yyyy

 

to step outside the islamic tradition altogether and start again . upon non-islamic written, they occcasionally cited archaeological evidence in corroboration of it.for example, the proposition that the original sanctuary. an unidentified site in north-western arabia well to the north of medina, was dramatically confirmed by the eccentric orientation of the mosques excavated

 

 

معاویه اولین حکمران عرب است که سکه به نام خود ضرب کرد و سنگ نبشته نوشت. معاویه اولین سکه خود را در دارب فارس با عنوان امیرالمومنین به خط پهلوی ضرب کرد. نه فقط معاویه ، بلکه عبدالملک مروان نیر اولین سکه خود را در ایران ضرب کرد.همچنین اولین سکه با نام محمد در زمان عبدالملک مروان نیز در ایران ضرب شده است. منشا هر سه نام معاویه ،عبدالملک مروان و محمد ایران است و نه عربستان، یا سوریه. به همین علت نیر زبان فارسی عربی نشد، به علت اینکه معاویه و عبدالملک مروان ( از مرو ) خود ایرانی بودند، عرب ایرانی.

 

 

https://www.academia.edu/3576977/The_Inscription_of_Zuhayr_the_oldest_Islamic_Inscription_AH_24_AD_644_

 

اخبار تاریخ نویسان عرب از نظم و صف آرایی لشگر اعراب در جنگ ها کلیشه ی و شبیه یک دیگرند. مرتب به نام فرمانده

و یا یک شخصیت مهم که در راس یک واحد نظامی قرار دارد اشاره می شود. اغلب نیز نام دو فرمانده دو جناع راست و چپ ارتش ذکر می گردند. تاریخ شناسان عرب و ایرانی همچنین از اسامی فرمانده هان جناع های راست و چپ لشگر دشمن نیز اطلاع داشتند. طبری، با استناد به سیف بن عمر، نام فرماند هان ایرانی در جبهه مقدم، در پشت جبهه و دو جناع راست و چپ ارتش ایرانیان در جنگ قادسیه را ذکر می کند. همچنین طبری از فرمانده سواره نظام ایرانی در جنگ نهاوند اسم می برد. اسلام شناس آلمانی ، Noth ،  اشاره می کند که اسامی فرماندهان ایرانی که طبری از آنها نام برده است ساختگی هستند ( Noth ، ص 104 ). در بیشتر حکایت ها تاریخ نویسان عرب اشاره به خیانت فردی از شهروندان شهر م 

 

به نقل از طبری نام قاصدی که خبر از تجمع ارتش ایران در نهاوند را به عمر رساند ” قریب بن ظفر

” بود و قریب به معنی “نزدیک” و ظفر یعنی “ پیروزی ” و از این اسم عمر به این نتیجه رسد که پیروزی نزدیک است

رین کوب در کتاب „روزگاران “ ( ص. 256 ) شروع جنگ قادسیه را به این ترتیب بازگو می کند: ” این بار، سپاه خلیفه در قادسیه نزدیک حیره فرود آمد، و در اطراف ، بنای غارت و تاخت و تاز گذاشت. رستم هم، که سردار بزرگ ایران و نایب السلطنه یزدگرد محسوب می شد، بعد از تعلل بسیار که ناشی از بی اعتنایی به تهدید اعراب بود، از تیسفون بیرون آمد و با سپاه خویش در آن سوی قادسیه در محلی موسوم یه دیرالاعور اردو زد. ”
چنین خبری از شروع جنگ قادسیه را تاریخ نویسی می تواند بنویسد که خود همراه سپاه بوده و “ تعلل ” رستم را مشاهده کرده ، یا شاهدی از رفتار رستم در تیسفون خبر داده که بعد تاریخ نویس خبر این شاهد را نقل کرده است. این خبر را زرین کوب یا از طبری نقل کرده است، یا از بلاذری و یا از دینوری (821 -895 ) که هر سه تاریخ نویس حداقل 150 سال بعد متوجه ” تعلل ” ! رستم شده اند.

 

 

احمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی معروف به ابن تیمیه (زاده ۱۰ ربیع‌الاول ۶۶۱ قمری برابر با ۲۲

ژانویه ۱۲۶۳ میلادی، و مطابق با ۲ بهمن ۶۴۱ خورشیدی در حران، سلجوقیان روم – درگذشتهٔ ۵ مهر ۷۰۷ برابر با ۲۸ سپتامبر ۱۳۲۸) عالم الهیات، حدیث و فقه، منطق دان و اخترشناس بو 

بگو: بیایید تا آنچه خدا بر شما حرام کرده همه را بر شما بخوانم ، و آن اینکه به هیچ وجه شرک به خدا نیاورید ، و به پدر و مادر احسان کنید ، و دیگر اولاد خود را از بیم فقر نکشید ، ما شما و آنها را روزی می دهیم ، و دیگر به کارهای زشت آشکار و نهان نزدیک نشوید و نفسی را که خدا حرام کرده ( محترم شمرده ) جز به حق به قتل نرسانید. خدا شما را به این اندرزها سفارش نموده ، باشد که تعقل کنید. 

 

 

http://www.mein-allergie-portal.com/histaminintoleranz/228-histaminintoleranz-was-passiert-im-koerper-symptome-diagnostik.html

 

جهنم، بین ادیان ابراهیمی، فقط در اسلام به طور وحشتناک به نمایش گذاشته شده . سرآغاز دین یهودیت آن دنیا را نمی شناخت. یهوه، خدای یهودیان ، خدای زددگان بود و نه مردگان.. اما بعد ،تحت تاقیر فلسفه پلاتون، یهودیان به دنیای دیگر و روح جاودانی ایمان آوردند. پیغمبر یهودیان اشعیا یک تصویر کامل از بهشت می دهد: در آخر زمان تمام ملت ها به اروشلیم می آیند و با صلح و دوستی کنار یک دیگر زندگی می کنند. اما هنوز هم گروهی از یهودیان هستند که به بهشت معتقد نیستند. تا آنجاییکه من اطلاع دارم در یهودیت نامی از جهنم برده نشده است. در مسیحیت مسیح به پدرش که در آسمان هست اشاره می کند و پیرواننش معتقد هستند که او پس  مرگ برخاسته به آسمان رفته و در آخر زمان بر می گردد. در مسیحیت کشیش معروف آگوستینوس مسئله جهنم را باب روز کرد و پیروان این دین هشدار داد همه به علت نخستين گناه ادم ابوالبشره به جهنم می روند. اما این کشیش اضافه می کند که انسان های با تقوا نجات می یابند. در اسلام تصویر هولناکی از جهنم ارائه شده. در قران اشاره شده که در جهنم لباس بی ایمانان از آتش است و بر سر آنها آب داغ ریخته می شود تا موادی مه در شکم آن ها است ذوب شود….

 

ابوعبیده جراح

chroniclers now focus on an encounter that , in retrospect, was viewed as turning the tide against byzantium and in fover of the arabs: the Battle of yarmuk. the arabs were led by two of their most famous generals: the aforementioned and ,who comes across as a tough but fair and pragmatic man. Both were from the prophet’s tribe of Quraysh

Chronisten konzentrieren sich jetzt auf eine Begegnung, die im Nachhinein als Wende das Blatt gegen byzantium und in fover der arabs gesehen wurde: die Schlacht von Yarmuk. Die Araber waren von zwei ihrer berühmtesten Generäle führte: die oben genannten und, die über eine harte, aber faire und pragmatische Mann kommt. Beide waren aus dem Stamm des Propheten von Quraysh

 

 

http://www.degruyter.com/view/j/islam.2015.92.issue-2/issue-files/islam.2015.92.issue-2.xml

photo of an inscription etched by an Arabic traveler. The traveler engraved his name on the block of red sandstone over 1,300 years ago in a location northwest of Saudi Arabia. The inscription reads, „In the name of Allah/ I, Zuhayr, wrote (this) at the time ‚Umar died/year four/And twenty.“ [Ali ibn Ibrahim Ghabban and Robert Hoyland]

 

Excitement spreads among historians as an important archeological discovery is made: inscription on a block of redstone by an Arabic traveller, which is over 1300 years old, older than the earliest copy of Quran, making it the earliest dated Arabic inscription! And the surprising thing about it is that it uses diacritical marks, something which are completely absent in the early copies of Quran. The absence of diactrical marks makes the text vulnerable to multiple interpretation. The inscription on the rock does not include punctuation or vowel marks, however it does contain markings to distinguish consonants that are identical in shape, proving that such a system of marks was already in use before the earliest known copies of Quran were written down. So, the big question arises: why doesn’t Quran contain these diacritical marks?

 

Discovery News reports: Ghabban now believes Muhammad’s close associates and early followers „stripped Qur’ans of diacritical marks“ in order to permit „Muslims to read the Qur’an as it was revealed to Muhammad in the various dialects of the Arabs, and allowing the skeleton of the word to bear all the meanings which appear in it.“

 

This discovery can also potentially solve the issue of when the Second Caliph Umar ibn al-Khattab actually die.
 
1. In the name of God
2. I, Zuhayr, wrote (this) at the time ‘Umar died, year four
3. And twenty
caliph ‘Umar ibnal-Khat
_
t
_
ab, does indeed fall at the end of year 23 orthe beginning of year 24. Moreover, the use of the word ‘died’ by the author of the inscriptionconfirms that the ‘Umar mentioned is ‘Umar ibnal-Khat
 
The verb ‘died’ confirms that ‘Umar, the next word, isthe rightly guided caliph, ‘Umar ibn al-Khat
_
t
_
ab,and the name ‘Umar’ corroborates the accuracy of the Hijri date ‘year twenty-four’ that follows.

Meca was a barren places , and barren places do not make natural halts, and least of all when they are found at a short distance from famously green environment. why should caravans have made a steep descent to the barren lands of mecca when they could have stopped at taif

what commodity was available in arabia that could be transported such a distance, and still be sold at a profit large enough to support the growth of a city in a peripheral site bereft of natural resources

 

Theodor Nöldeke, Geschichte der Perser und Araber zur Zeit der Sasaniden, aus der arabischen Chronik des Tabari, Leyden, E.J. Berlin, 1973, P. XIV

2 – Bibliotheca Persica, Edited by Ehsan Yar-Shater

The History of al-Tabari, Volume XII, State University of New York 1992, PP. 29 -36

3 – Albrecht Noth, Quellenkritische Studien zu Themen, Formen und Tendenzen

frühislamischer Geschichtsüberlieferung, Bonn 1973, P. 131

4 – Ahasver V. Brandt, Werkzeug des Historikers, Eine Einführung in die Historischen 

Hilfswissenschaften, 17 Auflage, Stuttgart 2007, P 149

5 – Augustus Spijkermann, The Coins of the Decapolis and provincia Arabia, Jerusalem 1978. P. 128-29, No. 1

6 – Prophyläen Weltgeschichte, Bd.V., Frankfurt 1963, S. 65

7 – H.Gaube, Arabosasanidische Numismatik ,1973, P. 12

8 – Rika Gyselen, Arab – Sasanian Copper Coinage, Wien 2009، P 15
Österreichische Akademie der Wissenschaft
Veröffentlichungen der Numismatischen Kommission – Band 34
 
 9 – Stephen Album, Tony Goodwin, The Per-Reform Coinage of the Early Islamic Period 

Oxford 2000. Pl. 38, Nos. 560

10 – Günter Lüling, Die Wiederentdeckung des Propheten Muhammad, Erlangen,1981, P. 411

11 – Jan Assmann, Religion und kulturelles Gedächtnis, München 2000, P. 17

12 – Maurice Halbwachs, Das Gedächtnis und seine Sozialen Bedingungen, Frankfurt/M, 1985

P. 382

13 –  Pierre Nora, Zwischen Geschichte und Gedächtnis, Frankfurt/Main, 1998, p. 13-14

14 – Michael Stausberg, Die Religion Zarathushtras, Stuttgart; Berlin; Köln, 2002, P, 237

15 – Encylopaedia Iranica (ed. by Eshan Yarstater),Volume VII, Fascicle

Costa Mesa (California/USA) 1994, 98- 08

16 – Markus Groß, Schlaglichter, die beiden ersten islamischen Jahrhunderte, Berlin, 2008, P. 89

17 – ,Albrecht Noth und Jürger Paul, Der islamische Orient, Grundzüge seiner Geschichte

Würzburg, 1998, P. 30

18 – Barbara Finster, Arabien in der Spätantike, in Archäologischer Anzeiger, 1996, P.287-319

19 – Theresia Hainthaler, Christliche Araber vor dem Islam, Eastern Christian Studies; 7, Leuven, 2007, P. 101

20 – Gernot Wiessner, Christlicher Heiligenkult im Umkreis eines sassanidischen Großkönigs

In: Festgabe deutscher Iranisten zur 2500 Jahrfeier Irans, P. 145

21 – Gerhard Wirth, Chosrau II, in: LThK II (Freiburg 1994),Sp.1098.

22 -:Walter Beltz, Entsakramentalisierung der syrischen Kirche im Sasanidenreich, in

Inkulturation des Christentums im Sasanidenreich, Hg. von: Arafa Mustafa, Jürgen Tubach

und G. Sophia Vashalomidze, Wiesbaden 2007. PP. 295-305

23 – G.Widengren, Die Religionen Irans, Stuttgart 1965, P. 283

24 -, A.Pertusi, Georgio di Pisidia Poemi. I. Panegerici. Edizione critica

traduzione e commento ,Ettal, 1959

25  -Y. Nevo and J.Koren, Crossroad to Islam. New York 2003, pp.27-46

26 – Peter Schreiner,Byzanz, 565-1453, Oldenbourg,Grundrisse der Geschichte

,München 2008, P.17

27 – G. Ostrogorsky, Geschichte des byzantinische Staates, München 1952, P. 93

28 – Isoyaw patriarchae III. Liber epistularum ( CSCO, Vol. 12, Scriptores Syri II,

tomus 12), 172.

