http://grifterrec.rasmir.com/islam/arab_sas/arabsasanian.html 
 
سکه ها همزمان بازتاب خواسته های حکمران محلی و سنت ایرانی هستند و بیشتر از هر سند دیگر خبر از فرهنگ منطقه به ما می دهند (Rika Gyselen )
 
Coinage thus simultaneously reflects the demands of the new local rulers and of local Iranian tradition, and tells us more about the area’s civilization than any other source can
 
سکه شناس فرانسوی Rika Gyselen از 8 سکه عرب ساسانی نام می برد که اعراب در استان فارس ضرب کرده اند. تاریخ ضرب سکه ها مشخص نیست، اما فرم این سکه ها شبیه سکه های دیگری هستند که در اوائل قرن 8 ضرب شده اند.
It is tempting, nevertheless, to date them to around 100H
 
 
بر روی این سکه ها به خط پهلوی وآژه آباد، یا آزاد مشاهده می شود  و فقط در ضرابخانه های بیشاپور، اردشیرخوره، استخر و قباد خوره ضرب شده اند
به نقل از  Gyselen این 8 سکه در دوران اسلامی ضرب شده اند و به یک گروه تعلق دارند. بر روی  دو سکه وآژه  بسم الئه ضرب شده ، برروی سکه دیگری یک فرشته با هاله مقدس ( نماد مسیحیت ) مشاهده می شود ، یک سکه علامت صلیب دارد و بر روی، یا پشت 6 سکه وآژه عربی دیده نمی شود.
 
Chronologically, there is no doubt but that they belong to the Islamic period.
The Arabic formula bismillah “ in the name of God“ on types ASCC34 and ASCC103 implies a post-Sasanian date. …., the typological homogeneity of the group – with the possible exception of ASCC27-28 – supports a dating of the entire group to the same period, even though a majority of the types – ASCC2, 6, 7, 8 , 27-28 and 109 -bear no Arabic legend
 
 Gyselen اشاره می کند که زبان پهلوی در خواندن ابهام انگیز، مبهم است ،چون حروف های مختلف با یک علامت ( sign ) نشان داده می شوند. این ابهام کمتر چشمگیر است در حرف های  حکاکی شده ( lapidary script) تا در حروف شکسته ( cursive script ) این سکه شناس ادامه می دهد که حروف p و c در نوشتار حکاکی شده علامت های مختلف دارند ، اما در حروف شکسته بر روی سکه ها این دو علامت ( p و  c ) شبیه یک دیگر هستند.
 
Generally speaking, pahlavi script creates numerous ambiguities in reading because quite different letters can be signified by the same sign. This phenomenon becomes more pronounced as the lapidary script evolves towards progressively more cursive forms. Thus, the letters p and c, which are rendered by quite distinct signs in lapidary writing , are represented by the same sign in cursive script.
 
وقتی در سال 1980 عکس یک سکه عرب – ساسانی با وآژه   p‘ t bys’ph‘ منتشر شد برای این سکه شناسان واژه ‚p‘ t به معنی آباد بود، اما به این گزینه که ‚p’t می تواند همچنین ‚c’t، به معنی آزاد، باشد توجه ای نشد . این به این معنی است که معلوم نیست کدام وآژه بر روی سکه ضرب شده، آباد ( ‚p’t) یآ آزاد ،(‚c’t).
 
