the sword, There perished the general Rstom ….” (18 

                 اما چون ‘ سبئوس ‘ از رستم نام برده است نویسندگان دوران بعد ( طبری و تاریخ نویسان عرب ) خبر می دهند که این حنگ در قادسیه اتفاق افتاده است. ’یهودا دی. نوو و جولیت کورن  اشاره  می کنند که نوشته اصلی کتاب ’ سبئوس ‘ در دست نیست و رونوشتی که امروز از این نویسنده قرن 7 در اختیار ما قرار دارد در قرن 10 / 11 توسط نویسندگان دیگری ترجمه و رونویسی شده است ( نسخه اصلی به زبان یونانی بوده و در صورتیکه رونوشت به خط ارمنی است ) . (19 ) 

                 مذهب شناس آلمانی ‘ سوئرمن ‘ (Suermann ) معتقد است که ‘ سبئوس ‘ اطلاع کامل از اسلام داشته است، اما مناطق نامبرده در کتاب این نویسنده ارمنی در شبه جزیره عربستان قرار ندارند، بلکه بیشتر سرزمین های هستند که در انجیل به آن ها اشاره شده است.(20) سبئوس در کتاب خود خبر از “ اتحاد اعراب با یهودیان ” را می دهد ( Suermann , ص 150) که ارتش هراکلیوس را شکست دادند. این خبر  ‘ سبئوس ’ واقعیت تاریخی را بیان نمی کند و یک افسانه است. پیمانی بین اعراب و یهودیان علیه بیزانس بسته نشده بود و برعکس، اعراب سوریه از هراکلیوس در جنگ بیزانس علیه ایران پشتیبانی  کردند. از این پشتیبانی سنگ نبشته ای خبر می دهد که باستان شناسان دانشگاه هایدلبرگ ( آلمان ) در حفاری های خود در یمن به دست آوردند:

                Oddly enough, the scrawled rock inscription could be interpreted to mean that the tribe of the Kuraish, to which the Prophet belonged, sometimes fought for the Christians ( 21

                این سنگ نبشته از قبیله قریش نام برده است که ” برای مسیحیان می جنگیدند.” به طور قطع منظور از ” مسیحیان “ بیزانس است. قریشی ها خود پیرو دین مسیحی بودند و در حیره حکومت می کردند. دولت حیره را خسرو دوم پرویز در سال 602 متلاشی کرد و از بین برد. به قریشی ها لقب ” foederati ” (متحد ) داده شده بود، متحد بیزانس. 

                همچنین ‘ سبئوس ‘ اشاره به نامه ی می کند که معاویه به کنستانس ،پادشاه بیزانس، نوشته است. در این نامه معاویه به پادشاه بیرانس پیشنهاد کرده است : ” این مسیح را رد کن و به خدای بزرگی که من ستایش می کنم بپیوند، خدای پدر ما، ابراهیم. ” ( 22) معاویه در سنگ نبشته خود در حمام ” ام قیس “ نقش صلیب را حکاری کرده است و به همین علت نیز نمی توان پذیرفت که این امیرالمومنین اعراب ( واژه خلیفه در دوران عباسیان متداول شد )  تقاضای روی برگرداندن پادشاه بیزانس از مسیح را کرده باشد: چنین نامه ی را معاویه به پادشاه بیزانس ننوشته است. به علت نکات مثبتی که در کتاب “ تاریخ  هراکلیوس” در باره دین یهودیت نوشته شده است مذهب شناس آلمانی ’ کارل هاینس اولیگ ’ بر این عقیده است که ناشر یا فردی که این کتاب را ترجمه کرده به طور قطع پیرو دین یهودی بوده. ( 23 ) با توجه به تناقضات و اطلاعات نادرست در خبرهای تاریخی  ” تاریخ هراکلیوس” که به امکان زیاد هنگام ترجمه و رونویسی ( به عمد ؟ ) روی داده اند نمی توان برای اطلاع از جنگ قادسیه به کتاب ‘ سبئوس’ استناد کرد.  