29 – Parvaneh Pourshariati, Decline and Fall of the Sasanian Empire, New York, 2008, P 232

30 – Harald Suerman, Juden und Muslime gemäß christlichen Texten zur Zeit Muhammads  und in der Frühzeit des Islams, in: Holger Preißler, Heidi Stein (Hrsg). Annährung an das Fremde, XXVI. Deutscher Orientalistentag vom 25. bis 29.9.1995 im Leipzig, Stuttgart 1998, 145-154

31 – Karl-Heinz Ohlig, Der frühe Islam, eine historische Rekonstruktion anhand zeitgenössischer Quellen, Berlin, 2007, P. 248-255

32 – Jean-Maurice Fiey, Dioceses syriens orientaux du Golf persique, in: Memorial Mgr Gabriel Khouri-Sarkis, Belgique, 1956-1967, P. 187

33 – Aleksander Nikitin and Günter Roth, „The earliest Arab-Sasanian coins“, Numismatic Chronicle, v.155. London, Royal Numismatic Society, 1995, pp.131-134 

34 – J. Walker, A Catalogue Of The Muhammadan Coins In The British

Museum, 1941, Volume I، Arab-Sassanian Coins,  London1941, xxviii

Even so there are numerous case where the coin evidence”

”Can not be reconciled with the historical tradition

35 – Rotter, Die Umayyaden und der Zweite Bürgerkrieg ( 680-692), Wiesbaden 1982, P. 85

36 -اصفهان 1369، ص 88.  نخستین سکه های امپراتوری اسلام، ع. شمس اشراقی، 

37 – Karl-Heinz Ohlig, der frühe Islam, Eine historisch-kritische Rekonstruktion anhand zeitgenössischer Quellen, Verlag Hans Schiler, 2007, P.64-92

38 – Zeitschrift der deutschen Morgen ländlichen Geselschaft ( ZDMG ), 1854, P 842-843

39 – Patricia Crone, Michael Cook, Hagarism, The making of the islamic World, Cambridge,1977, P. 11

40 – Julius Wellhausen, Das Arabische Reich und sein Sturz , Berlin 1902, P. 345

41 -Tyler-Smith, Susan, Coinage in the Name of Yazgerd III and the Arab Conquest

of Iran, Nomismatic Chronicle, 160 (2000), pp. 135-170

42 – Pierre Nora, Zwischen Geschichte und Gedächtnis, Frankfurt/Main, 1998, p. 13-14

43 – Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Literatur, I, 1948, P. 136

در ماهنامه باستان شناسی „دنیای قدیم ، شماره 4 سال2014″( Antike Welt ، زبان آلمانی )باستان شناسان نتیجه حفاری های خود برای بازسازی تاریخ 7 میلادی اسرائیل و اردن را منتشر کردند. پژوهشگران اشاره کردند که هیچ نشانه، یا سندی که حمله اعراب به این سرزمین ها را بازگو کند به دست نیامده است ( آثار آتش سوزی، یا خرابی شهر ها، قبر های کشته شدگان). باستان شناسان معتقد هستند روند اسلامی شدن اسرائیل و اردن به کندی اتفاق افتاده ( نه با حمله نظامی بین سال های 634 تا 640 که تاریخ شناسان سنتی ایرانی و عرب از آنها خبر داده اند.) این باستان شناسان ادامه می دهند که تعمیر کلیسا ها در قرن 7 همچنان ادامه داشته. هیچ نشانه باستان شناسی، تا به امروز، حمله اعراب به ایران، یا سرزمین های بیزانس را تایید نکرده است 

er hat offenbar nicht der Ansicht, dass er Mohammeds verweisen musste seine Legitimität zu stärken

 

یوحنای دمشق

 

 

( John of Damascus ) ، عالم الهیات مسیحی ( 676 – 749 ) اهل سوریه بود. پدر یوحنای دمشق سرپرستی بخش دارایی دستگاه اداری معاویه را به عهده داشت و خود او نیز مدت زمانی کوتاه در خدمت این خلیفه اموی بود. یوحنای دمشق در کتابی با نام  “ آموزه های اشتباه “ ( De Haeresibus )  صد مورد ارتداد را توضیح می دهد. صدمین نوع ارتداد به ارتداد اسماعیلی ها ( اعراب قبل از اسلام به اسماعیلی ها نیز شهرت داشتند ) اشاره می کند. به عقیده  یوحنای دمشق نگرش اسماعیلی ها به  دین مسیحیت اشتباه بود و یک نوع ارتداد به شمار می آمد (10) این خبر ارتداد در کتاب یوحنای دمشق نشان می دهد که اسماعیلی ها پیرو نوعی از دین مسیحیت بودند، اما نوع اشتباه آن.

 

 

https://docupedia.de/zg/Erinnerung_und_Ged%C3%A4chtnis

شبلی نعمانی ( 1914 – 1857 ) اسلام شناس هندی در کتاب خود

“ Sirat-un-Nabi ،

ص 44″ اشاره می کند که برای بیشتر تاریخ نویسان سنتی ( قرن 8 و 9 ) واقدی یک دروغگو بود، این اسلام شناس ادامه می دهد اما شاگرد واقدی ابن سعد ( وفات 844 ) حقیقت را بازگو کرده . اما نعمانی توضیح نمی دهد چگونه اخبار ابن سعد که در نوشته های خود به واقدی دروغگو استناد می کند حقیقت است. همین نطریه را نعمانی در رابطه با این اسحاق و این هشام بیان می کند که تاریخ نویسان سنتی اخبار ابن اسحاق را قبول نداشتند، اما ابن هشام را تایید کردند برای اسلام شناس آلمانی  Seven Kalisch این تناقض در گفته نعمانی به این علت است که در زمان ابن سعد اخبار واقدی قدیمی شده بودند و می بایست یک روایت جدید ارائه می شد. همین نظریه در باره این هشام صادق است، اخبار ابن اسحاق قدیمی شده بودند. این اسلام شناس آلمانی همچنین معتقد است که باید به وجود، به  بودن ابن اسحاق به عنوان یک شخصیت تاریخی شک کرد. از:

Markus Groß

Die Entstehung einer Weltreligion/3, 2014, P. 332

 

 

shiraz 

 

mauvia 

 

یوحنای دمشق ( John of Damascus ) ، عالم الهیات مسیحی ( 676 – 749 ) اهل سوریه بود. پدر یوحنای دمشق سرپرستی بخش دارایی دستگاه اداری معاویه را به عهده داشت و خود او نیز مدت زمانی کوتاه در خدمت این خلیفه اموی بود. یوحنای دمشق در کتابی با نام  “ آموزه های اشتباه “ ( De Haeresibus )  صد مورد ارتداد را توضیح می دهد. صدمین نوع ارتداد به ارتداد اسماعیلی ها ( اعراب قبل از اسلام به اسماعیلی ها نیز شهرت داشتند ) اشاره می کند. به عقیده  یوحنای دمشق نگرش اسماعیلی ها به  دین مسیحیت اشتباه بود و یک نوع ارتداد به شمار می آمد (10) این خبر ارتداد در کتاب یوحنای دمشق نشان می دهد که اسماعیلی ها پیرو نوعی از دین مسیحیت بودند، اما نوع اشتباه آن.

 

 

فوکوشیما 5 سال بعد از فاجعه هسته ای، انرژی هسته ای حق مسلم ژاپونی ها هست 😈 داستایوسکی جایی اشاره کرده که “ کل جهان با دانش و علمش ارزش گریه یک بچه را ندارد “ چه تعداد بچه بعد از فاجعه هسته ای در فوکوشبما گریه کردند ؟

 
Massoud Amirkhalilis Foto.

 

 

 

اسکندر پس از رسیدن به غزه، دیوارهای جنوبی شهر را ضعیف‌تر دید پس در حاشیهٔ جنوبی شهر اردو زد. وقتی غزه مسخر شد، مردان را از دم تیغ گذراندند و زنان و کودکان را به بردگی فروختند. اسکندر که شجاعت دشمنانش را تحسین می‌کرد و مایل بود به سردار دلیر هخامنشی رحم کند، از زانو نزدن باتیس در برابر او و سکوت مغرورانه و رفتار متکبرانهٔ باتیس خشمگین شد. بنا به گفتهٔ کوینت کورس، مورخ رومی، اسکندر باتیس را به همان شکلی از پا درآورد که آشیل با هکتور رفتار نموده بود. طنابی از میان قوزک پای باتیس، احتمالاً بین استخوان قوزک و تاندون آشیل، رد کرد و او را با ارابه‌ای به دنبال خود بر روی زمین کشید. ( از ویکی‌پدیا )

 

 

 

 

 

http://www.imprimatur-trier.de/“ „

 

 

 

 

سفیان پدر همان معاویه است، که سنگ نوشته و سکه هایش یافت شده، “ ( البرز). چنین سکه و سنگ نبشته ای که شما به آنها ها اشاره کردید تا به امروز یافت نشده است و بر روی سکه ها و سنگ نبشته معاویه نیز از سفیان نامی برده نشده. „که سفیان از تجار بزرگ مکه بوده „. مکه مرکز تجارت نبود و تجار بزرگ نیر نداشته . نگاه کنید به کتاب
Meccan trade
and the rise of Islam
از :
Patricia Crone
نویسنده در این کتاب به بی اهمیت بودن مکه به عنوان یک مرکز تجاری اشاره می کند.
اما چگونه ممکن است که در زمان خلفای راشیدین ایران ، سوریه و مصر به تصرف اعراب در آیند، اما هیج نویسنده میسحی ، یا یهودی در منطقه از این حمله ها ( به فرمانده ای عمر) خبر ندهد. تحقیقات باستان شناسی هیچگونه اثری از این جنگ ها را نشان نداده است. در جنگ نهاوند، به نقل از طبری ایرانیان 150000 هزار جنگجو در مقابل 10000 سپاه اعراب قرار داده بودند ( در قادسیه 80000 هزار سرباز ایرانی در جبهه بودند ) و در جنگ با بیزانس اعراب موفق شدند فقط با 25000 هزار سرباز ارتش 200000 نفری بیزانس را در کناره رودخانه یرموک شکست دهند. در این حنگ های بزرگ ( قادسیه، یرموک،نهاوند و … )، به نقل از نویسندگان ایرانی و عرب، فقط 400000 هزار سرباز ایرانی و بیزانسی شرکت داشتند .در این جنگ های بزرگ که به طور قطع هزاران سرباز از هر دو طرف کشته شده اند می بایست اعراب و ایرانیان اجساد سربازان خود را در قبر های دستجمعی به خاک می سپردند. تا به امروز هیچ قبری نه از سربازان ایرانی ، بیزانسی و عرب ها در محل این جنگ ها پیدا نشده است. باستان شناس اسرائیلی Gideon Avni اشاره می کند به زندگی عادی شهروندان شهرهای اطراف رودخانه یرموک در طی جنگ و ادامه می دهد که در قبرستان های این شهرها نشانه ای از تعداد بیشتر قبر ها مشاهده نمی شود :

Further evidence of peaceful life during the time of th Arab conquest is provided by tombstone inscriptions , which contain no reference to violent events or unusual circumstances that might have led to an upsurge in burials

آركولوف ( Arculf ) کشیش فرانکی كه در قرن اول هجرى ( حدود سال 670 ميلادى) از اروشلیم ديدن كرد از یک نمازخانه باشکوه عرب ها در این شهر خبر می دهد:

Near the wall on the east, in that famous place where once there stood a magnifcent Tempele, the saracens have now built oblong house of prayer
بیشتر اسلام شناسان ادعا می کنند این نمازخانه به دستور عمر ( مسجد عمر ) در سال 638 ساخته شد. باستان شناس اسرائیلی Gideon Avni به خبر ارکولوف از این مسجد اشاره می کند و ادامه می دهد که بقایای این مسجد که کشیش فرانکی از آن نام برده در حفاری های در اروشلیم پیدا نشده است :

Although no material evidence of this first mosque has been found , it is reasonable to assume that it was built on the southern part of the platform, at the same place as the later al-Aqsa mosque

طبری بیشتر از حماسه های استوره ای خبر داده ، تا ازجنگ های تاریخی، واقعی ( اگر فرض کنیم که اساسن چنین نویسنده ای با نام طبری وجود داشته )

امیرخلیلی

 

 

از جایی که معاویه نظر خوشی به اسلام مسلمین نداشته، هیچ اشاره‌ای در سکه‌ها و سنگ نوشته‌اش هم به موضوع اسلام نکرده است“ ( البرز )

پاتریشا کرون (Patricia Crone ) ، اسلام شناس دانمارکی، در کتاب “ God’s Caliph “ اشاره می کند که در سکه ها و سنگ نبشته های دوران معاویه نام خدا حکاری شده، اما از فرستاده خدا نامی برده نشده است. پاتریشا کرون ادامه می دهد که پیغمبر در دوران معاویه ( Sufyanid period ) در انظار عمومی نقش شناخته شده ای نداشت.