When , in 1980, a coin bearing the legend ‚p’t bys’phr was published, the
possibility of an alternative reading of the word ‚p‘ t i.e abad „prosperous“ was not raised. Yet one could equally have read ‚c‘ t  i.e. azad „free“ or „noble“
 
  سکه شناسان وآژه آباد بر روی سکه ها را به علت نام شهرهای  فیروزآباد و ونداد بُرزمهرآباد انتخاب کردند
First of all, the term abad is well attested in several place-names, for example Firuzabad or Vindad-Burzmihr-abad
 
. همچنین وآژه آباد اشاره به منطقه حاصلخیز شهر بیشاپور می کند
and in addition it seem plausible that this idea of a “ fertile place “ would be linked to a place-name, in this case Bisabuhr
 
  در حفاری های باستان شناسان در شرق شهر بیشاهپور سکه دیگری پیدا شد که بر پشت آن نام شهر  „آباد قباد خوره“ ضرب شده است
.When the coins found in the Bisabuhr excavation were being published, the reexamination showed that it bore on the reverse the legend ‚p’tkw’tGDH, meaning abad kavadxvarrah, city located east Bisabuhr
 
در اواخر سال 1980 در بازار فروش سکه های قدیم سکه سومی با نام آباد اردشیر خوره ، شبیه سکه آباد قباد خوره، برای فروش عرضه شد
 
In the late 1980 a third coin type appeared on the antiques market bearing the same type of legend , and on this occasion abad was linked to the place-
name Ardaxsir-xvarrah.
 
با منتشر شدن این سکه در بازار فروش سکه های قدیم نظریه امکان ضرب وآژه آزاد ( و نه آباد ) بر روی سکه به بحث گذاشته شد
On its publication the alternative reading azad “ free “ was discussed
 
به این علت وآزه آزاد به بجث گذاشته شد چون این سکه اردشیر خوره در ارتباط با منطقه حاصلخیز بیشاهپور، فیروزآباد، یا ونداد بُرزمهر آباد نیست و به همین علت نیر این واژه بر روی سکه اینجا معنی آباد نمی دهد، بلکه به معنی آزاد است : آزاد اردشیر خوره و نه آباد اردشیرخوره .
سکه شناس فرانسوی ادامه می دهد که نوشتار شکسته بر روی سکه روشن نمی کند که آیا وآژه آباد بر روی سکه ها ضرب شده، یا آزاد، اما اگر وآژه آباد معنی بخصوصی نمی دهد وآژه آزاد بار معنای دارد
 
  In the case of our numismatic legend in cursive script, there is no palaeographic evidence as to whether we should read ‚p‘ t ( abad) or ‚c‘ t ( azad). The choice of one reading over the other, nevertheless, has significant consequences for the historico – cultural interpretation of this group of coins.While the term abad „prosperous“ van be devoid of any political connotation, azad clearly cannot be
 
 واژه آزاد بر روی سکه ها ضرب شده این معنی را می دهند که شهرهای اردشیر خوره، قباد خوره و بیشاهپور آزاد شده بودند.
 از طرف دیگر ما می دانیم که در اوائل حمله اعراب به استان فارس ایرانیان موفق شده بودند اشغالگران را از این شهرها بیرون کنند و با ضرب وآژه آزاد بر روی سکه ها آزادی خود را اعلان کردند
 
It is well-known that at the beginning of the Arab conquest , esveral cities  in Fars  were able to expel the Arab occupier at one time or another before being conquered once again. Theoretically speaking, these cities might have issued a coinage proclaiming their state of freedom at the point when they mansged to throw out the occupier.
 
    اما بر روی دو سکه ( از 8 سکه ) وآژه بسم الئه نیز مشاهده می شود
 
furthermore would have felt the need to place the typically Arab- Islamic formula bismillah on two of the eight coin types
 
و به همین علت نمی توان توضیح داد که چرا ایرانیان بعد از بیرون کردن اعراب از این شهرها واژه بسم الئه را بر روی سکه  ضرب کرده اند
 
  Furthermore, it would also be hard to explain why Iranians fighting the Muslim Arabs would have felt the need to place the typically Arab-Islamic formula bismillah two of the eight coin types
 
از طرف دیگر تاریخ نویسان اعراب نه به قیام ایرانیان اشاره کرده اند و نه به عقب نشینی امویان از مناطق فارس
 
