چون رسول خدا(ص) به سن دوازده سالگى رسید همراه عموى خود، ابوطالب، که با کاروان قریش براى تجارت به شام مى‏رفت، رهسپار شام شد، این سفر در دهم ربیع الاول سال سیزدهم واقعه فیل اتفاق افتاد. چون کاروان به بصرى، که روستایى در سرزمین حوران و از توابع دمشق بود، رسید، راهبى به نام بحیرى که در صومعه خود به سر مى‏برد و از علوم مسیحى آگاه بود، برایشان خوراکى تهیه کرد در حالى که متداول نبود او به کاروان قریش توجهى کند و چون دلیلش را از وى پرسیدند گفت ابرى روشن بر سر رسول اکرم (ص) سایه افکنده بود، همچنین وقتى کاروان در حوالى صومعه کنار درختى رسید، راهب مزبور متوجه شد ابر در بالاى درخت ایستاد و شاخه‏هاى درخت چنان پایین آمد که بر پیامبرسایه افکند. وقتى همه، اجتماع نمودند تا خوراک آماده شده را میل کنند، از میان همه رسول خدا به دلیل کمى سن زیر همان درخت کنار اموال کاروان باقى ماند، بحیرا در بین آن جمع کسى را با صفاتى که مى‏شناخت ندید از این روى گفت نباید کسى از شماها، از حضور در سفره من امتناع مى‏کرد، پاسخ دادند همه آمده‏اند جز پسرى که کوچک‏ترین ماست و مراقب بارهایمان مى‏باشد، بحیرا گفت: او را هم فرا بخوانید و هنگامى که برخى خصوصیات را در آن حضرت به دقّت بررسى کرد، خطاب به ایشان گفت: اى پسر تو را به لات و عزّى سوگند مى‏دهم که از هر چه سؤال مى‏کنم به من پاسخ دهى، حضرت فرمود مرا به آنها سوگند مده که از هیچ چیز به اندازه آن‏ها نفرت ندارم. بحیرا سؤالاتى را مطرح کرد و حضرت پاسخ داد که مطابق دانسته‏هاى آن راهب بود. آن گاه به مهر نبوّت که در میان دو شانه پیامبر بود نگریست و چون فارغ شد روى به ابوطالب نمود و گفت این نوجوان با تو چه نسبتى دارد، او جواب داد: فرزندم مى‏باشد. بحیرا گفت نباید این گونه باشد و پدرش در حال حیات نیست، ابوطالب گفت: برادرزاده‏ام است و پدرش وقتى او در رحم مادرش بود، درگذشت. راهب گفت: راست گفتى، برادرزاده ات را به زادگاهش بازگردان و از قوم یهود درباره‏اش بترس، زیرا اگر او را دریابند، شرّى برایش برپا مى‏کنند، براى این پسر شأن و منزلت عظیمى است. ابوطالب پس از انجام کارهاى تجارى حضرت را به مکه بازگردانید

 

علی از سوی خداوند به ولایت و سرپرستی امت منصوب شده است همان گونه آنگاه که گفته می شود „محمد رسول الله“ است یعنی محمد (ص) رسولی از جانب خداوند است.

https://www.deutsche-apotheker-zeitung.de/daz-az/2014/daz-3-2014/entscheidungshilfen-fuer-die-therapie-des-trockenen-auges

 

Sophronius

سوفرونیوس ( 560 – 638) کشیش اروشلیم از سال 634 تا 638 در نامه ای خبر می دهد که ما به علت گناه ها و اعمال خلاف نمی توانیم این اوضاع را درک کنیم. امسال ما نمی توانیم  مراسم کریسمس را در بیت لحم  برگزار کنیم. اعراب (Saracens. ) مسیر اروشلیم تا بیت لحم را نا امن کردند. سوفرونیوس نه اسمی از اسلام می برد و نه اشاره می کند که اعراب بیت لحم را اشغال کردند.  