It is a striking fact that such dokumentary evidence as survives from the Sufyanid period makes no mention of the messenger of God it all. The papyri do not refer to him. The Arabic inscriptions of the Arab-Sasanian coins only invoke Allah, not his rasul; and the Arab-Byzantine bronze coins on which Muhammad appears as rasul Allah, previously dated to the Sufyanid period, have now been placed in that of the Marwanids. Even the two surviving pre-Marwanid tombstones fail to mention the rasul, though both mention Allah; and the same is true of Mu’awiyas inscription at Ta’if. In the Sufyanid period, apparently, the prophet had no publicly acknowledged rule

اسلام در زمان امویان گسترش نیافته بود که معاویه دشمن آن باشد. به احتمال خیلی زیاد امویان پیرو دین مسیحیت بودند. نگاه کنید آینجا:

آیا امویان پیرو دین مسیحیت بودند ؟

“ دلیل محکم تاریخی قوم عرب و وجود عمر نمی‌باشد “ ( دکتر رزابیان )

یکی از سوال های که اسلام شناسان نتوانستند، تا به امروز، جواب قانع کننده ای به آن بدهند این است که چرا تا به حال سکه ای از خلفای راشدین پیدا نشده است. سکه شناس معروف ایرانی ‚ شمس اشراق ‚ اشاره می کند: ” با وجود آنکه تازیان در زمان خلافت ( ابو بکر ) به فرماندهی خالد ابن ولید به سرزمین های ساسانیان یورش بردند….. به خاک ایران دست یافتند لیکن تا کنون سکه ای به نام هیچ یک از خلفای راشدین به دست نیآمده است و به نام خلفای راشیدین سکه ی ضرب عربستان نیز دیده نشده است.”

عمر یک شخصیت استوره ای است و نه تاریخی. عرب ها کتابخانه ای را آتش نزدند.

امیرخلیلی

 

 

متخصصین بدون اندیشه، لذت جویان بدون احساس „

 

 

Berliner Pahlavi-Dokumente: Zeugnisse spatsassanidischer Brief- und Rechtskultur aus fruhislamischer Zeit, by Dieter Weber.

 

 

https://www.academia.edu/1861339/Berliner_Pahlavi-Dokumente_Zeugnisse_spatsassanidischer_Brief-_und_Rechtskultur_aus_fruhislamischer_Zeit_by_Dieter_Weber

 

یوحنای دمشق

John of Damascus

Concerning Heresy (Perì hairéseōn) – the last chapter of this part (Chapter 101) deals with the Heresy of the Ishmaelites

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://freethoughtblogs.com/carrier/archives/8574

 

 

 

 

 

 

what is far better attested is the predominance of iranian men in working out all aspects of what would become the universal islamic civilisation, whether in law, theology, science, philosophy, history, gography, the arts, even in the realm of Arabic literature and linguistics. Although the Arabs  brought peoples as diverse as Egypians , Syrians Greeks, Berbers, Visigoths and Indians under their far- flung administration , non of these peoples or their  cultures would contribute as much to the emerging world of Islam as the Iranians . indeed within a little over a century Iranians would come to play a larger role than the Arabs themselves

شرایط زندگی اعراب در زمان سبئوس (دوران امویان ) مانند دوران بیزانس بود

Life went on in most places more or less as before ( 7

 Averil Cameron, The Jews in Seventh-Century Palestine: Scripta Classica Israelica 13, 1994, P.91

  1. تنها سند قدیمی که از حمله اعراب به سوریه و ایران در سال های 635 636 خبر می دهد نوشته است از ( از قرن 8 ؟) نویسنده به جنگی علیه رومی ها در ناحیه شرقی غزه در سال 634 اشاره می کند که در این جنگ اعراب  „تمام منطقه را با حاک یکسان کردند “  
  2. http://www.aai.uni-
  3. hamburg.de/voror/Personal/heidemann/Heidemann_Texte/2014_Heidemann-Riederer-Weber-Iran2014-Yazdgard.pdf 
 
 
 

طبری دو خبر مختلف از فتح اصفهان توسط اعراب به فرماندهی نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی می دهد.  نعمان در جنگ اصفهان کشته می شود. به خبر دوم طبری، با کمی تغییر، بلاذری و مسعودی هم اشاره می کنند، اما صحنه جنگ برای بلاذری و مسعودی نه در اصفهان بلکه در نهاوند است. بدین ترتیب فرمانده لشگر اعراب، نعمان، یک بار در اصفهان شهید می شود و یک بار در نهاوند.

ابوالفرج اصفهانی ( وفات 967 ) در کتاب الاغانی ( صفحه 28 ) ادعا می کند که نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی در نزدیکی نهاوند به خاک سپرده شده است

 
 
http://bhigr.blogspot.de/2012/01/der-felsendom-und-wikipedia.html

 

 
در جنگ سلامییس  یک سرباز فراری یونانی که  به ارتش خشایارشا پیوست خبر از بازی های المپیک می
 
دهد که یک برنده در مسابقات فقط یک تاچ که از شاخه ها و برگ های درخت زیتون درست شده بود در یافت کرده. یکی از فرمانده های سپاه خشایارشا به نام  Tritantaichmes به به مردونیه، فرمانده کل ارتش ، هشدار می دهد که تو ( مردونیه) علیه مردمی می جنگی که برای پول و جواهر مسابقه نمی دهند، بلکه چیرگی و زبردستی برای آنها مهم است . هرودت خبر می دهد که خشایارشا ازاین گفته Tritantaichmes خشمگین می شود و او  را ترسو خطاب می کند
 
 
 
سلام شناسان به اولین مسجد مسلمانان از سال 638 ( مسحد عمر ؟) اشاره می کنند. این اسلام شناسان برای اثبات نظریه خود به «
 
آركولوف ( Arculf ) کشیش فرانکی كه در قرن اول هجرى ( حدود سال 670 ميلادى)  از اروشلیم ديدن كرد از یک نمازخانه باشکوه عرب ها در این شهر خبر می دهد:

Near the wall on the east, in that famous place where once there stood a magnifcent Tempele, the saracens have now built oblong house of prayer

برای بیشتر اسلام شناسان این نمازخانه مسجد عمر است که در سال 638 ساخته  شد
باستان شناس اسرائیلی Gideon Avni به خبر ارکولوف از این مسجد اشاره می کند و ادامه می دهد که بقایای این مسجد که کشیش فرانکی از آن نام برده در حفاری های در اروشلیم پیدا نشده است :

Although no material evidence of this first mosque has been found , it is reasonable to assume that it was built on the southern part of the platform, at the same place as the later al-Aqsa mosque (1

پزوهشگران خط و زبان معتقدند که یونانیان در اوائل قرن 8 ، یا مدت زمانی کوتاه بعد از آن، الفبا یونانی را درست و تنظیم کردند. یونانیان حروف و خط غربی سامی ( حروف فنیقی ها) را گرفتند و حروف صدادار را به آن اضافه کردند ( تا قرن 8 یونان یک جامعه شفاهی بود ، بدون خط ) تاریخ شناس آلمانی Elke Stein – Hölkeskamp ادعا می کند که  منظومه حماسی الیاد و داستان ماجراجویانه ادیسئوس در قرن 7 نوشته شده . این تاریخ شناس ادامه می دهد که قبل از آنکه شاعری با نام هومر ( معلوم نیست که هومر یک شخصیت تاریخی، حقیقی است) این حماسه و داستان را بنویسد می بایست حداقل سه نسل ( حدود 80 سال) خوانندگانی این اشعار را برای علاقمندان می خواندند . بدین ترتیب هومر اشعار الیاد و ادیسئوس را نسروده است، بلکه سرودهای خوانندگان را نویسندگی کرده. اما چرا فقط سه نسل و نه بیشتر می توانستند این اشعار را به خاطر بسپارند و بخوانند: برای اینکه روایات ها (شفاهی ) می توانند فقط تا سه نسل ( تا حدوی دقیق) در خاطرات ( در حافظه ) باقی بمانند ( یان آسمن – مصر شناس آلمانی ). با سخنی دیگر: این سرود های الیاد و ادیسئوس قدیمی تر از پیدایش الفبای یونانی نیستند. حال چگونه ممکن است که طبری و نویسندگانعرب قرن 9  و 10 روایت های قرن 7 ( حدود 200 سال و 10 نسل) را بنویسند. بعد از سه ، یا حداکثر 4 نسل خاطرات فراموش می شوند. طبری و نویسندکان عرب قرن 9 نمی توانستند این روایات ها از جنگ  های ایران و اعراب را شنیده باشند ( تاریخ شفاهی)، تاریخ طبری ساحتگی است، فانتزی های خود نویسنده هستتند.

شناس مجاری ایگناز گلدزیهر ادعا می کند که سیاست مذهبی عباسیان ادامه سیاست مذهبی

https://books.google.de/books?id=RAK9yjo-leUC&pg=PA124&lpg=PA124&dq=Islamische+Philosophie+und+die+Krise+der+Moderne&source=bl&ots=g_JYKW78k4&sig=-_EaiSKPKr8P0wrgXIItk0yFXCE&hl=de&sa=X&ved=0CC4Q6AEwAmoVChMI-YCHpcKUxgIV42tyCh0OhgBq#v=onepage&q=Islamische%20Philosophie%20und%20die%20Krise%20der%20Moderne&f=false

ساسانیان بود و متد تعقیب مخالفان مذهب (تعقیب به علت ایمان داشتن به مذهب دیگر) را عباسیان از ساسانیان آموخته بودند. این اسلام شناس ادامه می دهد که تقسیم دنیا به داخلی ها (دار الااسلام ) و خارجی ها (دار الكفر ) نیز فرهنگ ساسانی است و اعراب این تقسیم را نمی شناختند. همچنین تشخیص نجس از تمیز نیز ساسانی است و نه عربی. به نقل از گلدزیهر برای بیشتر اعراب عباسیان ایرانی به شمار می امدند و نه عرب

اسلام و نجس بودن سگ

اسلام شناس یهودی تبار مجاری “ ایگناز گلدزیهر “ در مقاله “ اسلام و پارسیسم “ اشاره به جایگاه سگ نزد اعراب در اوائل پیدایش اسلام می کند.  در حدیثی ، به نقل از گلدزیهر، آمده که “ فرشته به خانه ای که در آنجا سگ پارس می کند و عکس دیده می شود وارد نمی شود“. همچنین گفته شده که به دستور پیغمبر تمام سگ های مدینه را کشتند. این اسلام شناس ادامه می دهد که فقیه های الهیات اسلام با این حدیث ها در رابطه با سگ مشکل دارند: خلیفه ال منصور از یک فقیه وقت سوال کرد: چرا باید مسلمانان سگ را از خود دور کنند. فقیه جواب می دهد دلیل این سنت را نمی داند. منصور اما گمان داشت که شاید به علت پارس کردن سگ به مهمانان و گدایان اعراب از سک متنفر هستند. گلدزیهر ادامه می دهد باید به درستی این خبر که پیفمبر دستور کشتن سگ ها را داده است شک کرد. در زمان پیفمبر اعراب سگ را نوازش می کردند و به این حیوان احترام می گذاشتند. خبر آمده که سگ ها اجازه داشتتد حتا وارد مسجد شوند. در حدیث دیگری اشاره شده که سگ وقتی شیطان را ببیند پارس می کند. گلدزیهر اضافه می کند که این حدیث تفکر ایرانیان را بیان می کند که “ وقتی سگ پارس کند شیطان  از محل دور می شود.“ این ویژگی را خروس هم دارد (  که شیطان را فراری می دهد) در اوستا مثبت در باره سگ نوشته شده است و در این کتاب آمده است که سگ و صوفی ده ویژگی مشترک دارند. گلدزیهر در آخر سوال می کند: چرا سگ که در زمان پیغمبر در مساجد نیر رفت و آمد داشت ناگهان نزد اعراب نسل های بعد نجس شد. گلدزیهر خود جواب این سوال را می دهد: چون ایرانیان احترام زیادی برای سگ قائل بودند اعراب در اوپوزیسیون به این جایگاه  سگ نزد ایرانیان دشمن سگ شدند. (گلدزیهر در مقاله اسلام و پارسیسم )

even when the country was under islamic rule, they hardly related to this fact during their travel

even when the country was under islamic rule, they hardly related to this fact during their travel

While historical text often reflect the personal views of the author, archaeological date are ostensibly unbiased evidence of material culture remaining after the abandonment and destruction of settlements

بی نیاز گرامی

شما در این مقاله به  „حملهٔ خالد بن ولید به مناطق‌ِ بیزانسی “ که  “ در رویدادنگاری‌های بیزانسی نیز بازتاب یافته است “ اشاره کردید. رویدارنگار بیزانسی تئوفانس است (به نقل از Frank Thiess ). تئوفانس  (وفات 820) حدود دو قرن بعد از این حمله خبر داده است. نمی توان به اسنادی که حدود 200 سال بعد از “ حمله به مناطق بیزانسی “ خبر می دهند زیاد اعتماد کرد ( سند عینی نیست، شاهد عینی اتفاق نیست). تاریخ نویسان مسیحی و یهودی قرن 7 در سوریه، یا در اروشلیم از بن ولید نامی نبرده اند. Hans Jansen، اسلام شناس هلندی، در کتاب “ محمد“ یادآور می شود که تئوفانس ، به احتمال زیاد ، خبرهای خود از بن ولید را از نویسندگان عرب قرن 9 گرفته است. به طور مثال لقب شمشیر خدا که اعراب به بن ولید داده اند و تئوفانس نیز به آن اشاره می کند. (1) قدیمی خبر از بن ولید را ابن اسحاق  ( وفات 767) در کتاب  „سیره محمد “ به ما داده است ( کتاب “ سیره مخمد “ از ابن اسحاق در دست نیست و حدود نیم قرن بعد ابن هشام ادعا می کند که کتاب ابن اسحاق را رو نویسی کرده است ) از طرف دیگر Jansen  اشاره می کند که ابن اسحاق بن ولید را “ وارد عرصه تاریخ کرده “ (2). حال این سوال مطرح است که آیا بن ولید یک شخصیت تاریخی، واقعی است ، یا یک شخصیت ساختگی. و اینکه آیا اصولا اعراب (مسلمان ، یا مسیحی ) به “ مناطق بیزانسی “ حمله کرده اند نیر زیاد روشن نیست. باستان شناسان آلمانی و اسرائیلی در حفاری های خود هیچگونه اثری، یا باقیمانده ای از این جنگ ها را پیدا نکرده اند:

 به نقل از  باستان شناس آلمانی ‘ Hans-Peter Kuhnen ‘ حفاری های جدید در اسرائیل و اردن تصویر سنتی از اوائل اسلام را به طور انقلابی تغییر داده است. اعراب برای گسترش اسلام با سواره نظام شجاع خود به سرزمین مقدس حمله نکردند، بلکه ایمان پیغمبر با تغییرات تدریجی فرهنگی در قرن 7 و 8 بین دریا مدیترانه و شمال غربی صحرای بزرگ عربستان تثبیت شد”:

Neue Ausgrabungen und Prospektionen der Landesarchäologie in Israel und Jordanien revolutionieren das herkömmliche Bild von den Anfängen des Islam im heiligen Land. Nicht mehr durch bravouröse Feldzüge kleiner arabischer Reiterheere, sondern durch einen allmählichen Kulturwandel fasste der Glaube des Propheten im 7. und 8.Jh.n.Chr. in den fruchtbaren Landschaften zwischen Mittelmeer und der großen nordwestarabischen Wüßte Fuß ( 3

باستان شناس اسرائیلی Gideon Avni اشاره به اختلاف زیاد بین اخبار سنتی ( نویسندگان عرب و ایرانی ) و تحقیقات باستان شناسی می کند:

The gap between the historical narratives and the archaeological evidence is striking

در حفاری ها این باستان شناس آثار (بقایای) از جنگ ها بین بیزانس و عرب ها در رود اردن و شهر های نزدیک یرموک پیدا نشده است :

Archaeological research has found no traces of military confrontation in the sites of northern Jordan. The two major battles between the Byzantines and the Arabs, at Fihl and Yarmuk, have left no visible impact on the nearby cities and towns of Pella, Abila, Umm el-mmal, and Jarash. (4

. شما همچنین اشاره کرده اید که “ درست در همین زمان، متحدان سابق‌ِ بیزانس، یعنی غسانیان‌ِ منوفیزیت، به رهبری خالد بن ولید به استان‌های بیزانس یورش می‌برند. البته این حملات طبق‌ِ گزارش سریانی‌ها بیشتر جنبهٔ غارت داشت تا کسب قدرت‌ِ سیاسی. “ به این غارت ها و سرقت ها دو باستان شناس اسرائیلی، یهودا دی. نوو و جولیت کورن، نیز اشاره می کنند :

پس از نابودی ارتش ساسانیان و عقب نشینی بیزانس از سوریه و اروشلیم (630) قبایل عرب تنها نیروی های مسلح در مناطق میان رودان بودند. جنگ ها و فتوحات ای که طبری و تاریخ نویسان عرب 200 سال بعد از آنها خبر داده اند در واقع دستبرد ها و سرقت های مسلحانه این قبایل عرب به سرحدات کشور های مجاور بودند. یک نیروی نظامی برای جلوگیری از سرقت های اعراب در مرز ها مستقر نبود:

The picture the contemporary literary sources provide is rather of raids of the familiär type; the raiders stayed because they found no military opposition…… these were later selected and embellished in late Umayyad and early Abbasid times to form an Official History of the Conquest. ( 5

حال اگر فرض کنیم که بن ولید یک شخصیت تاریخی هست، پس شاید این سردار عرب ( شمشیر خدا ) رهبری یکی از این قبایل سارق که به “ مناطق بیزانسی “ دستبرد می زدند را به عهده گرفته بوده.

 

 1 – Hans Jansen, Mohmmad, Eine Biographie, München 2008, P. 369

2 – Hans Jansen, P. 366

3 – Antike Welt, Zeitschrift für Archäologie und Kulturgeschichte, 4/2014, P. 63

4 – Gideon Avni, The Byzantine-Islamic Transition in Palestine, An archaeological Approach, Oxford University Press, 2014, P. 314-315

5 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Methodological Approaches to Islamic Studies. In: Der Islam 68 ( 1991) , P. 100  .

  http://www.shirazi.ir/imam-shirazi/library/ghods/03.htm  

Description: ARAB-SASANIAN, KHUSRAW II TYPE WITH JAYYID, Drachm, ŠY (unlocated), year ‚7‘. OBVERSE: Bust of Khusraw II with his name before; in second quadrant of margin: jayyid. WEIGHT: 3.76g. REFERENCE: Album F6 RRR. CONDITION: Slightly ragged flan, has been cleaned and still with minor peripheral staining, good very fine and extremely rare. NOTE: Drachms with the obverse legend jayyid instead of the standard bismillah have been considered some of the very earliest Arab-Sasanian coins. Album distinguishes two groups: one with the name and portrait of Yazdigerd III, and the other with the name and image of Khusraw II as on the present coin. It seems that both types were struck simultaneously but, while the Yazdigerd III derivatives are known from at least six different mints, those based on Khusraw II types are only reported from the mint of ŠY (as here). Confusingly, it seems that these coins could be dated according to two different systems: they sometimes bear what have been interpreted as Hijri dates (year 31 or 33 – the script is ambiguous), but are also found with the well-known frozen ‚year 20‘ of the Yazdigerd era, familiar from the relatively plentiful Yazdigerd III drachms of this year with bismillah in the margin.The date on the present coin appears to be the single number ‚7‘, and is presumably an authentic regnal year of Khusraw II copied faithfully from a prototype

      http://www.invaluable.com/auction-lot/dagger-arab-sasanian,-khusraw-ii-type-with-jayy-5-c-f6045edacc   http://www.mortonandeden.com/pdfcats/73web.pdf

http://www.islamic-awareness.org/History/Islam/Coins/drachm30.html

http://htmlmade.com/site/www.chubin.net

  atopzilla ttp://www.academia.edu/1564934/Annus_Hegir %C3%A6_vel_Annus_H_Agarorum_Etymologische_und_vergleichende_Anmerkungen_zum_Anfang_der_islamischen_Jahresz%C3%A4hlung?login=&email_was_taken=true&login=&email_was_taken=true

آنچه که ما به خاطر می آوریم برنمی گردد به طرف آنچه که به طور واقعی اتفاق افتاده است، بلکه به آن طرف که ما بعد ها از آن یک داستان بسازیم ، تعریف کنیم .

http://questioning-islam.com/2015/01/        

http://www.academia.edu/8980989/Die_blauen_Blumen_von_Mekka_Von_Ismaels_Stadt_zum_Heiligtum_der_Ismaeliten

 

http://www.mortonandeden.com/pdfcats/54web.pdf

Was macht der Emir mit dem Kreuz? Eine Tagung zur  

http://www.freiewelt.net/was-macht-der-emir-mit-dem-kreuz-eine-tagung-uber-die-entstehung-des-islam-10028650/

 

http://www.academia.edu/8980989/Die_blauen_Blumen_von_Mekka_Von_Ismaels_Stadt_zum_Heiligtum_der_Ismaeliten

 

http://sitecheck.sucuri.net/

  سعيد کتاب „شرق شناسی“ را نوشت و توضيح داد که غربی ها درباره شرقی ها «استريو تايپ» می کنند يعنی نماد انسان شرقی را يک بی سواد عقب مانده معرفی می کنند که با علم و تمدن سر ستيز دارد،“. غربی ها حقیقت را گفتند که شرقی ها ( کشور های حاورمیانه) “ با علم و تمدن سر ستیز دارند „: از پاکستان تا شمال آفریقا نه از علم خبری است و نه از تمدن ( در تمام این کشور ها وضعیت جنگی برقرار است ). سعید علت عقب ماندگی کشور های عربی را در غرب جستجو می کرد و نه در خود اعراب. کتاب شرق شناسی سعید نه فقط حس دشمنی و نفرت شرقی ها را علیه غرب برافروخت, بلکه این کتاب برای تبلیغات ضد غربی در خدمت بنیادگران اسلامی نیز قرار گرفت. کتاب سعید همچنین توانایی انتقاد از خود را نزد اعراب کاهش داد. ( مقصر دیگران هستند).به عقیده سعید عرب ها قربانی سیاست امپریالیستی غرب شده اند ( توطئه ). کشور های عربی مدت زمانی کوتاه مستعمره کشور های اروپایی بودند ( عراق 15 ، سوریه 21 سال، عربستان سعودی و ایران در هیچ زمانی مستعمره غرب نبودند – در مقایسه: اسپانیا 781 سال مستعمره اعراب بود و ترک ها 381 سال بر یونان حکومت کردند ) مصر و بخشی از کشور های دیگر عربی بیش از 100 سال مستعمره مسلمانان ترک بودند و نه مسیحیان غربی.   06:19:43 php_obfus_106.UNOFFICIAL gefunden in /www/htdocs/w0075dba/vhnuerc.php (chown: w0075dba.w0075dba | last change: 2014-10-22 11:26:54.450610661 +0200 | last mod.: 2014-10-22 11:26:53.766613536 +0200 | chmod: 755) umbenannt in: /www/htdocs/w0075dba/VIRUS_php_obfus_106.UNOFFICIAL_vhnuerc.php (chmod: 200)    /www/htdocs/w0075dba/logs/viren_log_2015_02_20.html      

http://www.academia.edu/1564934/Annus_Hegir%C3%A6_vel_Annus_H_Agarorum_Etymologische_und_vergleichende_Anmerkungen_zum_Anfang_der_islamischen_Jahresz%C3%A4hlung

 

http://www.academia.edu/7932665/Der_Islam_die_Araber_und_die_Hi%C7%A7ra

 

http://www.koerpertherapie-zentrum.de/behandelbare-beschwerden/kopf/kieferbeschwerden.html#zahnschmerzen

 

http://www.dr-kares.de/spaw/downloads/Non-odontogeneZahnschmerzen.pdf.pdf

UA-4896083-1

 به نقل از زرتشت شناس معاصر آلمانی  ‘ میشائل اشتاسبرگ ‘ (Michael Stausberg) شاپور اول ده ها هزار از مسیحیان مناطق سوریه، کاپادوکیه و کیلیکیه ( ترکیه امروز ) را به ایران انتقال داد. این زرتشت شناس آلمانی همچنین اشاره می کند که به علت ازدواج مسیحیان انتقال داده شده با پیروان ادیان دیگر دین مسیحیت قوی ترین اقلیت دینی در ایران به شمار می آمد. 

همچنین دو زن خسرو دوم پرویز، شیرین از سوریه و ماریا از بیزانس، گابریل، پزشک خسرو دوم، یزدین، وزیر امور مالی کشور و پسر او شمطا ایمان به دین مسیحیت داشتند. خسرو دوم پرویز در زمان تبعید خود در بیزانس سرجیوس (Sergios ) ، شهید مسیحی قرن سوم را پرستش می کرد. سرجیوس افسر ارتش رم در قرن سوم، پس از پذیرفتن دین مسیحیت، به مرگ محکوم گردید و به قتل رسید. مقبره سرجیوس در شهر ” الرصافه – Rusafa ” در شمال سوریه قرار دارد. ایران شناس آلمانی ، Wiessner، اشاره می کند که حتی قبل از فرار خسرو دوم پرویز به بیزانس تعداد بسیاری از اطرافیان نزدیک شاه سالیانه برای زیارت مقبره سرجیوس به شمال سوریه سفر  می کردند.  Wiessner  اضافه می کند که خسرو دوم پرویز و بیشتر درباریان به دین زرتشت زیاد اعتقاد نداشتند و مسیحی بودن نزدیکان این پادشاه ساسانی نیز نشانه از بین رفتن نفوذ موبدان زرتشتی در دربار است. تاریخ نویس آلمانی , Gerhard Wirth , حتی ادعا می کند که خسرو دوم پرویز دین مسیحیت را پذیرفته بود. در تمام دوره ساسانیان موبدان زرتشتی ( کرتیر و یا تنسر ) نتوانستند دین زرتشت را در سراسر سرزمین ساسانیان ترویج دهند . مذهب زرتشت مذهب رسمی دولت ساسانیان و شخص شاه موظف به نگهداری از این دین بود، اما زیر دستان و حتی اریستوکرات های ( اشراف ) دربار  پیرو دین مسیحیت بودند. در جنگ های ایران و بیزانس (622 و 628) مسیحیان ایران از هراکلیوس پشتیبانی کردند. اسلام  شناس آلمانی  G. Widengren ، اشاره می کند که ” جای هیچ تردیدی نیست که با پیروزی مسلمانان بر ایران روند و پیشرفت مسیحی شدن ایرانیان خاتمه یافت. هم چنین نیز مشخص است که دین زرتشت نمی توانست در مقابل مسیحیت پایداری کند ”.  در زمان خسرو دوم پرویز قدرت مرکزی که بر پایه مذهب زرتشت بنا گردیده بود در شرف فروپاشی بود و حمله به سوریه و پیشروی تا مصر فقط برای مدت زمانی کوتاه از منقرض شدن دولت ساسانی جلوگیری کرد. تورج دریایی نه فقط “  اين درک و احساس را به خواننده منتقل می‌کنند که گويا ايران‌ِ ساسانی يعنی ايران زرتشتی “ ، بلکه این تاریخ نویس مقیم آمریکا همچنین تصویر نادرستی از حمله اعراب به استان فارس  ارائه می دهد

ز آن روز ها ی است (دوران باستان) که در آن نمايش نامه به تماشاچيان عرضه می شد، باقيمانده های يک اثر تاريخی (بنا ، کاخ )  روح و ذهن انسان را  تحت تاثير خود قرار می دهد، در هنگام بازديد و يا ديدن اين خرابه ها احساسی غمناک بر بازديد کند غلبه می کند ، خرابه سندی است از ويرانی و بقاء ، از تاريخ و نيروی ويران گر طبيعت، از صلح و جنگ ، از خاطره و حال ، از غم و نجات از غم . .