 The Arabic historiography says nothing of any ‚ Iranian ‚ revolt, nor of any Umayyad military retreat in this period,
 
اگر فرض کنیم که شهر های اردشیرخوره، بیشاپور و قباد خوره آزاد بودند این سوال مطرح می شود که از چه زمانی در امپراتوری امویان وآژه آزاد به سکه ها اضافه شدند
 
Continuing with the assumption that the mints of Ardaxsir-xvarrah, Bisabhr, Kavad-xvarrah and Staxr described themselves as “ free“ , the question arises as to when exactly they might have added such a concept to their coins, given that these regions remained integral part of the Umayyad empire
 
اشغال فارس ظاهری (nominal ) بود ، و اعراب از اقتدار خود برای دریافت مالیات استفاده می کردند. به زبان دیگر: آیا در سده اول هجری دورانی هم بود که شهروندان فارس می توانستند ادعا کنند آزاد هستند بدون آنکه خشم اعراب را بر انگیزند 
Of course, the Arab occupation of Fars was often purely nominal and served above all to guarantee the obedience of the local authorities in raising taxes.
In any case, we may ask how the declaration of being “ free“ , if only on regional issues of coinage, was perceived by the Arab occupier. To put it another way, were there periods during the first Hegiran century when Fars could have claimed to free without thereby provoking a repressive response from the occupier?
 

جالب ترین سکه سکه شماره  ASCC103 است. بر روی سکه نمادهای زرتشتی ( آتشکده) ، واژه بسم الئه ضرب شده و در پشت سکه یک فرشته با هاله مقدس ( نماد مسیحیت ) دیده می شود. برای سکه شناس فرانسوی این سکه باز تاب شرایط سیاسی – فرهنگی فارس را در اوائل قرن 8 نشان می دهد که:
„بعضی از حاکمان مسلمان شده بودند ( یا مسلمان بودند؟ ) و بعضی زرتشتی و مسیحی ماندند“

This supports the attribution of these coins to local lords, some of whom had perhaps become Muslim while other remained Zoroastrians or Christians

این سکه شناس ادامه می دهد: “ این سکه شاهدی است از با هم آمیخته شدن مذهب و فرهنگ در زمان امویان.

In any case, this coinage bears witness to the fact that Fars in
the Umayyad period was a cultural and religious melting pot

و اضافه می کند: „در غیر اینصورت چطور می توان توضیح داد که بر روی یک سکه نماد رزتشتی با واژه بسم الئه و فرشته با هاله مقدس مشاهده شوند“.

How else, after all, could one explain the issue of a coin with an obverse showing a Sasanian bust and the term bismillah, whil the reverse bear an angel with a halo

اما اشتباه سکه شناس اینجا است که وآژه بسم الئه را به اسلام ارتباط می دهد، بسم الئه معنی “ به نام خدا“ را می دهد و یک عرب مسیحی نیز می تواند این واژه را بیان کند. اعرابی که این سکه را در فارس با فرشته ، هاله مقدس ، نماد زرتشتی و بسم الئه ضرب کردند مسیحی بودند. این سکه همچنین نشان می دهد که اعراب مسیحی و زرتشتیان در دوران امویان در ایران مشکلی با یک دیگر نداشتند ( بر خلاف نظریه زرینکوب و دیگر تاریخ نوسیان ایرانی )

سکه زرتشتی – مسیحی از فارس که بر روی و پشت آن حروف پهلوی نیز مشاهده می شوند

Kein automatischer Alternativtext verfügbar.
 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Kommentieren

Kommentare
Karen Aspahbod

کاوشهای باستان شناختی و یافته های سخت ( Hard Evidence) مانند مهر, سکه, سنگ نبشته, و سازه نبشته نشان می دهد که فرمانروایانی به نامهای محمد بن عبدالله, ابوبکر, عمر, عثمان و علی بن ابوطالب وجود نداشتند. نخستین فرمانروای عرب معاویه بود که هم مسیحی بود و هMehr anzeigen