                شرق شناس فرانسوی ’ ژان موریس فیه’ ( Jean-Maurice Fiey ) اشاره می کند به خبری از مشاجره بین ’ ایسو یهب ’ ( Iso Yahb ) - اسقف مسیحیان ایرانی در تیسفون بین سال های 649 تا 659 - و عرب های مسیحی قطر. طبق این خبر مسیحیان عرب در قطر اسقف تیسفون را به رسمیت نمی‌شناختند. شرق شناس فرانسوی معتقد است که علت قیام مسیحیان قطری علیه اسقف ’ ایسو یهب ’ اشغال تیسفون توسط اعراب در سال 635 و از بین رفتن اعمال نفوذ ایرانیان بر اعراب قطر از این تاریخ ( 635) به بعد است :

                 En fait, ľ interruption des rapports entre catholicos et métropolite, avant ľ accession ď Īšōʿyaw au patriarcat et depuis, , nʾétait pas due seulement à des raisons personnelles. Si ľon retrace les étapes de la conquête musulmane, on se rend compte que Sêleucie Ctêsiphon êtait passée sous le contrôle arabe depuis 635,… (24 

                به نقل از زرینکوب، تیسفون در سال 637 سقوط کرد (25 ) اما، با توجه به نظریه شرق شناس فرانسوی، یک، یا دو سال قبل از جنگ قادسیه (  635 ،636 ) تیسفون به کنترل اعراب درآمده بود. 

                  سکه شناس انگلیسی ’ سوزان تایلر اسمیت ‘ ( Susan Tyler-Smith  ) اشاره می کند که فقط در 17 ضرابخانه سکه های یزدگرد سوم ضرب شده اند و با توجه به دوران نسبتا طولانی سلطنت این پادشاه ساسانی (632 – 651 ) می بایست تعداد بیشتری ضرابخانه سکه از یزدگرد سوم ضرب می کردند. سکه های یزدگرد سوم فقط در سیستان ،فارس و خوزستان ضرب شده اند. این سکه شناس انگلیسی ادامه می دهد که بیشتر سکه های یزدگرد سوم بین سال های 632 تا  633 ضرب شده اند و از سال 636 تا 637 فقط ضرابخانه های فارس و خوزستان سکه ضرب کردند. از سال 634 تا 635 و از سال 641 تا 642 سکه ی از یزدگرد سوم یافت نشده است:

                  no coins appear to have struck between 634 – 635 and 641 – 642 ( 26

                به عقیده این سکه شناس شکست ایران از اعراب در قادسیه دستگاه اداری ساسانیان را فلج کرده بود و به همین علت دولت یزدگرد سوم نمی توانست سکه ضرب کند:

                 the absence of coins does really indicate the collapse of central administrationit would strongly suggest that an early date ( i.e., 635-636 ) for the battle of Qadisiya is correct ( 27  

                بین سال های 642 تا 652 فقط ضرابخانه کرمان و شاید هم ضرابخانه سیستان سکه های از یزدگرد سوم ضرب کرده اند. سوزان تایلر اسمیت در بررسی سکه های یزدگرد سوم به این نتیجه می رسد که این پادشاه تمام مناطق ایران را تحت کنترل خود نداشته است.  

                 اما اگر یزدگرد سوم در سال 641 ، به نقل از سوزان تایلر اسمیت، سکه با نام خود ضرب نکرد دو سکه شناس ’ جی. روث و ای. نیکیتین ’ ( A. Nikitin و G. Roth) اشاره می کنند که اعراب سکه های در ضرابخانه کرمان که واژه عربی ” جید “ ( خوب ) بر روی آنها حکاکی شده است در سال 641 ضرب کرده اند: 

                Die-engraver B was making dies only for Kerman province. Within this small group we find at  least one jayyid coin (no.14)….. One of these coins (no.15) is of year 19. We may presume either that it was struck from an original Sasanian reverse die, or that the die-engraver had  become employed just befor the Arab conquest of Kerman took place.  ( 28

                 سکه عرب - ساسانی از سال 20 ( 2 – 641 میلادی) با واژه “ جید” ( jayyid )

                jayyid 

                Obverse: Bust right, trace of jayyid in margin.
                Reverse: Fire altar; two attendants holding swords (left-handed), facing. Crescent to left, star to right (reversed). Mint name to right (BN); year 20 (frozen) to left

                http://www.grifterrec.com/coins/islam/arab_sas/arabsasanian.html 

                 این سکه شناسان ادامه می دهند که عرب ها سکه های با نام یزدگرد سوم در سال 20 در داراب ضرب کرده اند. اما داراب در سال 644 به تصرف اعراب در آمد. این دو سکه شناس نیز معتقدند که یزدگرد سوم تمام ایران را تحت کنترل خود نداشته است : 