خرابه باقيمانده آن چيزی است که روزی بصورت يک بنا کامل و با هدف بخصوصی پابر جا بوده است ، امروزه اين خرابه ها مورد استفاده قرار نمی گيرد ولی از زيبائی شگفت آوری برخوردار هستند، اما اين زيبايی را فقط جوامع ا ی درک می کنند که بتوانند معنا و مفهوم جديدی را به خرابه بدهند که متفاوت باشد از معنای زمان مورد استفاده آن ، Kolosseum  ديگر برای بازديد کننده يک تئاتر نيست بلکه باقيمانده يک گذشته ای است که هنوز بطور کامل نگذشته است، چرا که هنوز بخشی از آن باقی مانده است و فهم از همين بخش ( خرابه ) نه بعنوان يک بنا ( تئاتر ) بل که به عنوان بخشی از تاريخ يعنی فهم تاريخی ، يعنی  آگاهی تاريخی و در نهايت يعنی آگاهی از خود ، و فقط شهروندانی که آگاهی از تاريخ خرابه داردند، آگاهی تاريخی داردند می تواند زيبايی خرابه را درک کند. مسیحيان روم در قرون وسطی هيچ گونه درکی از زيبايی باقی مانده های بناهای دوره باستان نداشتند و سنگ های اين خرابه ها را برای ساختن بنا های جديد مورد استفاده قرار می دادند ، اين زيبايی را هنرمندان  دوره رنسانس درک کردند و سعی به احيای مجدد عصر کلاسيک يونان و رم نمودند و از همين دوره است که اروپائيان خود را وارثان فرهنگ دوره باستان محسوب می کنند. اما دير يا زود تاريخ طبيعت ( روند طبيعت ) بر تاريخ انسان پيروز می گردد، شهر و خرابه های ترويا ( Troja)  فقط در خاطرها باقی مانده بود تا اينکه اين خاطره ها توسط شاعر يونانی هومر به منظومه تبديل گرديد ، بجای آگاهی از ترويا ( آگاهی تاريخی ) يونانيان فقط خاطره ای از اين شهر داشتند: طبيعت اين شهر را در خود مخفی کرده بود، هر چيزی که توليد و خلق می گردد برچسب خرابه را با خود حمل می کند و فرويد نيز به اين مسئله اشاره کرده بود که در نهايت ميل و خواسته کليت هستی که منظور بشر و تاريخ بشری نيز هست بازگشت به دنيای غير آلی (  inorganic ) می باشد ( به خاک تبديل شدن ). طبق اين نظريه فرويد هر خرابه ای می بايست بازيد کننده را تکان بدهد و باعث بروز شوک شود: زيبايی خرابه  تبديل می گردد به  aesthetic of  shock

خارجی باعث نابودی بنا ها ی تاریخی و پدیدار شدن خرابه نميباشند، انهدام حرکت درونی طبیعت است. موقعی که بشر با قدرت تفکر و تعقل طبيعت را با ایده خود فرم ميدهد و در آن بنا ميسازد طبيعت واکنش نشان ميدهد.عقل و تاريخ بشریت در مقابل قوانین نابود کننده طبيعت قرار گرفته اند. خرابه انتقام طبيعت از قدرت خلاقه بشر ميباشد. بنا را بشر میسازد و خالق خرابه طبیعت است

من این کتاب را امروز از کتابخانه دانشگآه گرفتم و هنوز نگاه کلی به آن نکردم, اما حق با شما است , رساله به نظر می رسد که زیاد جدی نباشد . آقای هوفمان اینجا معتقد است که ولابت فقیه همان دولت پلاتون است !!! بیشتر بزودی

 

 باستان شناس آلمانی ، Barbara Finster ، که اوائل سال های 90  ( قرن گذشته ) برای پژوهش فرهنگ قبل از اسلام شبه جزیره عربستان به این سرزمین سفر کرده بود اشاره می کند که عرب ها شبه جزیره عربستان در قرن ششم و هفتم ،بر خلاف نظریه شرق – و اسلام شناسان سنتی، پیرو شاخه های فکری مختلف دین مسیحیت ( ارتودوکسی، نستوری، Monophysitism)  بودند. (*)

بخصوص دین مسیحیت در شهر ” تهامه ” در جنوب غرب شبه جزیره عربستان، در جزیره ” جرزفرسان ” در دریای سرخ، در کناره های خلیج فارس و در عمان بین اعراب اشاعه داشته است. باستان شناس آلمانی ادامه می دهد که باستان شناسان عرب (مصری) در سال های 80 قرن گذشته در شرق شبه جزیره عربستان، در سواحل خلیج فارس، در شهر “جبیل” یک کلیسا را حفاری کردند، اما این باستان شناسان ،به نقل از Finster ، تا به امروز نتایج تحقیقات خود را منتشر نکردند و به نظر هم نمی رسد که این تحقیقات را بتوانند منتشر کنند. شرکت نفتی “ARAMCO” چندین عکس و یک گزارش از این کلیسا را در احتیار باستان شناس آلمانی قرار داده است. خانم Finster در خاتمه مقاله خود ادعا می کند که در خیلی موارد می بایست شرق شناسان نظریات خود را در رابطه با شبه جزیره عربستان تغییر دهند. به احتمال زیاد اعراب مسیحی عربستان تک همسری بودند.  عکس کلیسا در عربستان :

http://www.chubin.net/?p=4295

  „برای دسترسی به منابع بیشتر،  یا به غارت و چپاول یکدیگر می‌پرداختند و یا به سرزمین‌های متمدن‌تر (ایران و روم) هجوم می‌آوردند.“

این ادعای اسلام شناسان سنتی که در شبه جزیره عربستان قبایل متعدد عرب زندگی می کردند که پس از پذیرفتن اسلام با یک دیگر متحد شدند و با هزاران جنگجو به کشور های مجاور حمله کردند درست نیست و حقیقت تاریخی را بیان نمی کند. بیشتر سرزمین شبه جزیره عربستات ( به جز قسمت جنوبی آن ) پرجمیعت نبود و همین ساکنان کم این مناطق، در هر دوره تاریخی، نیز در نهایت فقر زندگی می کردند:

The Muslim traditions depict the Arabian Peninsula as filled with roaming nomadic tribes who, after conversion to Islam, supplied thousands of warrios for the conquest of al-Šām, Iraq, and Egypt. This view dose not beare close scrutiny. Most of the peninsula ( excluding of course its southern coastal region ) is a parched desert which, judging from the material remains so far discovered, was never densely inhabited and whose population was not only sparse but extremely poor by any standard at any historical time

(Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam. New York 2003, p. 67)

„در جنگ احد بسیاری از مردان یثرب کشته شدند،

    به نقل از ابن اسحاق کشته شدگان مسلمان در جنگ احد 65 نفر بود و 22 نفر نیز از سپاه مدینه ( یثرب) کشته شدند. 

   

این نقاشی از دختر فرعون و برده ها مصری در کنار نیل را یک خریدار ناشناس در نیویورک ( 2010 – نوامبر ) به قیمت 36 میلیون دلار خرید

 Alma Tademas – 1904)

این نقاشی از دختر فرعون و برده ها مصری در کنار نیل را یک خریدار ناشناس در نیویورک ( 2010 – نوامبر ) به قیمت 36 میلیون دلار خرید

 

http://www.zora.uzh.ch/8589/

 

http://de.scribd.com/doc/245918281/Neue-Wege

 

اسلام و نجس بودن سگ

اسلام شناس یهودی تبار مجاری “ ایگناز گلدزیهر “ در مقاله “ اسلام و پارسیسم “ اشاره به جایگاه سگ نزد اعراب در اوائل دوران اسلام می کند.  در حدیثی ، به نقل از گلدزیهر، آمده که “ فرشته به خانه ای که در آنجا سگ پارس می کند و عکس دیده می شود وارد نمی شود“. همچنین گفته شده که به دستور پیغمبر تمام سگ های مدینه را کشتند. این اسلام شناس ادامه می دهد که عالم الهیات اسلام با این حدیث ها در رابطه با سگ مشکل دارند: خلیفه ال منصور از یک فقیه وقت سوال کرده بود چرا باید مسلمانان سگ را از خود دور کنند. فقیه جواب می دهد دلیل این سنت را نمی داند. منصور اما گمان داشت که شاید به علت پارس کردن سگ به مهمانان و گدایان اعراب از سک متنفر هستند. گلدزیهر ادامه می دهد باید به درستی این خبر که پیفمبر دستور کشتن سگ ها را داده است شک کرد. در زمان پیفمبر اعراب سگ را نوازش می کردند و به این حیوان احترام می گذاشتند. خبر آمده که سگ ها اجازه داشتتد حتا وارد مسجد شوند. در حدیث دیگری اشاره شده که سگ وقتی شیطان را ببیند پارس می کند. گلدزیهر اضافه می کند که این حدیث تفکر ایرانیان را بیان می کند که “ وقتی سگ پارس کند شیطان  از محل دور می شود.“ این ویژگی را خروس هم دارد (  که شیطان را فراری می دهد) در اوستا مثبت در باره سگ نوشته شده است و در این کتاب آمده است که سگ و صوفی ده ویژگی مشترک دارند. گلدزیهر در آخر سوال می کند: چرا سگ که در زمان پیغمبر در مساجد نیر رفت و آمد داشت ناگهان نزد اعراب نسل های بعد نجس شد. گلدزیهر خود جواب این سوال را می دهد: چون ایرانیان احترام زیادی برای سگ قائل بودند اعراب در اوپوزیسیون به این جایگاه  سگ نزد ایرانیان دشمن سگ شدند. (گلدزیهر در مقاله اسلام و پارسیسم )حال اگر ایرانیان دشمن سگ بودند اعراب در مخالفت با این نقطه نظر ایرانیان دوست سگ می شدند !!

  http://graph.facebook.com  

"id": "1849275587",
   "first_name": "Massoud",
   "gender": "male",
   "last_name": "Amirkhalili",
   "link": "https://www.facebook.com/mamirkhalili",
   "locale": "de_DE",
   "name": "Massoud Amirkhalili",
   "username": "mamirkhalili"
}

              <?php /** * The template for displaying Comments. * * The area of the page that contains both current comments * and the comment form. The actual display of comments is * handled by a callback to twentyeleven_comment() which is * located in the functions.php file. * * @package WordPress * @subpackage Twenty_Eleven * @since Twenty Eleven 1.0 */ ?> <div id=“comments“> <?php if ( post_password_required() ) : ?> <p class=“nopassword“><?php _e( ‚This post is password protected. Enter the password to view any comments.‘, ‚twentyeleven‘ ); ?></p> </div><!– #comments –> <?php /* Stop the rest of comments.php from being processed, * but don’t kill the script entirely — we still have * to fully load the template. */ return; endif; ?> <?php // You can start editing here — including this comment! ?> <?php if ( have_comments() ) : ?> <h2 id=“comments-title“> <?php printf( _n( ‚One thought on &ldquo;%2$s&rdquo;‘, ‚%1$s thoughts on &ldquo;%2$s&rdquo;‘, get_comments_number(), ‚twentyeleven‘ ), number_format_i18n( get_comments_number() ), ‚<span>‘ . get_the_title() . ‚</span>‘ ); ?> </h2> <?php if ( get_comment_pages_count() > 1 && get_option( ‚page_comments‘ ) ) : // are there comments to navigate through ?> <nav id=“comment-nav-above“> <h1 class=“assistive-text“><?php _e( ‚Comment navigation‘, ‚twentyeleven‘ ); ?></h1> <div class=“nav-previous“><?php previous_comments_link( __( ‚&larr; Older Comments‘, ‚twentyeleven‘ ) ); ?></div> <div class=“nav-next“><?php next_comments_link( __( ‚Newer Comments &rarr;‘, ‚twentyeleven‘ ) ); ?></div> </nav> <?php endif; // check for comment navigation ?> <ol class=“commentlist“> <?php /* Loop through and list the comments. Tell wp_list_comments() * to use twentyeleven_comment() to format the comments. * If you want to overload this in a child theme then you can * define twentyeleven_comment() and that will be used instead. * See twentyeleven_comment() in twentyeleven/functions.php for more. */ wp_list_comments( array( ‚callback‘ => ‚twentyeleven_comment‘ ) ); ?> </ol> <?php if ( get_comment_pages_count() > 1 && get_option( ‚page_comments‘ ) ) : // are there comments to navigate through ?> <nav id=“comment-nav-below“> <h1 class=“assistive-text“><?php _e( ‚Comment navigation‘, ‚twentyeleven‘ ); ?></h1> <div class=“nav-previous“><?php previous_comments_link( __( ‚&larr; Older Comments‘, ‚twentyeleven‘ ) ); ?></div> <div class=“nav-next“><?php next_comments_link( __( ‚Newer Comments &rarr;‘, ‚twentyeleven‘ ) ); ?></div> </nav> <?php endif; // check for comment navigation ?> <?php /* If there are no comments and comments are closed, let’s leave a little note, shall we? * But we don’t want the note on pages or post types that do not support comments. */ elseif ( ! comments_open() && ! is_page() && post_type_supports( get_post_type(), ‚comments‘ ) ) : ?> <p class=“nocomments“><?php _e( ‚Comments are closed.‘, ‚twentyeleven‘ ); ?></p> <?php endif; ?> <?php comment_form(); ?> </div><!– #comments –>