Verwalten

 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Antworten2 Tag(e)Bearbeitet

 
 
 
 
 
 

مشکل سکه شناسان با نقش صلیب بر روی سکه های امویان

سکه شناس فرانسوی Rika Gyselen به چند سکه عرب – ساسانی اشاره می کند که اعراب در استان فارس در آواخر قرن 7 و اوائل قرن 8 ضرب کردند. بر روی یکی از این سکه ها نقش صلیب دیده می شود سکه ( ASCC27-28) و سکه شناس ادعا می کند که سکه با نقش صلیب تقلیدی است از پول بیزانس. حال چرا می بایست اعراب مسلمان برای ضرب سکه های خود از مدل پولی بیزانسی با نقش صلیب استفاده کنند معلوم نیست ( Gyselen معتقد است که اعراب مسلمان این سکه ها را ضرب کردند). بر روی سکه ها حروف پهلوی نیز مشاهده می شوند و بر روی سکه ( ASCC103 ) وآژه بسم الئه

Kein automatischer Alternativtext verfügbar.
Bild könnte enthalten: Text
Bild könnte enthalten: Text
 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Kommentieren

Kommentare
 
 
 
 
 
 
 

بر روی یک ’مهر از دوران ساسانیان وآژه عبدالئه دیده می شود. مسیحیان نستوری عرب و شاید مسیحیان ایرانی به مسیح لقب عبدالئه داده بودند. ضرب این ’مهر نشان می دهد که مسیحیان عرب در ایران در دوران ساسانی تا این حد استقلال داشتند که می توانستند ’مهر خود را ضرب کنند. متاسفانه عکس این ’مهر زیاد شفاف نیست که بشود اینجا منتشر کرد، اما متن ، به نقل از نویسنده در عکس زیر دیده می شود. نویسنده Gignoux است که در فصلنامه ؟Iranica Antique از سال 1980 ، شماره 15، چاپ شده . دوستانی که به زبان فرانسوی آشنایی دارند می توانند این متن را ترجمه کنند
نوشته با این عنوان است. جالب است اگر بشود تعیین کرد آیا عبدالئه به زبان پهلوی، یا عربی بر روی ’مهر نوشته شده

Bild könnte enthalten: Text
Bild könnte enthalten: Text
 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Kommentieren

Kommentare
 
 
 
 
 
 
 

خلیفه های تخیلی
یکی دیگر از خلیفه های تخیلی اعراب هارون الرشید ( خلیفه 5 عباسیان) است که به نقل از تاریخ نویسان سنتی در سال 763 در شهر ری متولد شد و در سال 809 در خراسان درگذشت. از هارون الرشید سکه ی یافت نشده، اما سکه های با نام هارون (آرون، برادر موسی ) در غرب سوریه و سکه های در شرق با نام ار- رشید پیدا شده. حال سکه شناسان این دو سکه را کنار هم گذاشتند و خلیفه پنجم عباسیان، هارون الرشید را شعبده بازی (جادوگری ) کردند. هارون الرشید و خلفای راشدین شخصیت های مذهبی بودند و نه حقیقی

 
 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Kommentieren

Kommentare
Mohammad Nri

اینا ک همش شد تقلبی؟؟؟؟؟ پس اون دوران حکومت دست کی بوده؟؟ هیچکس؟؟؟ این نظریه جدید ک همه رو داره میگه نبودن .تقلبیه؟؟؟؟!!!