                 For Example, there is a drachm with the name of ,Yazdgard, of year 20, bearing the mintmark of Darabgerd (no. 1): Darabgerd was taken by the Arabs in AH 23 (644)……. It means that this coin ……… came from a city which by that time was no longer under Sasanian administration ( 29

                همچنین سکه شناس ایرانی ’ ع. شمس اشراق ‘ از سکه های نام می برد که با واژه ” جید ” در سال 20 یزدگردی در مرو ضرب شده اند: ” یکی از اولین سکه های عرب ساسانی که از نوع سکه های خسرو به خط  پهلوی است و واژه ی ( جید) به معنی بسیار نیکو - به خط کوفی در حاشیه ی آن نقش بسته، به تاریخ 20 یزدگردی برابر با سال 31 هجری به نام دارالضرب ( مرو ) … در بخش اسلامی موزه ی بریتانیا موجود است. ” ( 30) شمس اشراق ادعا می کند که این سکه ها ” با موافقت خلیفه سوم وسیله حاکمان عرب ضرب شد”. نویسنده اشاره ی به منبع خبری خود ( از موافقت خلیفه ) نمی کند، اما ادامه می دهد که از خود چهار خلیفه راشدین هیچ سکه ای یافت نشده است: ” با وجود آنکه تازیان در زمان خلافت ( ابو بکر ) به فرماندهی خالد ابن ولید به سرزمین های ساسانیان یورش بردند….. به خاک ایران دست یافتند لیکن تا کنون سکه ای به نام هیچ یک از خلفای راشدین به دست نیآمده است و به نام خلفای راشیدین سکه ی ضرب عربستان نیز دیده نشده است.” ( شمس اشراق، ص. 38)  

                 سکه شناسان نامبرده بالا ( جی. روث و ای. نیکیتین ) فقط به سال 20 بر روی سکه اشاره می کنند که برابر است با سال 641  میلادی، اما برای شمس اشراق این سال 20 یزدگردی است که مطابقت دارد با سال 651 میلادی. ( شمس اشراق، ص .124 )

                در اینجا تاریخ ضرب سکه های عرب - ساسانی قرن 7 میلادی با دو تقویم متفاوت تعیین می شوند : تقویم با استناد به سال ضرب شده بر روی سکه و تقویم یزدگردی. تاریخ ” یزدگردی “ که شمس اشراق به آن اشاره می کند و تاریخ بعد از یزدگرد یک تاریخ ( تقویم ) مصنوعی، یا ساختگی است که اسلام شناسان برای تطبیق دادن ارقام ( سال ها ) بر روی سکه با تاریخ طبری درست کرده اند. برای اطلاع بیشتر نگاه کنید ( اینجا ). 

                ایران شناس آلمانی ’ هاینس گابه’ (Heinz Gaube ) در کتاب خود اشاره به سکه های می کند که اعراب در سال 641 در ضرابخانه های مختلف ایران ( به سبک سکه های ساسانی ) با نام خود ضرب کرده اند. (31 ) با توجه به ضرب سکه های عربی در سال های 640 تا  642 در نقاط مختلف ایران نمی توان این ادعا کریستن سن را که ایران ” زیر فرمان یزدگرد سوم صورت واحد گرفت “ قبول کرد. یزدگرد سوم برای ” صورت واحد ” گرفتن ایران احتیاج به یک ارتش نیرومند داشت، اما در سال 627 ارتش دولت خسرو دوم پرویز، بعد از شکست از هراکلیوس، فروپاشید و ساسانیان نمی توانستند در سال های که آشفتگی و هرج و مرج  دستگاه های دولتی ( تاج گذاری ده پادشاه در مدت 4 سال ) را فرا گرفته بود یک ارتش جدیدی را سازمان دهند ( تشکیل دهند ) که نخست در جنگ پل (جسر ) در سال 634 و پس از مدت زمانی کوتاه، به نقل از طبری، در قادسیه با صد هزار سرباز در برابر اعراب ایستادگی کند. به همین دلیل هم خبر کریستن سن که رستم ” فرماندهی کل نیروی لشکری را به عهده گرفت ”  و  ” سپاهی بزرگ در پیرامون پایتخت حاضر شد.” (32) واقعیت تاریخی را بیان نمی کند.