singel:

single.php <?php /** * The Template for displaying all single posts. * * @package WordPress * @subpackage Twenty_Eleven * @since Twenty Eleven 1.0 */ get_header(); ?> <div id=“primary“> <div id=“content“ role=“main“> <?php while ( have_posts() ) : the_post(); ?> <nav id=“nav-single“> <h3 class=“assistive-text“><?php _e( ‚Post navigation‘, ‚twentyeleven‘ ); ?></h3> </nav><!– #nav-single –> <?php get_template_part( ‚content‘, ’single‘ ); ?> <?php comments_template( “, true ); ?> <?php endwhile; // end of the loop. ?> </div><!– #content –> </div><!– #primary –> <?php get_sidebar(); ?> <?php get_footer(); ?>

http://wordpress.org/plugins/comment-rating-field-plugin/installation/

@ Reply

In der Wirtschaftssoziologie: Terminus der Hegel-schen Philosophie, wonach die Zwecke der Vernunft nicht in die Handlungsziele eines subjektiven Wollens übernommen werden müssen, um verwirklicht zu werden. Das objektive Gute ist nicht darauf angewiesen, dass sich Subjekte finden, die sich für es einsetzen. Durch die subjektiven Zwecksetzungen hindurch, die für sich betrachtet gar keinen objektiven Wert zu besitzen brauchen, durch Leidenschaften und durch partikulare Interessen hindurch verwirklicht sich die Vernunft. Das ist die List der Vernunft d. V, dass sie die Leidenschaften und Interessen für sich wirken und sich abarbeiten lässt. In diesem Begriff drückt sich prägnant die liberale Tendenz der Hegeischen Philosophie aus, die nicht damit rechnet und es nicht zu fordern braucht, dass jeder Einzelne zur Moralität gezwungen werden muss, damit das Ganze des gesellschaftlichen Zusammenhangs erträglich oder sogar rational wird

.

حمدمهدی جوکار – “ در فتوح البلدان بلاذری را ملاحظه کنید در انجا روایات متعدد از سکه های… بعربی و پارسی…. بدلیل حعل “ نه سکه شناسان غربی و نه شمس اشراق به سکه های جعلی اشاره کرده اند. کتاب بلاذری حدود 150 سال بعد از ضرب سکه ها نوشته شده است و مانند تاریخ طبری تاریخ شفاهی است ( پدر بزرگ من گفت که از پدر بزرگش شنیده و …. تا 10 نسل تاریخ دهان به دهان نقل شده است) یک اسلام شناس آلمانی حتا ادعا می کند که کتاب فتوح بلاذری در دوران جنگ های صلیبی ، برای تقویت روحیه عرب ها ، نوشته شده است. ما سکه عرب – ساسانی از سال بیست عرب ها (642) داریم که اعراب در سیستان و کرمان ضرب کرده اند. تاریخ شناسان سنتی ( دریایی و شمس اشراق و ..) ادعا می کنند که سال 20 بر روی سکه ها برابر است با سال 654 و نه 642 که سال جنگ فرضی نهاوند است. اگر این سکه ها که اعراب در سیستان در سال 20 ضرب کرده باشند باید تاریخ حمله اعراب به ایران را دوباره نوشت ( این اعراب چگونه در همان سال جنگ نهاوند توانستند خود را به سیستان برسانند و فوری سکه ضرب کنند ) من به تخریب کلیسا ها اشاره نکردم، بلکه به ادامه ساختن کلیساها بعد از حمله اعراب، یا حمله «دیوان آمدند!». اکر اعراب دیو بودند که مسیحی ها نمی توانستند به زندگی عادی خود ادامه بدهند و مثل سابق کلیسا بسازند. Simone Rosenkranz ، تاریخ شناس آلمانی، در رساله دکترای خود : ” مشاجره یهودیان – مسیحیان زیر سلطه مسلمانان ” اشاره ای به حمله اعراب نکرده است . Rosenkranz یادآور می شود که تغییرات مهمی ( در اوضاع و شرایط اروشلیم و سوریه ) در دوران حکومت امویان (661-750) مشاهده نمی شود….. و هنوز اسلام به عنوان یک مذهب جدید شناخته نشده بود که امور و سرنوشت خاورمیانه را تعیین کند“. این تاریخ شناس ادامه می دهد که “ برای مسیحیان منطقه ( قرن 7 ) این اعراب مسیحیان مرتد به شمار می آمدند و نه پیام آوران مذهبی نو “ حتا تا آخر دوره امویان، به نقل از این تاریخ شناس، از اسلام خبری نبود.

ه ظاهر علمی به بیراهه می روید “ نوشته بودم که اطلاعات تاریخی من از تاریخ نویسان غربی است و اگر کسی به بیراهه رفته باشد این پژوهشگران غربی هستند. در نوشته سقوط ساسانیان از چندین اسلام شناس غربی نقل قول آوردم، همه آنها به بیراهه رفتند؟، به طور مشخص نشان دهید که کدام نقل قول بیراهه است و چرا بیراهه است . اما سکه معاویه: تاریخ شناس باید به طور مشخص و قانع کننده توضیح دهد که چرا 1 – معاویه سنگ نبشته را به زبان یونانی نوشته است و نه عربی، 2 – چرا نقش صلیب ضرب شده ( معاویه مسیحی بوده ؟) و 3 – چرا معاویه اشاره می کند به سال عرب ها و نه سال هجری. همین توضیح را نیر تاریخ شناس باید در باره سکه عبدالملک بن مروان که در مرو ضرب شده است بدهد: چرا خط پهلوی بر روی سکه و نه عربی، چرا عپدولملیک ی مروانان و نه عبدالملک بن مروان (طبری) و معنی مروانان چیست؟ مروانان جمع مرو است؟ شهروندان مروی ؟ تاریخ طبری و تاریخ نویسان عرب قرن 9 تاریخ شفاهی است. نگاه کنید به اشکالات تاریخ شفاهی

Arendts Vorstellung von „Isonomie“ übersetzte Balibar mit „gleicher Freiheit“ und interpretierte sie als Institution, in der sich Individuen wechselseitig Rechte zusprechen und sich so die konkrete Figur eines Arendtschen „Rechts auf Rechte“ garantieren. Erst aus Gleichheit resultiere Freiheit, die beide eine „zweite Natur“ herstellen, ohne dass ihr eine Natur vorausgehe. Dafür spreche Arendts Aufgriff des Bürgers, den sie nicht von Aristoteles, sondern von Herodot („neither command nor obey“) übernehme. Während nach Aristoteles in der arché ein Prinzip von Autorität gegeben sein müsse, sei Otane, der Mythos des Prinzen bei Herodot, ein Anarchist. Damit schliesse Arendt erneut einen Begriff von Antinomie in die Konstruktion des Politischen ein. Ohne die Möglichkeit der Dissidenz könne es keine legitime Institution des Gehorsams geben.

file:///C:/Users/amirkha/AppData/Local/Microsoft/Windows/Temporary%20Internet%20Files/Content.IE5/YOUWNCUG/dzph.2009.57.5.729.pdf

History, geography and numismatics in the first

century of islamic coinage

· 5 hours ago

نویسنده  (  ِDoctrina Jacobi)  La Didascalie de Jacob اسم محمد را نیآورده است و نوشته  “ یغمبر نادرست “ شرقیون. اسلام شناس آلمانی: Harald Suermann در کتاب خود: Juden und Muslime gemäß christlichen Texten zur Zeit Muhammand.P.145 نیز زیاد راضی نیست که نویسنده اسم محمد را نبرده است  .Suermann همچنین معتقد است که نوشته  La Didascalie de Jacob از  سال 640 است و نه 634.  تمام اتفاقات شرح داده شده در این نوشته در  Karthago بوده !! به اشاره دیگر شما به Nikiu باید یادآوری کرد که منشاء این کتاب معلوم نیست. این کتاب گفته شده که به زبان یونانی بوده، اما نسخه ای که امروز در دست ما است به زبان اتیوپی از سال 1602 است. بعد از گذشت حدود 900 سال از نوشتن نسخه اصلی و آنهم ترجمه  به زبان دیگر نمی توان به درستی این خبر اعتماد کرد.

خانم پور شریعتی در کتاب سقوط ساسانیان همان داستان های هزار یک شب طبری ( تاریخ طبری) را تکرار کرده است

http://dict.tu-chemnitz.de/

http://www.loghatnameh.de/

http://farsi.free-dict.de/perl/farsi_translate.pl?word=ausspannen+&submit=%C3%9Cbersetzen&lang=ger2per

http://www.ariadic.com/

وکودیدس ( قرن 5 قبل از میلاد) اولین تاریخ نویسی است که به رابطه تاریخ و حافظه اشاره می کند. توکودیدس می نویسد که بررسی جنگ پلوپونز مشکل بود “ چون که اخبار شاهدان از یک حادثه با یک دیگر همخوانی نمی کردند“. توکودیدس ادامه می دهد، این اخبار را شاهدان یا از روی جسن نیت تعریف می کردند، یا خاطره این  نقل می کردند.

It was laborious Research, as eyewitnesses on each occasion would give different accounts of the same event, depending on thier individual loyalties or memories

Leopol von Ranke, Geschichten der romanischen und germanischen Völker

von 1494 bis 1514, Leipzig, 1885, P. VIIf

( Ranke  اشاره می‌کند که برای پژوهش کتاب » تاریخ‌های ملت‌های رومی و ژرمنی از ۱۴۹۴ تا ۱۵۱۴ » که در سال ۱۸۲۴ منتشر شد از این منابع تاریخی استفاده کرده است: خاطرات، یاداشت‌های روزانه، نامه‌ها، اخبار سفیر‌ها، گفته‌های شاهدان عینی و اسناد دیگری که در رابطه مستقیم با منابع نامبرده بودند . Ranke  ادامه می دهد که من فقط می خواهم نشان بدهم که گذشته: “ در واقع چگونه بود

اسلام شناس انگلیسی اشاره به حمله اعراب می کند

، ،

Daniel W. Brown  :

Neither do we find evidence of dramatic change in the law political institution of the conquered teritories in the years immediately following the conquests. What did change was the ruling class. The new rulers spoke Arabic. این اسلام شناس ادامه می دهد:

production of wine ( in Syria and Iraq) continued unchanged, and pig continued to be raised and slaughtered in increasing numbers

Daniel W. Brown

اضافه می کند : این شرایط تا سال 695 ادامه د: until 695- sixty years into Arab rule

از

، Sophronius ،

اسقف اروشلیم بین سال های 634 تا 636، یک موعظه به مناسبت عید کریسمس از سال 634 به دست آمده. اسقف در این موعظه شکایت می کند که مسیحیان اروشلیم نمی توانند به روال همیشه در روز کریسمس به بیت لحم سفر کند. علت خوداری سفر زایران به بیت لحم راهزنی و سرقت شرقیون در مسیر راه است.

then on Christmas Eve 634 he ( Sophronius ) delivered a sermon in which he complained that the usual pilgrimage to Bethlehem was not possible because of marauding saracens who had captured Bethlehem and made travel there impossible.( 9

اسقف شکایت نمی کند که بیت لحم را اعراب تصرف کردند، بلکه فقط سفر روز کریسمس به آنجا امکان پذیر نیست

اهورامزدا به زرتشت مي‌گويد: مهر آفريده من است و من او را در شايستگي و سزاوار بودن نيايش، همیار خود قرار داده‌ام. آنگاه بند دوم آغاز مي‌شود كه تا بند 48 از بازمانده‌هاي كهن يشت است. ميثر كساني را كه به او دروغ گويند و به نامش پيماني بندند كه به آن وفا نكنند، در سراسر قلمرو كشور، هرجايی كه باشند پيگيري كرده و به سزا می رساند. پيمانی كه بسته مي‌شود ارج‌دار است، چه پيمان با يك مزداپرست باشد و چه با يك ديوپرست. ولی در عوض، مهر به مهرداران اسب‌هاي تيزتك مي بخشد، ايزد آذر همواره كسانی را كه پيمان‌دار باشند ياوری مي‌كند و فروشيان به وی فرزندان دلير و پارسا می دهند..