Verwalten

 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Antworten1 WBearbeitet

Massoud Amirkhalili hat geantwortet3 Antworten
Massoud Amirkhalili

یکی از این بدیهیات Righteous Caliphs ( خلفای راشدین ) است، که ثابت نشدند، صفحه 58 کتابی که شما اینجا معرفی کردید

Verwalten

 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Antworten1 W

Soheil Nazari

زمان امویان،همه مسیحی بودند همه امیرالموءمنین بودند چیزی به نام خلیفه وجود نداشته،از علی به قبل همش تقلبیه،چهار خلیفه راشیدین یا چهار عنصر اصلی زردتشته که در شخص نمو پیدا کردند یا چهار بت عربستان،

Verwalten

 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Antworten1 W

 
 
 
 
 
 
 
 
 

سلیمانی، سردار جمهوری اسلامی ، شهربراز، سپهبد ساسانی و هر دو در سوریه:

این نقل قول از مارکس که تاریخ و شخصیت های تاریخی دوبار تکرار می شوند که بار اول تراژدی است و بار دوم کمدی هنوز نیز باب روز است. ساسانیان به فرماندهی سپهبد شهربراز حدود 1400 سال پیش در سوریه فرود امدند و این سرزمین را تصرف کردند، اما اشغال سوریه برای ساسانیان یک تراژدی شد. با حمله بیزانس به سرحدات ایران شهربراز مجبور شد سوریه را ترک کند. 1400 سال بعد از شهربراز دوباره یک سردار ایرانی به نام سلیمانی در سوریه فرود می اید و به نوعی این سرزمین را به تصرف خود در می آورد. اما در مقایسه با شهربراز که در سوریه یک تراژدی آفرید سردار سلیمانی یک شخصیت کمدی در این سرزمین است و اگر 1400 سال پیش بیزانس شهربراز را مجبور کرد سوریه را ترک کند اینبار راکت های اسرائیلی سردار سلیمانی را از سوریه بیرون می رانند.

 
 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Kommentieren

Kommentare
Daryoush Biniaz

مقایسه ای بسیار مناسب. خسرو پرویز و سردارش شهربراز گورشان در همین منطقه کنده شد و به احتمال بسیار بسیار قوی خامنه ای و سردارش سلیمانی نیز در همین منطقه ننگ شکست و فروپاشی را تجربه خواهند کرد.

Verwalten

 
Gefällt mirWeitere Reaktionen anzeigen

Antworten1 W

 
 
 
    1.  
      Steckbrief

       
      Massoud Amirkhalilis Foto.
      Massoud Amirkhalilis Foto.
      Massoud Amirkhalilis Foto.

      chubin.net

  • Mahdi Farahani

    Mohammad Yazdani

    Shahla Farid

    Reza Balang

    دکتر ایران نژاد

    Nariman Raklogs

    Reza Htt
    10 neue Beiträge

    Davood Sabbagh

    Hussein Kazemi
    icon of profile-discovery
     
    Finde heraus, wie viel du mit deinen Freunden gemeinsam hast.
     
     
 
اما در آخر این سوال مطرح است که به دستور چه صاحب اختیاری (  حکمران ) این سکه ها ضرب شدند: به نقل از سکه شناس فرانسوی صاحب اختیار ایرانیان بودند
 
In so far as their ’names‘ or epithets can be read, the issuers were Iranian
 
اما پشت سکه ها دیگر ویژگی های زرتشتی  نداشتند، به هر دلیل، یا صاحب اختیار ضرب سکه ها رزتشتی نبودند، یا نمی خواستند زرتشتی بودن خود را نشان دهند
 
The systematic replacement of the traditional Sasanian reverse, with its strongly Zoroastrian character, indicates that for one reason or another, they either were no longer Zoroastrian or did not wish to advertise their adherence to Zoroastrianism
 
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
 
But for a number of reasons which we will attempt to substantiate below, it dose not seem possible to date this group of coins to the very beginning of the Islamic period. Furthermore, it would also be hard to explain why Iranians fighting the Muslim Arabs would have felt the need to place the typically Arab-Islamic formula bismillah two of the eight coin types
 
 
 
 
When , in 1980, a coin bearing the legend ‚p’t bys’phr was published, the
possibility of an alternative reading of the word ‚p‘ t i.e abad“prosperous“ was not raised. Yet one could equally have read ‚c‘ t  i.e.  azad „free“ or „noble“
 
