دو قرن سکوت ( زرینکوب)

آن تاریخ نویسی که وارد جرئیات تاریخی می شود دروغ می نویسد: “ رستم گفت : این سخن با شما نه از آن میگویم که بر مقاتله ایشان جازم نیستم…. “ ( ص 49)معلوم نیست زرینکوب این گفته رستم را از چه تاریخ نویس برداشته است (دینوری، طبری، بلاذری 200 سال بعد از جنگ فرضی قادسیه خبر دادند )، اما بعید به نظر می رسد که تاریخ نویسی به این دقیقی بعد از حداقل 150 سال از این گفتمان رستم با خبر بود. این گفتار رستم و دیگر گفتمان ها در کتاب زرینکوب می بایست چندین نسل دهان به دهان و لغت به لغت روایت می شد که در آخر طبری نامی آنها را بر روی کاغذ ثبت کند ( بنویسد). این لغت به لغت انتقال گفتمان از یک نسل به نسل دیگر امکان ندارد، یک نسل ممکن است بخشی از این گفتارهای جوراجور را فراموش کند ، یا به طور عمد آنها را تغییر دهد. زرینکوب به بنی امیه اشاره می کند : “ حکومت بنی امیه برای آزادگان… ایران قابل تحمل نبود زیرا بنیاد آنرا بر کوچک شماری عجم و برتری عرب نهاده بودند.“ زرینکوب ادامه می دهد که اعراب “ از آغاز حال ….. درصدد برآمدند زبان ها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند.“ اگر زرینکوب سکه های امیرالمومنین های امویان را که در ایران ضرب شده اند مشاهده کرده بود چنین خبرهای نادرستی (جعلی) را به خواننده تحویل نمی داد، امویان سکه خود را در ایران ضرب کردند ( نه در عربستان ، یا دمشق و فلسطین ) ، اسم خود را به زبان پهلوی نوشتند و نماد های زرتشتی را حکاری کردند. چگونه ممکن است اعراب ایرانیان کوچک بشمارند و قصد از بین بردن زبان ایرانی را داشته باشند، اما اسم خود را به زبان ایرانی بنویسند، چرا عرب ها اسم های خود را به زبان عربی بر روی سکه ضرب نکردند. این نظریه که اعراب می بایست سکه های خود را در ایران به زبان فارسی ضرب می کردندکه مشکلاتی در مبادلات اقتصادی پیش نیاید درست نیست. سکه و سنگ نبشته در مرجله اول نشانه هویت است. تاریخ شناس انگلیسی Daniel W. Brown می نویسد که حکمرانان عرب جایگزین فرمانروایان بیزانسی و ساسانی شدند، بدون آنکه دستگاه اداری، مذهب، اقتصاد و فرهنگ منطقه تغییری کند:

The conquests replaced the top rung of the Byzantine and Sasanian ruling classes with Arab, but they did not immediately or violently alter the administrative, religious, economic, or cultural landscape of the Near East

این تاریخ شناس ادامه می دهد: هیچ سندی که نشان دهد نهاد های های سیاسی تغییر کرده باشند در دست نیست، فقط زبان حکمرانان عربی شد و تولید شراب و گوشت خوک نیز ادامه داشت. اما در ایران به نظر می رسد که زبان هم زیاد تغییر نکرد.
زرینکوب به از بین رفتن کتاب های زرتشتی به دست عرب ها اشاره می کند: “ کتابهای که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که بحفظ آنها عنایت کند.“ اگر اطلاعات من درست باشد کتاب اوستا در زمان مامون جمع آوری و منتشر شد و من بعید می دانم که اصولا ساسانیان کتابی نوشته بودند که اعراب آنها را نابود کرده باشند. زرینکوب اضافه می کند که “ در آیین مسلمانان آن روز آشنایی بخط و کتابت بسیار نادر بود…“ از معاویه یک سنگ نبشته به خط یونانی ( در اردن) در دست است که نشان می دهد این خلیفه حتا آشنایی به این زبان نیز داشته است. معاویه در ایران نام امیرالمومنین را بر روی سکه خود به زبان پهلوی ضرب می کند و در یک سنگ نبشته دیگر در عربستان به عربی می نویسد. این خلیفه به سه زبان (یونانی ، پهلوی و عربی) از خود سند بر جای گداشته، حال زرینکوب ادعا می کند عرب ها بخط آشنایی نداشتند. رزینکوب در صفجه 55 به „فتج مدائن “ اشاره می کند: “ از آن قصرهای افسانه آمیز جز ویرانی هیچ برجای ننهادند. “ باستان شناسان اسرائیلی و آلمانی در حفاری های خود در فلسطین و شمال اردن ( جنگ یرموک ) هیچ گونه نشانه ای از ویرانی حمله اعراب به دست نیاوردند. باستان شناسان در مدائن و دیگر شهر های که اعراب تصرف کردند تحقیق و حفاری نکردند . اما اگر در جبهه غرب ( فلسطین اردن و ..) باستان شناسان خرابی مشاهده نکردند در جبهه شرق ( ایران) نیز به قدرت رسیدن اعراب بدون جنگ و خرابی روی داده است. کتاب دو قرن سکوت یک کتاب تاریخ نیست که دو فرن اول اسلام را باز سازی کرده، این کتاب یک فاجعه فرهنگی است و بی اطلاعی نویسنده از متد تاریخ شناسی علمی را نشان می دهد. آگاهی تاریخی از دو قرن اول اسلام را زرینکوب ها به ما داده اند، دروغ نوشتند و ادبیات اسطوره ای جمع آوری کردند.

نام عپدولملیک ی مروانان ( عبد الملک بن مروان) بر روی سکه مرو به خط پهلوی است. در سکه مرو عبد الملک خود را از اهالی مرو معرفی می کند، عپدوالملک ی مروانان، به معنی عپدوالملک از مرو

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.