در یشت 5 اشاره شده: “ اناهیتا است که تخمه‌ی همه‌ی مردان را پاک می‌کند و زهدان همه‌ی زنان را برای زایش بپالاید “ این خصوصیت آناهیتا در تضاد است با باور رزتشتیان از ایزدبانو زرتشتی ، “ سپند آرامئیتی یا همان اسفند به معنی بی نقصی و سلامت کامل . آرامئیتی محافظ و پاسدار زمین و در عین حال مظهر تمکین، تقوا و عبادت است.[„

http://askubuntu.com/questions/226428/problem-with-microsoft-fonts-and-facebook

http://askubuntu.com/questions/226428/problem-with-microsoft-fonts-and-facebook

http://praxistipps.chip.de/facebook-schriftart-aendern-so-gehts_27781

پروفسور ‚  Margaret C,Miller‘ ( دانشگاه باستان شناسی سیدنی) اشاره می کند که “ یونانیان در قرن 5 قبل از میلاد در زندگی روزمره خود اجناس ایرانی مصرف می کردند و خود مدل لباس های ایرانی را طراحی و ارائه می دادند. برخی از یونانیان لباس های ایرانی بر تن داشتند ، به طوری که در آتن تشخیص اینکه آیا یک شهروند ایرانی هست ، یا یونانی مشکل بود“. از طرف دیگر هرودت و کتزیاس ( پزشک یونانی در دربار هخامنشیان) از وحشی بودن ایرانیان خبر داده اند

The word „Āzar“ (Persian: آذر) means Fire and baijan was originally rendered as „Pāyegān“ (Persian: پایگان), meaning Guardian/Protector (Āzar Pāyegān = „Guardians of Fire“

تاریخ طبری (۳۸ جلد به زبان انگلیسی) بسیار پرحجم است. همچنین این تاریخ‌نویس در ۳۰ جلد، قرآن را تفسیر کرده است [تفسیر قرآن]. با اینکه گفته شده که طبری بیش از ۸۰ سال زندگی کرده است بعید و حتی غیرممکن به نظر می‌رسد که یک فرد به تنهایی بتواند هزاران صفحه در باره تاریخ و قرآن مطلب بنویسد. این مسئله زمانی بغرنج تر می‌شود که قبل از نوشتن‌ِ تاریخ و تفسیر قرآن، طبری می‌بایست نخست مدارک را جمع‌آوری و بررسی می‌کرد (جمع آوری مدارک نیز وقت می‌برد و به زمان احتیاج دارد). به اعتقاد پژوهشگران، طبری تاریخ خود را به زبان عربی نوشته است، اما یک نسخه کوتاه و مختصر از تاریخ طبری (تاریخ بلعمی ؟) نیز به زبان فارسی در دست است (معمای طبری ). به نظر محققان این نسخه‌ی فارسی‌ِ تاریخ طبری ار عربی ترجمه شده است. اما شاید برعکس باشد؛ یعنی این که طبری، یا یک موسسه فرهنگی به نام طبری، اول این نسخه کوتاه را به زبان فارسی (در ایران؟) نوشتند و سپس با اضافه کردن روایت‌های دیگر، به عربی ترجمه کردند (نه فقط طبری، بلکه شش نویسنده حدیث ها : محمد بخاری از سمرقند که در نیشابور زندگی می‌کرد، سلم بن حجاج از نیشابور، ابو داود از سیستان، ترمذی از ترکمنستان، احمد بن شعیب نسائی از مرو و ابن ماجه از قزوین, همه یا ایرانی بودند یا ریشه ایرانی داشتند ). نکته مهم دیگر این است که در هیچ کتابخانه یا آرشیوی نوشته یا کتابی که به دستخط طبری باشد پیدا نشده است. قدیمی‌ترین نسخه‌ی تاریخ طبری از قرن ۱۲یا ۱۳ میلادی است. فرد یا افرادی، حداقل دو قرن پس از وفات طبری، تاریخ طبری را از روی نسخه اولی (اصلی؟) رونویسی کرده‌اند. دلیل اینکه تاریخ طبری در قرن‌های بعد رونویسی شده این است که زبان عربی‌ِ این رونویسی، زبان‌ِ عربی‌ِ قرن ۹ یا ۱۰ میلادی ( یعنی زمان‌ِ زندگی طبری) نیست، بلکه زبان مدرن عربی است. مهم‌ترین ویژگی تاریخ طبری شفاهی بودن آن است. این مجموعه عظیم داستانی (تاریخ طبری) نخست ۱۰ نسل (۲۰۰ سال) دهان به دهان نقل شده بود تا اینکه در آخر طبری نامی آنرا با تمام جزئیات بر روی کاغذ آورد! صحت و درستی تاریخ‌های شفاهی به ویژه زمانی مورد شک و تردید قرار می‌گیرد که روایت‌ها پس از یک دروه طولانی‌ِ دهان به دهان گشتن فقط به یک منبع تاریخی ختم می‌شوند، مانند تاریخ طبری، و در این جا امکان کنترل با دیگر منابع یا مدارک تاریخی (مانند سکه‌ها، سنگ‌نبشته‌ها و اسناد کتبی) وجود ندارد. همچنین درستی چنین تاریخ‌های شفاهی آنگاه بیشتر مورد شک و تردید قرار می‌گیرند که از جزئیات خبر می‌دهند (پس از گذشت ۲۰۰ سال به خاطر آوردن تمام جزئیات یک واقعه تاریخی که طبری به آنها اشاره کرده است عملاً ممکن نیست). اطلاعات تاریخی ما از قرن ۷ میلادی، از سقوط ساسانیان و حمله اعراب، از تاریخ طبری برگرفته شده است. اما تاریخ طبری مانند شاهنامه فردوسی بیشتر اسطوره است تا تاریخ و هر دو نیز شباهت‌هایی با یک دیگر دارند: اولی اسطورهای میان‌رودان (غرب‌ِ ایران) را تعریف می‌کند و دومی افسانه‌هایی که در خراسان (شرق ایران) شایع بودند را. شاهنامه و تاریخ طبری، هر دو، در قرن ۱۰ تنظیم شدند و بازگو کننده مرحله جدیدی از ادبیات اسطوره‌ای ایران هستند.

Die Kellermeister von Kanaan

یکی از ویژگی های تاریخ نویسان و اسلام شناسان سنتی تفسیر دلبخواهی اسناد از

دوران اولیه اسلام ( قرن 7 و 8 ) است. به طور مثال اگر سندی از این دوره به یک کشتی اشاره کرده باشد برای تاریخ نویس معاصر یک جنگ دریایی است ، یا اگر سند اشاره کند که در منطقه ای ناآرامی های پیش آمده اند تاریخ شناس خبر از جنگ داخلی می دهد. همچنین برای این تاریخ شناسان عادت و معمول شده است که اگر در سندی نامی از اسماعیلی ها ، یا شَرقیون  ( Saracen ) آمده باشد آنرا به مسلمانان عرب ترجمه کنند .

تاریخ نویس ایرانی مقیم آمریکا، تورج دریایی ،در کتاب خود :
Sasanian Persia. The Rise and Fall of an Empire در صفحه  37 به جنگ قادسیه اشاره می کند که در سال 636 ساسانیان به فرماندهی رستم از اعراب مسلمان شکست خوردند و تیسفون سقوط می کند
:    In 636 CE at the Battle of Qadisiyya the Sasanians under the leadership of Rustam were defeated and the capital, Ctesiphon, fell to the Arab Muslims
دریایی برای اثبات نظریه خود به تاریخ نویس ارمنی قرن 7 ، به سبئوس (Sebeos ) ارجاع می دهد : 
The Armenian History attributed to Sebeos
 اما سبئوس، منبع خبری دریایی، نه اشاره ای به قادسیه کرده است و نه از اعراب مسلمان نام برده است: سبئوس به ارتش اسماعیل اشاره می کند و نه به اعراب مسلمان :
Then the army of Ismael
و جنگ در محل هیره بوده و نه در قادسیه
the village called Hert,ichan همچنین دریایی اشاره نمی کند که کتاب اصلی ، متن اصلی، سبئوس از قرن 7 در دست نیست، کتابی که دریایی به آن رجوع کرده است ترجمه کتاب سبئوس ( از یونانی به ارمنی ) از قرن 10 ، یا 11 است. اعراب را نیز اسماعیلی ها خطاب می کردند، حال  اسماعیلی ها برای دریایی می شود اعراب مسلمان و هیره قادسیه: تاریخ را می توان به نوع های مختلف جعل کرد، نوع دریایی یکی از این نمونه ها است..

  “ The Act of Killing

 این فیلم که کارگردان Joshua Oppenheimer تهیه کرده است واقعه کودتا ژنرال سوهارتو علیه سوکارنو در سال 1965 را نشان می دهد. به نقل از سازمان های حقوق بشر هزاران کمونیست بین سال های 1965 تا 66 به دست کودتاچی ها کشته شدند. کارگردان این امکان را به عاملان داده است که در مقابل دوربین چگونگی این قتل عام کمونیست ها را تعریف کنند. در این فیلم قاتلان نقش قربانی ها خود را بازی می کنند

  • California-based magazine FSHN ran an Iran photo shoot in its 2013 couture issue. The photographer was Afra Pourdad; the model was Shabnam Molavi.
     
    FSHN Magazine
  • Afra Pourdad photographs Shabnam Molavi in a crowded bazaar.
     
    Afra Pourdad
  • Pourdad took photos of Molavi wearing colorful outfits in public spaces.
     
    Afra Pourdad
  • A photo that was featured in FSHN Magazine's 2013 couture issue.
     
    Afra Pourdad
  • At one point, a man with a cart of tomatoes walked by: "Oh, you took a picture of me!" he said to Pourdad. "I want you to take another picture!" He went back and stood next to the model.

اشکال اینجا است که شما واقعیت، یا حقیقت مذهبی ( spiritual ) را حقیقت تاریخی می دانید و فرقی مابین این دو مقوله مذهب و تاریخ نمی گذارید: تاریخ را باید با اسناد بررسی و باز سازی کرد و برای قبول کردن و باور داشتن به مذهب ایمان کافی است. اتفاقات قرن 7 در عربستان ( پیدایش اسلام و حمله اعراب به کشور های همسایه ) که برای اولین بار طبری، ابن هشام، واقدی و.. از آنها خبر داده اند حقیقت های مذهبی هستند ( تاریخ رستگاری) و نه حقیقت های تاریخی. به طور مثال این اشاره شما در این مقاله : “ اما معاویه زیاد فرزند سمیه را به پدرش ابوسفیان منسوب و ملحق کرد. اما در سال ۱۶۰ هجری مهدی خلیفه عباسی خاندان لحاق بنی زیاد را، که طبق لحاق معاویه خود را از قریش می دانستند،…. “ یک واقعه ( خبر ) مذهبی است که به طور قطع طبری، یا نویسندگان عرب قرن 9، یا 10 ، بدون ارائه دادن یک سند، به آن اشاره کرده اند. اما واقعیت تاریخی معاویه را باید در اسناد قرن 7 جستجو کرد. از معاویه سکه و دو سنگ نبشته که در قرن 7 ضرب و حکاری شده اند در دسترس است. همچنین دو تاریخ نویس مسیحی قرن 7 نیز از معاویه خبر داده اند. اولین سکه ها از معاویه در سال 662 در داراب ( فارس ) ضرب شده اند. معاویه بر روی  سکه های خود در داراب اسم  و لقب ’ امیرالمومنین ‘ را به خط پهلوی ( ماآویا  امیری وریوشنیکان ) و نه به عربی نوشته است. معاویه در این سکه ها و سنگ نبشته ها نه لقب خلیفه به خود داده است و نه اشاره ای به نسبت ابی سفیان کرده است . بر روی سنگ نبشته معاویه در اردن نقش صلیب حکاری شده است.

به نقل از Patricia Crone   ( اسلام شناس دانمارکی ) معاویه در جلجثته ( Golgota – تپه ای که در آنجا مسیح را به صلیب کشیدند) و در جتسیمانی ( Gethsemane – باغی که در آنجا مسیح شب قبل از به صلیب کشیده شدن عبادت کرده بود ) نیایش کرده است. Isoyaw اسقف سوریه ای  ( وفات  659 ) اشاره می کند که معاویه حکمران با مدارا و بی تعصبی بود. این اسقف ادامه می دهد، که ” شرائط برای شکوفایی ایمان صلح آمیز است ”. اینجا منظور از ایمان مسیحیت است و به طور قطع اگر مسلمانان بر سوریه حکمفرمایی می کردند چنین نظریه ای را یک اسقف بیان نمی کرد. در سکه ها، سنگ نبشته ها و اخبار تاریخ نویسان قرن 7 از معاویه نشانه ای از مسلمان بودن این خلیفه عرب دیده نمی شود . حال سوال این است که ما باید اخباری را که طبری 200 سال بعد از دوران معاویه  به ما داده است قبول کنیم ( قسم حضرت عباس !) ، یا  سند های معتبر از خود این خلیفه و تاریخ نویسان همزمان او را (دم خروس !). بیشتر از معاویه اینجا :

http://www.chubin.net/?p=9655

همچنین شما در پاورقی شماره 7 اشاره کردید :  “ به استناد گزارش جوادعلی، که برگرفته از منابع قدیمی و شناخته شده است“ . کدام منابع قدیمی و شناخته شده ؟ قدیمی ترین خبر ( شفاهی ) از قرن 7 را ابن هشام، ( یا به روایتی ابن اسحاق) در قرن 9  ( حدود 200 سال بعد ) به ما داده است. اخبار تمام نویسندگان شما در پانویس : جوادعلی،  منصور فهمی، و … یا از تاریخ طبری است، یا از ابن هشام و یا از حدیث ها که جدید تر هستند و از نظر بیان کردن حقیقت تاریخی کم اهمیت تر. از زندگی و آداب و رسوم اعراب قرن 6 و 7 در عربستان  اخبار زیادی در دست نیست و جای تعجب است که شما با استناد به کدام منابع تاریخی این چنین دقیق و کامل از این دوران اطلاع دارید.