                      اما این اعرابی که بین سال های 640 تا 642 در نقاط مختلف ایران (بیشتر در شرق ایران ) به قدرت رسیدند و به نام خود سکه ضرب کردند عرب های نبودند که از خارج، از شبه جزیره عربستان، به ایران حمله کرده بودند، بلکه این اعراب ایرانی بودند که از اوائل دوره ساسانیان در ایران زندگی می کردند. یکی از ویژگی های سیاست خارجی ساسانیان انتقال ساکنان مناطق تسخیر شده به ایران بود: ساسانیان در سال 241 شهر عرب نشین الحضر ( 80 کیلومتری جنوب موصل – Hatra ) را که در کناره رودخانه دجله  قرار داشت به تصرف خود در آوردند و اعراب این منطقه را به شرق ایران انتقال دادند. شاپور اول به شهر  انطاکیه ( Antiochia ) حمله کرد و کشیش مسیحی و تمام پیروان کلیسا را اسیر و در جندی شاپور اسکان داد. به نقل از زرتشت شناس معاصر آلمانی  ‘ میشائل اشتاسبرگ ’ (Michael Stausberg) شاپور اول ده ها هزار از مسیحیان مناطق سوریه، کاپادوکیه و کیلیکیه ( ترکیه امروز ) را به ایران انتقال داد. این زرتشت شناس آلمانی همچنین اشاره می کند که به علت ازدواج مسیحیان انتقال داده شده با پیروان ادیان دیگر دین مسیحیت قوی ترین اقلیت دینی در ایران به شمار می آمد. (33 )

                    معروف ترین عرب ایرانی عبدالملک مروان ( به نقل از اسلام شناسان خلیفه پنجم امویان) بود. بر روی سکه های که از عبدالملک مروان از سال 696 در مرو ضرب شده اند نام ‘ عپدولملیک ی  مروانان ’ و نه ‘ عبدالملک بن مروان ’ به زبان پهلوی دیده می شود. نام عبدالملک این طور بر روی سکه ضرب شده است : عپدولملیک ی مروانان – به لاتین = APDLMLIK-I MRWANAN.

                       همچنین شمس اشراقی به سکه های عبدالملک بن مروان اشاره می کند که : “  در برخی از سکه ها نیز نام خلیفه (…) عپدولملیک ی مروانان ضرب شده است ” ( 34) 

                apdul 

                نام ’ عپدولملیک ی مروانان ’ بر روی سکه مرو به خط پهلوی  

                (John Walker, A Catalogue of the Arab-Sassanian Coins, London 1941, P. 29) 

                در زبان فارسی ‘ آن ‘ اول حالت اضافی و ’ آن ’ دوم حالت جمع است. به این ترتیب ’ مروانان ’ یعنی شهروندانی که از مرو هستند، یا از طایفه مروانان و نه از پدری با نام مروان. تاریخ نویسان عرب و ایرانی قرن 8 و 9 اسم ایرانی ( آرامی) مروانان را بعد به مروان تغییر دادند ( مروان یک اسم عربی نیست) و عپدولملیک ی از مرو شد عبدالملک بن مروان. ( به نقل از نویسندگان سنتی مروان اول از مکه که از سال 684 تا 685  فرمانروایی کرد پدر عبدالملک مروان بود )

