بن ( پسر )

تاریخ شناسان اسلامی خبر داده اند که “ محمد بن الحنفیه “ پسر علی ، خلیفه چهارم، از یک زن برده از قبیله حنفیه ( در سوریه ) بود، اینجا بن به این معنی نیست که محمد پسر الحنفیه بود که معنی نمی دهد. اینجا بن به این معنی است که محمد از قبیله حنفیه بود. بن در عربی به معنی “ از “ ، یا “ آمدن از“ هم است. یک سنگ نبشته از “ عبد ال – عزیز بن مروان“ از سال 688 بر روی کانال فسطاط (   مصر حکاری شده. ( 1

سنگ نبشته عبد ال – عزیز بن مروان در مصر 

عبد ال – عزیز بن مروان برادر خلیفه عبد الملک مروان فرماندار مصر بود. سکه های از عبدالملک مروان از سال 696 در مرو ضرب شده اند. بر روی سکه مرو ، با خط پهلوی، نام “ عپدولملیک ی مروانان “ و نه عبدالملک بن مروان  دیده می شود. در زبان فارسی  آن اول حالت اضافی و آن  دوم حالت جمع است. به این ترتیب “ مروانان “ یعنی شهروندان مروی، یا افرادی که از مرو هستند نام عپدولملیک ی مروانان بر روی سکه مرو به خط پهلوی

حال سنگ نبشته برادر عبدالملک مروان نیز به همین معنی است : عبد ال – عزیز از خانواده مروان ( از مرو ) و نه عبد ال- عزیز پسر مروان.

فولکر پپ ،سکه شناس آلمانی، به یک کارمند امور دارایی در مصر با نام عبدالملک بن مروان اشاره می کند. این نام، به نقل از پپ، به معنی “ بنده (یک ) بلندپایه از خانواده مروان“ است و نه عبدالملک پسر   . (2 مروان
از کتاب “ از اوگاریت به سامره“ ، فولکر پپ در ترجمه بی نیاز 
 
 1 – Yehuda D.Nevo and J. Koren, Crossroads to Islam, P. 410
2 –  فولکر پپ ،از اوگاریت به سامره ، ص 191
 
 

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.