دو قرن سکوت ( زرینکوب)

آن تاریخ نویسی که وارد جرئیات یک اتفاق تاریخی می شود قابل اطمینان نیست: زرینکوب اشاره می کند “ رستم گفت : این سخن با شما نه از آن میگویم که بر مقاتله ایشان جازم نیستم…. “ ( ص  49) منبع خبری معلوم نیست، اما به احتمال زیاد می تواند ار : دینوری، طبری، یا بلاذری باشد  که 150 تا 200 سال بعد از جنگ فرضی قادسیه خبر دادند، اما بعید به نظر می رسد که تاریخ نویسی (طبری ) به این دقیقی بتواند بعد از حدود 2 قرن این گفتار رستم  را بازگو کند. این گفتار رستم و دیگر گفتمان ها در کتاب زرینکوب می بایست چندین نسل دهان به دهان و لغت به لغت روایت می شدند که در آخر طبری نامی آنها را بر روی کاغذ بیآورد ( بنویسد). این لغت به لغت انتقال گفتمان از یک نسل به نسل دیگر امکان ندارد، یک نسل ممکن است بخشی از این گفتارهای جوراجور را فراموش کند ، یا به طور عمد آنها را تغییر دهد. زرینکوب به بنی امیه اشاره می کند : “ حکومت بنی امیه برای آزادگان… ایران قابل تحمل نبود زیرا بنیاد آنرا بر کوچک شماری عجم و برتری عرب نهاده بودند.“ زرینکوب ادامه می دهد که اعراب “ از آغاز حال ….. درصدد برآمدند زبان ها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند.“ اگر زرینکوب سکه های امیرالمومنین های امویان را که در ایران ضرب شده اند مشاهده کرده بود چنین خبرهای نادرستی (جعلی) را به خواننده تحویل نمی داد، امویان سکه خود را در ایران ضرب کردند ( نه در عربستان ، یا دمشق و فلسطین ) ، اسم خود را به زبان پهلوی نوشتند و نماد های زرتشتی را حکاری کردند.

 عبد الملک بن مروان بر روی سکه های مرو نام خود را به خط پهلوی ضرب کرد. در سکه مرو عبدالملک خود را از اهالی مرو معرفی می کند، عپدوالملک ی مروانان، به معنی عپدوالملک از مرو