                جنگ نهاوند

                  ضرب سکه های عربی از سال 640 به بعد در نقاط مختلف ایران نه فقط نشان می دهند که اعراب ایرانی ( قبل از حنگ نهاوند ؟ ) در این مناطق به  قدرت رسیده بودند، بلکه این سکه ها همچنین خود نشانه فروپاشی نهایی دولت ساسانیان نیز هستند، فروپاشی که بعد از شکست سپاهیان خسرو دوم پرویز در ارمنستان (622) شروع شد و با قتل این پادشاه  ( 628 ) شدت یافت. در سال 641 هراکلیوس، متحد و هم پیمان اعراب، جان می سپارد و همسر این پادشاه به قدرت می رسد. اما همسر هراکلیوس را پادشاه جدید بیزانس به قتل می رساند. بعد از مرگ همسر هراکلیوس اعراب سرزمین های شرق رودخانه دجله دیگر تعهدی در مقابل خانواده سلطنتی نداشتند و خود را موظف نمی دیدند از سیاست پادشاه جدید بیزانس پیروی کنند. این اعراب استقلال خود در بخش های از ایران را با ضرب سکه اعلام کردند و کنترل این مناطق در دست گرفتند. جنگ نهاوندی ( 642 ) که طبری و تاریخ نویسان عرب از آن خبر داده اند همین استقلال اعراب ایرانی ( با حمایت اعراب خارج از ایران ) در ایران است. به همین علت نیر تعجب آور نیست که اولین سکه ها از امیرالمومنین های عرب: معاویه، عپدولای زوبیران که بعد به زبان عربی می شود عبدالئه بن الزبیر و عبدالملک مروان به خط پهلوی در داراب فارس ضرب شده اند و نه به زبان عربی در سوریه، یا شبه جزیره عربستان.

                    پس از نابودی ارتش ساسانیان و عقب نشینی بیزانس از سوریه و اروشلیم (630) قبایل عرب تنها نیروی های مسلح در مناطق میان رودان بودند. جنگ ها و فتوحات ای که طبری و تاریخ نویسان عرب 200 سال بعد از آنها خبر داده اند در واقع، به نقل از ’ یهودا دی. نوو و جولیت کورن ’ دستبرد ها و سرقت های مسلحانه این قبایل عرب به سرحدات کشور های مجاور بودند. یک نیروی نظامی برای جلوگیری از سرقت های اعراب در مرز ها مستقر نبود:

                The picture the contemporary literary sources provide is rather of raids of the familiär type; the raiders stayed because they found no military opposition…… these were later selected and embellished  in late Umayyad and early Abbasid times to form an Official History of the Conquest. ( 35

                نویسندگان مسیحی و یهودی قرن 7 و 8  ( میلادی ) در سوریه، اروشلیم و مصر خبری از فتوحات اعراب نداده اند. ’ یو حنا ابن الفنقی ’ ( John bar Penkaye ) ، راهب کلیسا در شرق سوریه ( اواخر قرن 7 میلادی )، در وقایع نامه ی ناتمام به زبان سوری که به او نسبت داده می شود اشاره کرده است که اعراب مسلح نبودند و خدا پیروزی را به آنها داد: ” مردان برهنه سوار بر اسب و بدون تجهیزات، یا سپر پیروز شدند.“

                 overthrowing all their warriors who prided themselves in the arts of war. We should not think of the advent (of the children of Hagar) as something ordinary, but as due to divine working. How, otherwise, could naked men, riding without armour or shield, have been able to win…( 36

                 ———————————————————————————————————-

                1-  Van Harvey. The Historian and the Believer. Toronto, Ontario: The  Macmillan Company, 1966, P. 41-42

                2  – Theodor Nöldeke, Geschichte der Perser und Araber zur Zeit der Sasaniden, aus der arabischen Chronik des Tabari, Leyden, E.J. Berlin, 1973, P. XIV

                3 - Patricia Crone, Meccan trade and the rise of Islam, Oxford 1987, P. 230

                4 - Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam. New York 2003, p. 47 

                5- Yehuda D. Nevo and Judith Koren,  p. 47

                6 -  Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P. 47

                7 -  James Howard-Johnston, Heraclius’ persian Campaigns and the Revival of the East Roman Empire, 622-630, in: War in History; Jan 1999, Vol. 6 Issue 1, P 1- 44 

                8 - Yehuda D. Nevo and Judith Koren, p. 47

                9 - J. Reinik, Alexander the Great in 7th-century syriac ‘ Apocaliptic ‘ texs, in: Syric Christianity, IV, P. 158-160

                10 - Yehuda D. Nevo and Judith Koren, p. 48 – 49

                11- Yehuda D. Nevo and Judith Koren,  Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 101

                12 - Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P.135

                13 - P. 479 ، 1384، آرتور کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، تهران

                14 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P. 67

                15 - Patricia Crone, Meccan trade and the rise of Islam, Oxford 1987, P. 222

                16 – Boaz Shoshan, Poetics of Islamic Historiography: Deconstructing Tabari’ s

                  History, Brill, Leiden . Boston, 2004, P. 110-111

                 17 –  Boaz Shoshan, P. xxiv

                18 - Sebeos, ed. F. Macler , 1904, Ch 30

                19 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam. New York 2003, p. 129