We, however, because of our innumerable sins and serious misdemeanours, are unable to see these things, and are prevented from entering Bethlehem by way of the road. Unwillingly, indeed, contrary to our wishes, we are required to stay at home, not bound closely by bodily bonds, but bound by fear of the Saracens.

نامه بعد ی از ماکسیموس کنفسور ( 580 تا 662  )   است که خبر می دهد : وحشتناک است که بربر های صحرا نشینان دنیای متمدن را مورد تخت و تاز قرار می دهند عدی از

 

مهاجرین یا

Mhaggrayê . نام بی سابقه Mhaggrayê ، بر انگیزنده است چون بزرگترین گواه بر تعیین هویت اعراب به عنوان مهاجرین (یا در عربی مهاجرون ) است

https://www.tribunezamaneh.com/archives/44107.

حاکم مذهبی سوفرونیوس Sophronius

 

حاکم مذهبی سوفرونیوس

Sophronius

Sophronius (c. 560 – 638) was the Patriarch of Jerusalem from 634 until his death

Die folgenden Kommentare sind auf den Dezember 634 datiert:

Wir sind jedoch wegen unserer unzähligen Sünden und schweren Vergehen nicht in der Lage, diese Dinge zu sehen, und werden daran gehindert, über die Straße nach Bethlehem zu gelangen. Unwillkürlich, ja, entgegen unseren Wünschen, müssen wir zu Hause bleiben, nicht durch körperliche Bindungen, sondern durch die Angst vor den Sarazenen gebunden. (Weihnachtspredigt, 506 [S. 70])

Übersetzt mit www.DeepL.com/Translator

 

——————————–

The following comments are dated to December of 634:We, however, because of our innumerable sins and serious misdemeanours, are unable to see these things, and are prevented from entering Bethlehem by way of the road. Unwillingly, indeed, contrary to our wishes, we are required to stay at home, not bound closely by bodily bonds, but bound by fear of the Saracens. (Christmas Sermon, 506

 


 

ماکسیموس. کنفسور

Maximus Confessor („Maximus der Bekenner“; griechisch Μάξιμος Ὁμολογήτες Maximos Homologetes) (* um 580; † 13. August 662) war ein griechischer Mönch und Theologe

Was könnte schrecklicher sein als die anwesenden Übel, die gegenwärtig die zivilisierte Welt überziehen? Eine barbarische Wüstennation überrennt ein anderes Land, als wäre es ihr Eigentum, unsere Zivilisation wird verwüstet durch wilde und ungezähmte Bestien in Menschengestalt. Diese Bestien sind Juden und Jünger des Antichrist. Die Christen müssen bereuen, um die Eindringlinge zurückzuwerfen.“

 

 

[From a letter to Peter, governor of Numidia, then in Alexandria, indicating the importance of prayer at this time, between 634 and 640.]

For indeed, what is more dire than the evils which today afflict the world? What is more terrible for the discerning than the unfolding events? What is more pitiable and frightening for those who endure them? To see a barbarous people of the desert overrunning another’s lands as though they were their own; to see civilization itself being ravaged by wild and untamed beasts whose form alone is human. (Maximus, Ep. 14, PG 91, 533-44 [pp. 77-78])

 

 

 

 

29.05.16
   
 
 
 
 
 
 
 