„‎دو قرن سکوت ( زرینکوب)</p><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />
<p>آن تاریخ نویسی که وارد جرئیات تاریخی می شود دروغ می نویسد: " رستم گفت : این سخن با شما نه از آن میگویم که بر مقاتله ایشان جازم نیستم....  " ( ص 49)معلوم نیست زرینکوب این گفته رستم را از چه تاریخ نویس برداشته است (دینوری، طبری، بلاذری 200 سال بعد از جنگ فرضی قادسیه خبر دادند )، اما بعید به نظر می رسد که تاریخ نویسی به این دقیقی بعد از حداقل 150 سال از این گفتمان رستم با خبر بود.  این گفتار رستم و دیگر گفتمان ها در کتاب زرینکوب می بایست چندین نسل دهان به دهان و لغت به لغت روایت می شد که در آخر طبری نامی آنها را بر روی کاغذ ثبت کند ( بنویسد). این لغت به لغت انتقال گفتمان از یک نسل به نسل دیگر امکان ندارد، یک نسل ممکن است بخشی از این گفتارهای جوراجور را فراموش کند ، یا به طور عمد آنها را تغییر دهد. زرینکوب به بنی امیه اشاره می کند : " حکومت بنی امیه برای آزادگان... ایران قابل تحمل نبود زیرا بنیاد آنرا بر کوچک شماری عجم و برتری عرب نهاده بودند." زرینکوب ادامه می دهد که اعراب " از آغاز حال ..... درصدد برآمدند زبان ها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند."  اگر زرینکوب سکه های امیرالمومنین های امویان را که در ایران ضرب شده اند مشاهده کرده بود چنین خبرهای نادرستی (جعلی) را به خواننده تحویل نمی داد، امویان سکه خود را در ایران ضرب کردند ( نه در عربستان ، یا دمشق و فلسطین ) ، اسم خود را به زبان پهلوی نوشتند  و نماد های زرتشتی را حکاری کردند. چگونه ممکن است  اعراب ایرانیان کوچک بشمارند و قصد از بین بردن زبان ایرانی را داشته باشند، اما اسم خود را به زبان ایرانی بنویسند، چرا عرب ها اسم های خود را به زبان عربی بر روی سکه ضرب نکردند. این نظریه که اعراب می بایست سکه های خود را در ایران به زبان فارسی ضرب می کردندکه مشکلاتی در مبادلات اقتصادی پیش نیاید درست نیست. سکه و سنگ نبشته در مرجله اول نشانه هویت است. تاریخ شناس انگلیسی Daniel W. Brown می نویسد که حکمرانان عرب جایگزین فرمانروایان بیزانسی و ساسانی شدند، بدون آنکه دستگاه اداری، مذهب، اقتصاد و فرهنگ منطقه تغییری کند: </p><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />
<p>The conquests replaced the top rung of the Byzantine and Sasanian ruling classes with Arab, but they did not immediately or violently alter the administrative, religious, economic, or cultural landscape of the Near East </p><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />
<p>این تاریخ شناس ادامه می دهد:  هیچ سندی که نشان دهد نهاد های های سیاسی تغییر کرده باشند در دست نیست، فقط زبان حکمرانان عربی شد و تولید شراب و گوشت خوک نیز ادامه داشت. اما در ایران به نظر می رسد که زبان هم زیاد تغییر نکرد.<br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />
زرینکوب به از بین رفتن کتاب های زرتشتی به دست عرب ها اشاره می کند: " کتابهای که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که بحفظ آنها عنایت کند." اگر اطلاعات من درست باشد کتاب اوستا در زمان مامون جمع آوری و منتشر شد و من بعید می دانم که اصولا ساسانیان کتابی نوشته بودند که اعراب آنها را نابود کرده باشند. زرینکوب اضافه می کند که " در آیین مسلمانان آن روز آشنایی بخط و کتابت بسیار نادر بود..." از معاویه یک سنگ نبشته به خط یونانی ( در اردن) در دست است که نشان می دهد این خلیفه حتا آشنایی به این زبان نیز داشته است. معاویه در ایران نام امیرالمومنین را بر روی سکه خود به زبان پهلوی ضرب می کند و در یک سنگ نبشته دیگر در عربستان به عربی می نویسد. این خلیفه به سه زبان (یونانی ، پهلوی و عربی) از خود سند بر جای گداشته، حال زرینکوب ادعا می کند عرب ها بخط آشنایی نداشتند. رزینکوب در صفجه 55 به "فتج مدائن " اشاره می کند: " از آن قصرهای افسانه آمیز جز ویرانی هیچ برجای ننهادند. " باستان شناسان اسرائیلی و آلمانی در حفاری های خود در فلسطین و شمال اردن ( جنگ یرموک ) هیچ گونه نشانه ای از ویرانی حمله اعراب به دست نیاوردند. باستان شناسان در مدائن و دیگر شهر های که اعراب تصرف کردند تحقیق و حفاری نکردند . اما اگر در جبهه غرب ( فلسطین اردن و ..) باستان شناسان خرابی مشاهده نکردند در جبهه شرق ( ایران)  نیز به قدرت رسیدن اعراب بدون جنگ و خرابی روی داده است. کتاب دو قرن سکوت یک کتاب تاریخ نیست که دو فرن اول اسلام را باز سازی کرده، این کتاب یک فاجعه فرهنگی است و بی اطلاعی نویسنده از متد تاریخ شناسی علمی را نشان می دهد. آگاهی تاریخی از دو قرن اول اسلام را  زرینکوب ها به ما داده اند، دروغ نوشتند و ادبیات اسطوره ای جمع آوری کردند.</p><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br />
<p>نام عپدولملیک ی مروانان ( عبد الملک بن مروان) بر روی سکه مرو به خط پهلوی است. در سکه مرو  عبد الملک خود را از اهالی مرو معرفی می کند، عپدوالملک ی مروانان، به معنی عپدوالملک از مرو‎“