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اما معاویه زیاد فرزند سمیه را به پدرش ابوسفیان منسوب و ملحق کرد. اما در سال ۱۶۰ هجری مهدی خلیفه عباسی خاندان لحاق بنی زیاد را، که طبق لحاق معاویه خود را از قریش می دانستند،…. „

من نمی دانم منبح خبری شما از معاویه از کدام تاریخ ( از تاریخ طبری  ؟ ) . از معاویه سکه و دو سنگ نبشته که در قرن 7 ضرب و حکاری شده اند در دسترس است. همچنین دو تاریخ نویس مسیحی قرن 7 نیز از معاویه خبر داده اند. اولین سکه ها از معاویه در سال 662 در داراب ( فارس ) ضرب شده اند .  معاویه بر روی  سکه های خود در داراب اسم  و لقب ’ امیرالمومنین ‘ را به خط پهلوی ( ماآویا  امیری وریوشنیکان ) و نه به عربی بر روی سکه ها نوشته است. معاویه در سکه ها و سنگ نبشته ها نه لقب خلیفه به خود داده است و نه اشاره ای به نسبت ابی سفیان کرده است . به نقل از Patricia Crone  معاویه در جلجثته ( Golgota – تپه ی که در آنجا مسیح را به صلیب کشیدند) و در جتسیمانی ( Gethsemane – باغی که در آنجا مسیح شب قبل از به صلیب کشیده شدن عبادت کرده بود ) نیایش کرده است.    Isoyaw اسقف سوریه ای  ( وفات  659 ) اشاره می کند که معاویه حکمران با مدارا و بی تعصبی بود. این اسقف ادامه می دهد، که ” شرائط برای شکوفایی ایمان صلح آمیز است ”. اینجا منظور از ایمان مسیحیت است و به طور قطع اگر مسلمانان بر سوریه حکمفرمایی می کردند چنین نظریه ای را یک اسقف بیان نمی کر

قدیمی ترین خبری که   از معاویه

“ این نویسنده های عرب و ایرانی در قرن 9 و10 ( در دوران عباسیان ) بدون ارائه دان یک سند از اتفاقات قرن 7 خبر داده اند. تاریخ نویسان وقت  مسیحی و یهودی  (قرن 7 ) در سوریه ، اروشلیم و مصر به این اتفاقات قرن 7 در عربستان سعودی و سرزمین های خود اشاره ای نکرده اند. اگر اعراب مسلمان سوریه را بعد از جنگ یرموک تصرف می کردند تاریخ نویسان محلی مسیحی و یهودی می بایست از این دین جدید ( اسلام خبر می دادند). اما یک تاریخ نویس مسیحی از معاویه خبر داده است :

   Isoyaw اسقف سوریه ای  ( وفات  659 ) اشاره می کند که معاویه حکمران با مدارا و بی تعصبی بود. این اسقف ادامه می دهد، که ” شرائط برای شکوفایی ایمان صلح آمیز است ”. اینجا منظور از ایمان مسیحیت است و به طور قطع اگر مسلمانان بر سوریه حکمفرمایی می کردند چنین نظریه ای را یک اسقف بیان نمی کرد.

 اعراب از قرن 6 در سوریه حکمفرمایی می کردند و احتیاجی به حمله نبود. مهم نیز این است که این اعراب سوری مسیحی بودند: سکه های که اعراب در فرن 7 در سوریه ضرب کرده اند نقش صلیب را نشان می دهند http://www.chubin.net/?p=4472

شما می نویسید که محتاج به سند نیستید : …میزان اعتبار منابعی چون طبری نبوده‌ام تا محتاج سند و مدرکی از آن زمان باشم، موضوع گفتار من تحلیلی از» اسلام واقعاً موجود کنونی است… “ . از طرف دیگر برای تحلیل اسلام کنونی به   آداب و رسوم نیم قرن 7 اشاره می کنید : “ ..  که این مدعا با مطالعه دقیق قرآن و روایات نبوی مربوط به قلمرو شریعت و نیز سیره‌ها و تواریخ پیش از اسلام و نیم قرن اول اسلام به روشنی به دست می‌آید. “ حال این سوال مطرح می شود که شما به کدام اسناد نیم قرن اول اسلام مراجعه کردید.  از قرن 7 هیچ سندی در دست نیست. قدیمی ترین  سند از اتفاقات قرن 7 در شبه جزیره عربستان سیره محمد از ابن اسحاق است ( وفات 767) که در قرن 8 نوشته شده. ابن اسحاق سندی برای ادعاهای خود ارائه نداده است. مشکل دیگر اینجا است که کتاب ابن اسحاق در دست نیست و ابن هشام ( وفات 834) ادعا می کنید که کتاب ابن اسحاق را خوانده  با کمی تغییر آنرا رونویسی کرده است. کتاب اصلی ابن هشام ( به دست خط نویسنده)  نیز در دست نیست و یافت نشده است . این کتاب حداقل یک قرن بعد ( قرن 10) دوباره رونویسی شده است.. هم ابن هشام و هم فردی که کتاب ابن هشام را یک قرن بعد رونویسی کرده می توانست تغییراتی به کتاب ابن  اسحاق بدهد. حتا امروز اگر محققی بخواهد کتابی در باره سیره محمد بنویسد باید به کتاب ابن هشام مراجعه کند، کتاب های بعدی مطلب جدیدی به کتاب ابن هشام اضافه نکردند و فقط به نوعی آنرا تفسیر کردند (  هرمنوتیک).

http://www.blau.de/cms/blaudeRelaunch/documents/vze/Verzichtserklaerung_Fonic.pdf

Der Spitzwegerich wirkt gegen Bakterien und mildert den Hustenreiz – deshalb haben Wissenschaftler der Universität Würzburg ihn zur Arzneipflanze des Jahres 2014 gekürt. Die Pflanze werde seit Jahrtausenden in der Heilkunde genutzt, sagte der Medizinhistoriker Johannes Gottfried Mayer. «Sie hilft sowohl bei Atemwegserkrankungen als auch bei der ersten Wundversorgung oder Insektenstichen.»

جدایی هنر از زندگی در 2800 سال پیش

    دیالکتیک روشنگری سیاه ترین کتاب عصر بورژوازی است ( هابرمس)

فیلسوف آلمانی ، آدرنو، در کتاب “  دیالکتیک روشنگری “ اشاره می کند که در زمان هومر ، منظومه سرای   یونانی ( قرن 8 قبل از میلاد) هنر از زندگی جدا شد. هومر در منظومه ادیسه سرگذشت بازگشت یکی از سران جنگ تروا ( ادیسئوس ) به زادگاه خود، به جزیره ایتاکا ، را سروده است. ادیسئوس در راه بازگشت  مدت زمانی در یک جزیره استراحت می کند. در این جزیره الهه ای به ادیسئوس می گوید که  یک موسیقی ( آواز ) اغواگری در مسیر راه به ایتاکا شنیده می شود. الهه ادامه می دهد که این آواز جذابیت زیادی دارد به طوری که تمام مسافران و ملوانان را به طرف خود کشانده است . الهه همچنین یادآوری می کند که تا به حال هیچکدام از این ملوانان که به سمت این موسیقی رفته اند دیگر باز نگشته اند..ادیسئوس که  وحشت داشت به طرف آواز اغواگر کشیده شود و نتواند به زادگاه خود که فبل از جنگ تروا  در آنجا حکمفرمایی می کرد برسد به ملوانان دستور می دهد که او را به دکل کشتی ببندند و در گوش های خود موم بگذارند – که نوای آواز را نشنوند. کشتی به محلی که صدای آواز از آنجا شنیده می شد نزدیک می شود.  جذابیت آواز ، همانطور که الهه به آن اشاره کرده بود، به حدی بود که ادیسئوس می خواست به طرف آن برود. اما التماس و فریاد های  ادیسئوس برای باز کردن او از دکل و هدایت کشتی به طرف محلی که صدای آواز از آنجا شنیده می شد به گوش ملوانان که در گوش های خود موم گذاشته نمی رسد. کشتی ادیسئوس به راه خود ادمه و از کنار محلی که آواز شنیده می شد می گذرد. ادیسئوس به جریزه ایتاکا می رسد. برای آدرنو نرفتن ادیسئوس به سمت موسیقی و ادامه سفر برای رسیدن به زادگاه نشانه جدایی هنر از زندگی بود ( در اینجا مفهوم زندگی برای آدرنو یعنی حمکفرمایی مجدد ادیسئوس در جریزه ایتاکا و دیدار همسر و فرزند است ). به راستی چرا ادیسئوس به جای اینکه به طرف هنر ( موسیقی ) برود به طرف زادگاه (وطن ) و قدرت رفت.

 مسیر قدرت و خانواده را انتخاب استراحت مدت زمانی در یک جزیره که محل سکونت یک الهه است توقف می کنند. الهه اشاره به آواز اغواگری می کند که در مسیر راه کشتی ادیسئوس به طرف ” ایتاکا “ از سوی جزیره ای شنیده می شود. الهه به ادیسئوس هشدار می دهد که تا به حال هیچ دریانوردی نتوانسته در مقابل این آواز بسیار جذاب و وسوسه انگیز از خود مقاومتی نشان دهد و به طرف جزیره ( بطرف آواز ) رفته است. الهه ادامه می دهد که دریانوردان دیگر از این جزیره باز نگشته اند. برخورد ادیسئوس با آواز در نزدیکی جزیره یک تراژدی است: ادیسئوس که وحشت داشت به طرف آوازی که از سوی جزیره به گوش میرسد حرکت کند و دیگر باز نگردد دست به اقداماتی در کشتی میزند. ادیسئوس به ملوانان دستور می دهد که او را به دکل کشتی ببندند و برای اینکه ملوانان آواز را نشوند در گوش های خود موم بگذارند. کشتی به محلی که صدای آواز از آنجا شنیده می شد نزدیک می شود  جذابیت آواز ، همانطور که الهه به آن اشاره کرده بود، به حدی است که ادیسئوس می خواهد به طرف آن برود. اما التماس و فریاد ادیسئوس برای باز کردن او از دکل و هدایت کشتی به طرف جزیره به گوش ملوانان که در گوش های خود موم گذاشته و فقط از خطر آواز و نه از جذابیت آن آگاه بودند نمی رسد. </span></p>

به نقل ار فیلسوف آلمانی ، آدرنو، 2800 سال پیش مسیر هنر از زندگی جدا شد. در کتاب دیالکتیک روشنگری آدرنو،  با استناد به منظومه هومر ، این جدایی را چنین شرح می دهد.  هومر، منظومه سرای یونانی ، خبر می دهد که ادیسئوس،  در راه بازگشت ار جنگ ترویا به سمت زادگاه خود ، جزیره ایتاکا، مدت زمانی در جزیره ای استراحت می کند.  در این جزیره الهه ای به ادیسئسدیسئوس و ملوانان کشتی برای استراحت مدت زمانی در یک جزیره که محل سکونت یک الهه ( Kirke) است توقف می کنند. الهه اشاره به آواز اغواگری می کند که در مسیر راه کشتی ادیسئوس به طرف ” ایتاکا “ از سوی جزیره ای شنیده می شود. الهه به ادیسئوس هشدار می دهد که تا به حال هیچ دریانوردی نتوانسته در مقابل این آواز بسیار جذاب و وسوسه انگیز از خود مقاومتی نشان دهد و به طرف جزیره ( بطرف آواز ) رفته است. الهه ادامه می دهد که دریانوردان دیگر از این جزیره باز نگشته اند. برخورد ادیسئوس با آواز در نزدیکی جزیره یک تراژدی است: ادیسئوس که وحشت داشت به طرف آوازی که از سوی جزیره به گوش میرسد حرکت کند و دیگر باز نگردد دست به اقداماتی در کشتی میزند. ادیسئوس به ملوانان دستور می دهد که او را به دکل کشتی ببندند و برای اینکه ملوانان آواز را نشوند در گوش های خود موم بگذارند. کشتی به جزیره نزدیک می شود و آوای اغواگر به گوش ادیسئوس که به دکل بسته شده میرسد. جذابیت آواز ، همانطور که الهه به ان اشاره کرده بود، به حدی است که ادیسئوس می خواهد به طرف آن برود. اما التماس و فریاد ادیسئوس برای باز کردن او از دکل و هدایت کشتی به طرف جزیره به گوش ملوانان که در گوش های خود موم گذاشته و فقط از خطر آواز و نه از جذابیت آن آگاه بودند نمی رسد. 

add_filter('body_class', 'adjust_body_class', 20, 2);   function adjust_body_class($wp_classes, $extra_classes) { if( is_page_template( 'templatedateiname.php' ) ) : //hier den dateinamen des seitentemplates einsetzen $blacklist = array('singular'); // Filter the body classes foreach( $blacklist as $val ) { if (!in_array($val, $wp_classes)) : continue; else: foreach($wp_classes as $key => $value) { if ($value == $val) unset($wp_classes[$key]); } endif; } endif; // Add the extra classes back return array_merge($wp_classes, (array) $extra_classes ); }

  نیاهو رئیس جمهور اسرائیل در سخنرانی مارس 2012 در کنفرانس American Israel Public Affairs Committee ) Aipac ) برای ثابت کردن نظریه خود که ایران تهدیدی برای اسزائیل است به تاریخ رجوع می کند و ادامه می هد که 2500 سال پیش نیز یک ایرانی قصد نابودی یهودیان را داشته است. منظور نتانیاهو از یک ایرانی فردی با نام هامان است که در دربار خشایارشا نفوذ زیادی داشت و از پادشاه خواسته بود که یهودیان را نابود کند. اما هامان ایرانی نبود ، او از قوم Amelek بود که علیه یهودیان در منطقه کنعان که از مصر به این سرزمین آمده بودند مبارزه می کردند. استر ، همسر یهودی خشایارشا، از کشته شدن یهودیان جلوگیری می کند. اما چرا نتانیاهو به کورش بزرگ اشاره نکرد که یهودیان را از زندان بابل نجات داد و به آنها کمک مالی نیز کرد که معبد خود را در اروشلیم بسازند. در نقاشی زیر ( 1910 ) خشایارشا ، استر و هامان دیده می شوند

  

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.