 
Generally speaking, pahlavi script creates numerous ambiguities in reading because quite different letters can be signified by the same sign. This phenomenon becomes more pronounced as the lapidary script evolves towards progressively more cursive forms. Thus, the letters p and c, which are rendered by quite distinct signs in lapidary writing , are represented by the same sign in cursive script. In the case of our numismatic legend in cursive script, therre is no palaeographic evidence as to whether we should read ‚p‘ t ( abad) or ‚c‘ t ( azad). The choice of one reading over the other, nevertheless, has significant consequences for the historico – cultural interpretation of this group of coins.While the term abad „prosperous“ van be devoid of any political connotation, azad clearly cannot be
 
When , in 1980, a coin bearing the legend ‚p’t bys’phr was published, the possibility of an alternative reading of the word ‚p‘ t i.e abad“prosperous“ was not raised. Yet one could equally have read ‚c‘ t i.e azad „free“ or „noble“
 
Generally speaking. pahlavi scriot creates numerous ambiguities in reading because quite different letters can be signified by the same sign. This phenomenon becomes more pronounced as the lapidary script evolves towards progressively more cursive forms. Thus, the letters p und c, which are rendered by quite distinct signs inlapidary writing, are represented by the same sign in cursive script. in the case of our numismatic legend in cursiv script, there is no palaeographic evidence as to whether we should read ‚p’t (abad) or ‚c’t (azad). The choice of one reading over the other , nevertheless , has significant consequences for the historico-cultural interpretation of this group of coins. While the term abad „prosperous“ can be devoid of any political connotation, azad clearly cannot be.
 
Chronologically, there is no doubt but that they belong to the Islamic period. The Arabic formula bismillah “ in the name of God“ on types ASCC34 and ASCC103 implies a post-Sasanian date. As we will see below, the typological homogeneity of the group – with the possible exception of ASCC27-28 – supports a dating of the entire group to the same period, even though a majority of the types – ASCC2, 6, 7, 8 , 27-28 and 109 -bear no Arabic legend
It should be observed that all these obverses have chosen the bust motif , albeit in quite diferent. Some can be termed „traditional“ belonging to the Sasanian or Arab-Sasanian numismatic tradition, while other are „orginal“, such as the bifront bust, or are inspired by Byzantine models
 
It is well-known that at the beginning of the Arab conquest , esveral cities  in Fars  were able to expel the Arab occupier at one time or another before being conquered once again. Theoretically speaking, these cities might have issued a coinage proclaiming their state of freedom at the point when they mansged to throw out the occupier. furthermore would have felt the need to place the typically Arab- Islamic formula bismillah on two of the eight coin types
 
But for a number of reasons which we will attempt to substantiate below, it dose not seem possible to date this group of coins to the very beginning of the Islamic period. Furthermore, it would also be hard to explain why Iranians fighting the Muslim Arabs would have felt the need to place the typically Arab-Islamic formula bismillah two of the eight coin types
Continuing with the assumption that the mints of Ardaxsir-xvarrah, Bisabhr, Kavad-xvarrah and Staxr described themselves as “ free“ , the question arises as to when exactly they might have added such a concept to their coins, given that these regions remained integral part of the Umayyad empire. Of course, the Arab occupation of Fars was often purely nominal and served above all to guarantee the obedience of the local authorities in raising taxes. In any case, we may ask how the declaration of being “ free“ , if only on regional issues of coinage, was perceived by the Arab occupier. To put it another way, were there periods during the first Hegiran century when Fars coud have claimed to be „free“ without thereby provoking a repressive response from the occupier? The Arabic historiography says nothing af any “ Iranian“ revolt, nor of any Umayyad military retreat in this period, and neither for that matter dose the Farsnameh which belongs to a differnt, more Iranian tradition.
 