چگونه ممکن است اعراب ایرانیان کوچک بشمارند و قصد از بین بردن زبان ایرانی را داشته باشند، اما اسم خود را به زبان پهلوی بنویسند، چرا عرب ها اسم های خود را به زبان عربی بر روی سکه ضرب نکردند. این نظریه که اعراب می بایست سکه های خود را در ایران به زبان پهلوی ضرب می کردندکه مشکلاتی در مبادلات اقتصادی پیش نیاید درست نیست. سکه فقط یک شی ء ، یا وسیله ای برای تبادلات اقتصادی نیست، بلکه در مرحله اول  سکه نشانه هویت است .
زرینکوب به از بین رفتن کتاب های زرتشتی به دست عرب ها اشاره می کند: “ کتابهای که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که بحفظ آنها عنایت کند.“ اگر خبر درست باشد کتاب اوستا در زمان مامون جمع آوری و منتشر شد و من بعید می دانم که اصولا ساسانیان کتابی نوشته بودند که اعراب آنها را نابود کرده باشند. زرتشت شناس آلمانی Michael Stausberg معتقد است که شرایط فرهنگی ( مذهبی، حفظ سنت های ساسانی ) برای زرتشتیان با به قدرت رسیدن اعراب (حداقل در دوران امویان ) تغییری نکرد.
زرتشت شناس آلمانی همچنین ادامه می دهد که زرتشتیان ایران را نه بعد از حمله اعراب در قرن 7، بلکه نخست در قرن 9/ 10 ( دوران عباسیان) به سمت هندوستان ترک کردند (42.

تاریخ شناس انگلیسی Daniel W. Brown می نویسد که حکمرانان عرب جایگزین فرمانروایان بیزانسی و ساسانی شدند، بدون آنکه دستگاه اداری، مذهب، اقتصاد و فرهنگ منطقه تغییری کند:

The conquests replaced the top rung of the Byzantine and Sasanian ruling classes with Arab, but they did not immediately or violently alter the administrative, religious, economic, or cultural landscape of the Near East

این تاریخ شناس ادامه می دهد: هیچ سندی که نشان دهد نهاد های های سیاسی تغییر کرده باشند در دست نیست، فقط زبان حکمرانان عربی شد و تولید شراب و گوشت خوک نیز ادامه داشت. اما به نظر می رسد که در ایران زبان هم زیاد تغییر نکرد ( حداقل بر روی سکه ها).

زرینکوب اضافه می کند که “ در آیین مسلمانان آن روز آشنایی بخط و کتابت بسیار نادر بود…“ از معاویه یک سنگ نبشته به خط یونانی ( در اردن) در دست است که نشان می دهد این خلیفه به این زبان نیز آشنایی داشته . معاویه در ایران نام امیرالمومنین را بر روی سکه خود به زبان پهلوی ضرب می کند و در یک سنگ نبشته دیگر در عربستان به عربی می نویسد. این خلیفه به سه زبان (یونانی ، پهلوی و عربی) از خود سند بر جای گداشته، حال زرینکوب ادعا می کند عرب ها بخط آشنایی نداشتند.زرزینکوب در صفجه 55 به „فتج مدائن “ اشاره می کند: “ از آن قصرهای افسانه آمیز جز ویرانی هیچ برجای ننهادند. “ باستان شناسان اسرائیلی و آلمانی در حفاری های خود در فلسطین و شمال اردن ( جنگ یرموک ) هیچ گونه نشانه ای از ویرانی حمله اعراب به دست نیاوردند. باستان شناسان در مدائن و دیگر شهر های که اعراب تصرف کردند تحقیق و حفاری نکردند . اما باستان شناس آلمانی Gerd Gropp اشاره می کند که حمله اعراب (به خراسان ) خرابی به دنبال نداشته است و سنت معماری، کاشی کاری و جواهر سازی ساسانی همچنان ادامه داشته است.(40

اگر در جبهه غرب ( فلسطین اردن و ..) باستان شناسان خرابی مشاهده نکردند در جبهه شرق ( ایران) نیز به قدرت رسیدن اعراب بدون جنگ و خرابی روی داده است. ک

زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت “ سوال می کند: “ این ابومسلم که بود “ و ادامه می دهد:“ در ابومسلم نامه هاو تاریخها، چندان افسانه آوردند که خقیقت را هیچ درنمی توان یافت „، با این وجود زرینکوب در چندین صفحه به جنگ های  ابو مسلم و سیاه جامگان اشاره می کند. ابو مسلم، به نقل از زرینکوب، به دست خلیفه منصور به قتل می رسد. منبع خبری زرینکوب “ اخبار الطوال“ از دینوری و „تاریخ بلعمی“ است. دینوری مورخ قرن 9 هست  و 200 سال بعد از زندگی ابومسلم خبر می دهد. تنها سند معتبر ار ابومسلم یک سکه از سال 753 است. بر روی این سکه نام “ ابو مسلم، امیر ال محمد “ ضرب شده که معنی آن “ ابو مسلم ، فرمانده خانواده محمد“ است . “ خانواده محمد“ یعنی پیروان محمد و مسلم به معنی پیرو اسلام. آیا ابو مسلم یک شخص بود، یا  یک برنامه برای دفاع از خواسته های محمد. از منصور سکه ای با عنوان امیرالمومنین پیدا نشده است . ، اما با نام منصور ( برنده ، فاتخ) سکه ضرب شده است که بیشتر معنی فرجام شناسی () را می دهد تا اسم یک شخص . به امکان خیلی زیاد خلیفه ای با نام منضور را تاریخ نویسان ایرانی و عرب قرن 9 چاخان کردند. نه ابومسلم و  نه خلیفه منضوز شخصیت های تاریخی ( واقعی، خقیقی)  هستند.

غوغای حمله اعراب در “ دو قرن سکوت “ ( زرینکوب )

زرینکوب در کتاب “ دو قرن سکوت “ در صفحه 317 می نویسد : رزتشتیان “ هیچگونه حق نشر و تبلیغ آیین خویش را نداشتند.“ اما چندین خلیفه اموی ( معاویه، عبدالملک مروان و .. ) در داراب فارس به نام خود ، با خط پهلوی و نماد های زرتشت ( آتشکده ) سکه ضرب کردند. آیا نشان دادن آتشکده بر روی سکه های خلیفه ها عرب خود تبلیغ دین زرتشت نبود. زرینکوب ادامه می دهد : “ بنی امیه….. با شدتی و خشونتی تمام، از نشر هر گونه فکری که منسوب بموالی بود بشدت جلوگیری میکردند.“ تاریخ شناس انگلیسی Daniel W. Brown می نویسد که حکمرانان عرب جایگزین فرمانروایان بیزانسی و ساسانی شدند،بدون آنکه دستگاه اداری، مذهب، اقتصاد و فرهنگ منطقه تغییری کند:

The conquests replaced the top rung of the Byzantine and Sasanian ruling classes with Arab, but they did not immediately or violently alter the administrative, religious, economic, or cultural landscape of the Near East

شرایط فرهنگی ( مذهبی، سنت های ساسانی ) برای زرتشتیان با به قدرت رسیدن اعراب (حداقل در دوران امویان ) تغییری نکرد و به همین علت نیز
زرتشت شناس آلمانی Michael Stausberg در کتاب Zarathustras
اشاره می کند که هیچ سندی که نشان دهد زرتشتیان به علت سرکوب و جلوگیری از اجراء مراسم مذهبی ایران را سمت هندوستان ترک کرده باشند در دست نیست. این زرتشت شناس ادامه می دهد که زرتشتیان در قرن 9 و 10 ( دوران عباسیان) ایران را ترک کردند.

باستان شناس آلمانی Gerd Gropp اشاره می کند که حمله اعراب (به خراسان ) خرابی به دنبال نداشته است و سنت معماری، کاشی کاری و جواهر سازی ساسانی همچنان ادامه داشته است.

خط پهلوی و نماد زرتشت بر روی سکه ها نشان می دهند که فرهنگ ( سنت) ایرانی در زمان معاویه از میان برداشته نشده بود. سکه های معاویه نشان دهنده، یا گواه پیروزی عرب ها بر ایرانیان نیستند، بیشتر به نظر می رسد که معاویه قصد داشت با نوشتن لقب امیرالمومنین به زبان پهلوی و حفظ نمادهای رزتشتی ( آتشکده ) بر پشت سکه ها به یک توافق برسد و همبستگی خود با ایرانیان را نشان دهد.