                20 - Harald Suerman, Juden und Muslime gemäß christlichen Texten zur Zeit Muhammads  und in der Frühzeit des Islams, in: Holger Preißler, Heidi Stein (Hrsg). Annährung an das Fremde, XXVI. Deutscher Orientalistentag vom 25. bis 29.9.1995 im Leipzig, Stuttgart 1998, 145-154

                21 - Spiegel Online International, Fortress in the Sky, 12.21.2012 ,
                http://www.spiegel.de/international/world/buried-christian-empire-in-yemen-casts-new-light-on-early-islam-a-874048.html#ref=rss

                22 - Sebeos, ed. F. Macler, P.139-140

                23 - Karl-Heinz Ohlig, Der frühe Islam, eine historische Rekonstruktion anhand zeitgenössischer Quellen, Berlin, 2007, P. 248-255

                24 – Jean-Maurice Fiey, Dioceses syriens orientaux du Golf persique, in: Memorial Mgr Gabriel Khouri-Sarkis, Belgique, 1956-1967, P. 187

                25 - زرینکوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص ۳۳۱

                26 – Tyler-Smith, Susan, Coinage in the Name of Yazgerd III and the Arab Conquest

                of Iran, Nomismatic Chronicle, 160 (2000), p. 140

                27 – Tyler-Smith, Susan, P. 146-147

                28 – Aleksander Nikitin and Günter Roth, “The earliest Arab-Sasanian coins”, Numismatic Chronicle, v.155. London, Royal Numismatic Society, 1995, pp.131-134 

                29 – Aleksander Nikitin and Günter Roth, P. 132

                30 - 38 .ع. شمس اشراق، نخستین سکه های امپراتوری اسلام، اصفهان 1369، ص

                31- H.Gaube, Arabosasanidische Numismatik , 1973, P. 12

                32 -  P. 481، 1384، آرتور کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، تهران

                33 – Michael Stausberg, Die Religion Zarathushtras, Stuttgart; Berlin; Köln, 2002, P, 237

                34- ع. شمس اشراق، ص. 84 ( پاورقی)

                35- Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 100

                36 -  S. P. Brock, North Mesopotamia in the late 7th century : book 15 of John Bar Penkaye’s “Ris Melle”, Jerusalem Studies in Arabic and Islam, 9 (1987) 

                 

                  نژادکشی

                  کارل پوپر ادعا می کند که منشاء رژیم های استبدای و نژادی قرن 20 ( استالین و هیتلر ) را باید در فلسفه سیاسی پلاتون، هگل و مارکس جستجو کرد. به عقیده پوپر تئوری دولت این سه فیلسوف راه را برای قتل و جنایت دولت های توتالیتر باز کردند. از طرف دیگر مصر شناس آلمانی، یان آسمن ( Jan Assmann ) ، معتقد است که اعمال زور و  قدرت در تاریخ با ادیان ابراهیمی ( یکتا پرستی ) آغاز گردید و برای اثبات نطریه خود به داستان  گوساله طلایی در تورات اشاره می کند:

                  Continue reading

                    معمای طبری ( وفات 922 میلادی)

                    تاریخ طبری ( 38  جلد به زبان انگلیسی ) بسیار پرحجم است. همچنین این تاریخ نویس در 30 جلد قران را تفسیر کرده است ( تفسیر قران ). با اینکه گفته شده که طبری بیش از 80 سال زندگی کرده است بعید و حتی غیرممکن به نظر می رسد که یک فرد به تنهایی بتواند هزاران صفحه در باره تاریخ و قران مطلب بنویسد. این مسئله زمانی بغرنج تر می شود که قبل از نوشتن تاریخ و تفسیر قران می بایست طبری نخست مدارک جمع آوری و بررسی می کرد ( حمع آوری مدارک نیز وقت می برد و زمان احتیاج دارد). به اعتقاد پژوهشگران طبری تاریخ خود را به زبان عربی نوشته است، اما یک نسخه کوتاه و مختصر از تاریخ طبری ( تاریخ بلعمی ؟ ) نیز به زبان فارسی در دست است.

                    Continue reading

                      Seite 1 von 1312345...10...Letzte »