This supports the attribution of these coins to local lords, some of whom had perhaps become Muslim while other remained Zoroastrians or Christians.
 
In any case, this coinage bears witness to the fact that Fars in the Umayyad period was a cultural and religious melting pot
 
How else, after all, could one explain the issue of a coin with an obverse showing a Sasanian bust and the term bismillah, whil the reverse bear an angel with ahalo
 
 
باستان شناسی میدان جنگ
 
باستان شناسان آلمانی چند قبردسته جمعی از جنگ های مذهبی 30 ساله (جنگ سی‌ساله، جنگ‌هایی میان سال‌های ۱۶۱۸ و ۱۶۴۸ در اروپای مرکزی بودند، ) حفاری کردند. یکی از این قبرای دسته جمعی در مکان Lützen ، در شمال شرقی آلمان، قرار دارد. در این مکان ( سال 1632 ) 18000سرباز پروتستان سوئدی در مقابل همین تعداد سرباز های کاتولیک صف آرایی کرده بودند. این جنگ با شکست سوئد خاتمه یافت. اما تا به امروز هیچ قبر دسته جمعی از جنگ های اعراب با ایرانیان و با بیزانس ( جنگ های قادسیه، یرموک، نهاوند و … ) پیدا نشده، با اینکه تعداد سربازان هر سه سپاه ایران بیزانس و اعراب به مراتب بیشتر از جنگ های 30 ساله در اروپا بودند. در تصویر ( ترسیم ) زیر قبر دسته جمعی در Lützen دیده می شود. جسد های سبز اول ، بعد آبی و در آخر قرمز در قبر به خاک سپرده شدند
s this inscription, which reads ʿUmar al-Ḫaṭṭāb, the name of the second Islamic caliph, an autograph of said caliph, or a forgery? Frédéric Imbert suggests that it might be genuine; Paleographically, this seems impossible to me.
 
[2/6] The most striking feature of this inscription is found in al-Ḫaṭṭāb الحطاٮ. The ل combines with the following ح by placing the ل on top of the hook of the ح. This type of combination is well-attested in Kufic Qurans of the 2nd or 3rd Islamic century.
 
[3/6] However, if we look at writing style of documents that can be attributed with more certainty to the first Islamic century, the treatment is different. The ل stand in a straight line with the ط, and in between a diagonal line crosses the baseline to denote the ح.
 
[4/6] This combination found in this inscription would certainly be too late for Umar’s lifetime (41 BH-23 AH). Even the Dome of the Rock inscription (ca. 72 AH) in a clear calligraphic Kufic style, does not yet combine the ل abd ح in such a way.
 
5/6] ʿUmar fares even worse paleographically. Connected ر in early Islamic writing tends to be an inverted c which does not descend much below the baseline. In the inscription it descends so far it almost looks like a final nūn, this is typical of much later (post-Kufic) styles.
 
6/6] The inscription is in all likelihood not an autograph by ʿUmar al-Ḫaṭṭāb. Instead it appears to be made by someone who lived a significant period after ʿUmar’s lifetime, who, for whatever reason, made an inscription of his name.
 
 
 [7/6] I was apparently in the mood of forgetting bin in between ʿUmar bin al-Ḫaṭṭāb. I hope it’s clear from the inscription that it says that.
 
 
[7/6] I was apparently in the mood of forgetting bin in between ʿUmar bin al-Ḫaṭṭāb. I hope it’s clear from the inscription that it says that.
 
 
https://www.academia.edu/36505937/Die_epigraphische_Historiographie_des_fr%C3%BChen_Islams
 