روی سکه معاویه

ماآویا امیری وریوشنیکان به خط پهلوی در سمت راست، روبروی چهره خسرو پرویز، حکاری شده است

„‎غوغای حمله اعراب در " دو قرن سکوت " ( زرینکوب ) </p>
<p>زرینکوب در کتاب " دو قرن سکوت " در صفحه 317 می نویسد : رزتشتیان " هیچگونه حق نشر و تبلیغ آیین خویش را نداشتند." اما چندین خلیفه اموی ( معاویه، عبدالملک مروان و .. ) در داراب فارس به نام خود ، با خط پهلوی و نماد های زرتشت ( آتشکده ) سکه ضرب کردند. آیا نشان دادن آتشکده بر روی سکه های خلیفه ها عرب خود تبلیغ دین زرتشت نبود. زرینکوب ادامه می دهد : " بنی امیه..... با شدتی و خشونتی تمام، از نشر هر گونه فکری که منسوب بموالی بود بشدت جلوگیری میکردند."  تاریخ شناس انگلیسی Daniel W. Brown می نویسد که حکمرانان عرب جایگزین فرمانروایان بیزانسی و ساسانی شدند،بدون آنکه دستگاه اداری، مذهب، اقتصاد و فرهنگ منطقه تغییری کند: </p>
<p>The conquests replaced the top rung of the Byzantine and Sasanian ruling classes with Arab, but they did not immediately or violently alter the administrative, religious, economic, or cultural landscape of the Near East</p>
<p>شرایط فرهنگی ( مذهبی، سنت های ساسانی ) برای زرتشتیان با به قدرت رسیدن اعراب (حداقل در دوران امویان ) تغییری نکرد و به همین علت نیز<br />
زرتشت شناس آلمانی Michael Stausberg  در کتاب Zarathustras<br />
اشاره می کند که هیچ سندی که نشان دهد زرتشتیان به علت سرکوب و جلوگیری از اجراء مراسم مذهبی ایران را سمت هندوستان ترک کرده باشند در دست نیست. این زرتشت شناس ادامه می دهد که زرتشتیان در قرن 9 و 10 ( دوران عباسیان) ایران را ترک کردند.</p>
<p>باستان شناس آلمانی Gerd Gropp اشاره می کند که حمله اعراب (به خراسان ) خرابی به دنبال نداشته است و سنت معماری، کاشی کاری و جواهر سازی ساسانی همچنان ادامه داشته است. </p>
<p>خط پهلوی و نماد زرتشت بر روی سکه ها نشان می دهند که فرهنگ ( سنت) ایرانی در زمان معاویه از میان برداشته نشده بود. سکه های معاویه نشان دهنده، یا گواه پیروزی عرب ها بر ایرانیان نیستند، بیشتر به نظر می رسد که معاویه قصد داشت با نوشتن لقب امیرالمومنین به زبان پهلوی و حفظ نمادهای رزتشتی ( آتشکده ) بر پشت سکه ها به یک توافق برسد و همبستگی خود با ایرانیان را نشان دهد.</p>
<p>روی سکه معاویه</p>
<p>ماآویا  امیری وریوشنیکان به خط پهلوی در سمت راست، روبروی چهره خسرو پرویز، حکاری شده است‎“

آتشکده یزد ( Fire Temple, Atash Bahraam )

„‎آتشکده یزد ( Fire Temple, Atash Bahraam )‎“
Bozorgmehr Loghman hat das kommentiert.

آمد نوروز ماه، می‌ خور و می‌ ده پگاه | هر روز تا شامگاه، هر شب تا بامداد…
بنشین خوشیدوار، می‌ خور جمشیدوار | فرخ و امیدوار، چون پسر کیقباد… (انوری)

نوروزتان پیروز

 

هگل، یا مارکس

در زمان خسرو انوشیروان کار یمن یکسره شد و ایران جنوب عربستان (یمن ) را در سال ۵۹۸-۵۹۷ میلادی به‌ تصرف خود در آورد. این بار ایران مستقیم به یمن حمله نکرده ، اما در اصل فرقی زیادی با دوران ساسانیان ندارد ، اگر شیعه های یمنی پیروز شوند. اما چون اکثر ایرانیان هگلیست هستند به این نقل قول هگل که تاریخ دو بار تکرار می شود باور داریم و نه به جمله مارکس (گرفته از هگل ) که تاریخ دوبار تکرار می شود ، اما بار اول تراژدی است و بار دوم مسخره. در رابطه با تصرف یمن و تیسفون ( کنترل بخش های مرکزی و جنوب عراق در دست ایرانیان است ) توسط ایران تاریخ نه بار اول ( در زمان ساسانیان) تراژدی بود و نه این بار ( امروز ) مسخره !!!

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.