ار تورج دریایی در داراب

یک سکه عرب – ساسانی از حجاج بن یوسف ( سال 703 ) در استان فارس ضرب شده ، در کنار سکه حجاج نام منصور به معنی پیروز دیده می شود. برای تورج دریایی منصور فرماندار داراب و از یک خانواده ایرانی بود.
It is possible that Mansur was also a sub-gevernor of Darabgerd…..Mansur, who was from an iranian family ( Persian Lord and the Umayyads : Cooperation and Coexistence in a Turbulent Time. 2016, P.75 )
منصور یک شخصیت مذهبی ( منجی) بود و نه یک شخصیت حقیقی.
در دانشنانه اسلام ( Encyclopaedia of Islam ) به ناجی منصور اشاره شده:
The thesis of the identity of names was evidently already well-established there, since his supporters did not try to iddentify him with the Mahdi but with the Mansur, a messianic figure originating in Yemenite beliefs ( V/1233-1234
استاد تاریح در آمریکا، تورج دریایی، یک ناجی را به فرمانداری شهر داراب منصوب کرد.
همچنین دریایی به سکه عرب – ساسانی دیگری با نام فرخزاد اشاره می کند. فرخزاد، به نقل از دریایی, یکی از نخبگان محلی بود که با امویان همکاری می کرد:
Farroxzad was a member of the local elite cooperating with the Umayyads against the Zubayrids

اما سکه شناس فرانسوی Gysen و منبع خبری دریایی شک دارد که نام فرخزاد بر روی سکه یک شخصیت حقیقی باشد :
Another series, typological very close to the former, features the word Farroxzad without patrronym.The word can be understood as an epither ‚ Born bestowed with ( divine ) glory ‚ , but also as a proper name

سکه شناس فرانسوی ادامه می دهد که نام فرخزاد بر روی نوع های دیگر سکه و با تاریخ های ضرب متفاوت نیز دیده می شود و به همین علت نمی تواند نام فرخزاد به یک شخص تعلق داشته باشد

دریایی در این مقاله خود به خوارج که علیه علی و امویان قیام کردند نیز اشاره می کند:

We should remember that during the late seventh century. it was
some of the arab muslims, notably the Khawrij, who rebelled
against ali and then against the Umayyads in Fars

سلام شناسان سنتی ادعا می کنند که خوارح اولین فرقه مذهبی در دین اسلام بودند. در جنگ صفین، به نقل از این اسلام شناسان، علی پیشنهاد کرد که خلیفه را داوران تعیین کنند (تعیین خلیفه به حکمیت ). بخشی از جنگجویان که با این پیشنهاد حکمیت موافق نبودند به عنوان اعتراض لشگر علی را ترک کردند و در دهکده ای به نام حروراء ( Harura ) در نزدیکی کوفه ساکن شدند. این گروه که لشگر علی را ترک کردند به خوارج ( آنهایی که به حروراء رفتند ) معروف شدند.

در اینجا خوارج بر روی پرچم خود نوشتتند که ” فقط خدا قانون گذار است.” خوارج فقط حکم خدا را قبول داشتند و نه داوران را.
به نقل از زبان شناس آلمانی Johnnes Thomas اصطلاح خوارج از زبان ” آرامی – سریانی گرفته شده است، از وآژه آرامی ‘ hrora ‘ که به آرامی معنی غار را می دهد . راهبان منزوی و زهاد ( Asket ) مسیحی سوری که در غار زندگی می کردند به hrora معروف بودند. این واژه آرامی ( hrora ) به عربی، به حروری ( Haruri – از دهکده حروراء ) و بعد به خوارج برگردانده شد. راهبان غار نشین مسیحی سوری نه علیه علی جنگیدن ( جنگ صفین ) و نه علیه امویان

Salm ibn Ziyad
AR Drachm
Mint: MRW
Date: AH 63? (682/83 AD)D
34 x 33 mm.
3.14 gm.
Album 18v.; Mitchiner ACW 1372v., 1406v.; Mitchiner WOI 32v.
Gobl Hunnen Countermarks 108 (Bactrian word); 109 (Bactrian word); 3v. (with cross and Sogdian word ‚prn‘ (glory, splendor)
Diameter of obverse dotted border=23 mm.; diameter of reverse border=23 mm.
Die position=12h
Obverse: Triple pellets on either side of star and crescent at 6h. Pahlavi legend; bism Allah  in margin; breast ornament: three pendants (Ardashir III). Crescent to right of beard.
Reverse: Mint name to right (MRW); year 63 (?) (blundered) to left. No test scrape

jayyid

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.