 
سال هجری، یا سال عرب ها
 
به نقل از تاریخ شناسان سنتی اسلامی هجرت به معنی مهاجرت ( رفتن ) پیغمبر مسلمانان و همرانان  او ( مهاجرون) در سپتامبر سال 622  ( 26 صفر ) از مکه به مدنیه بود. باز هم به نقل از این تاریخ شناسان عمر ، خلیفه دوم ، این تاریخ 22 صفر را سرآغاز تاریخ اسلامی نامید ( تاریخ هجری) واژه هجرت در قران مشاهده نمی شود، اما در سوره 9، 100 به مهاجر کنندگان ( ال مهاجرون ) اشاره شده است. وآژه هجرت “ از مادّه (  فعل ) هجر که به معنای ترك و جدايی “ است گرفته شده. مهاجرت در اصل به معنای بريدن از ديگران است و تعجب آور است که این فعل هجر در دیگر زبان های سامی مشاهده نمی شود. زبان شناس آلمانی ربرت کر ( Robert Kerr ) اشاره می کند که در زبان سوری واژه های  mhaggraya (  مهاجر) ، mahaggra و haggarayuta آمده که هر سه از لغت هاجر ( Hagar ) گرفته شده است و هاجر نام زن دوم ابراهیم بود. بنا بر سنت یهودیان و مسیحیان اعراب نه فقط اسماعیلیان ها نامیده می شدند، بلکه معروف به هاجریون ( Hagarener) نیز بودند (1 ). به زبان ساده تر: ال مهاجرون یعنی اعراب به طور کلی و نه همراهان پیغمبر در سفر مکه به مدینه. در سنگ نبشته معاویه در ام قیس سال “ 42 اعراب “ حکاری شده ( http://www.chubin.net/?p=9655 ) و نه سال هجری ، به معنی سال هاجریون ( سال اعراب) است. حال سوال این است چگونه این سال اعراب شکل گرفت، چه اتفاق تاریخی مهمی را اعراب برای سرآغاز تاریخ، سال یک (  تقویم ) خود انتخاب کردند ؟  رویداد نامه ی سریانی بی نام (Anonymous Syriac Chronicle) که به “ رویداد نامه سیرت “ معروف است (2) خبر می دهد که بعد از به قتل رسیدن نعمان سوم ، پادشاه لخمیان ( هم پیمان و فرمانبر ساسانیان ) در سال  602 به فرمان خسرو پرویز دوم، ناآرامی ها در این قبیله عرب شدت گرفت. بعد از کشته شدن نعمان سوم لخمیان تلاش کردند مستقل ، خود مختار شوند و از وابستگی  به ساسانیان رهایی یابند. و به همین علت لخمیان حمله هراکلیوس به ایران ( در جنگ های ارمنستان و نینوا ) در سال های 622  628 را خوش آمد گفتند. بعد از آزاد شدن سوریه و فلسطین از تسلط ساسانیان ( ساسانیان در سال 610 اروشلیم و سوریه تصرف کرده بودند ) و بعد از قرارداد صلح هراکلیوس با ساسانیان در سال 630 در اروشلیم بیزانس نیروی های خود را از فلسطین و سوریه خارج کرد و بعد از سال 630 نیروی های خارجی ( ساسانیان و بیزانس ) دیگر در فلسطین و سوریه مستقر نبودند.
 از نیمه قرن 7  میلادی اعراب کوشش کردند در سوریه و فلسطین زبان و تقویم عربی را جایگزین زبان و تقویم یونانی  کنند. اعراب از این تاریخ به بعد دیگر از تقویم یونانی ( سال سلوکیان، سرآغاز سال 312 میلادی ) که تا این زمان در آنجا مرسوم بود استفاده نکردند. محاسبه زمان ( تعین سال و نگارش  تقویم ) در دوران باستان بیشتر مرتبط بود با اتفاقات مهم نظامی و برای اعراب پیروزی بیزانس بر ساسانیان در سال 622 یک اتفاق مهم نظامی بود. این پیروزی سقوط  نهایی ساسانیان و صعود اعراب را به دنبال داشت. گئورگیوس پیسیدیایی (  George of Pisidia  ) شاعر حماسه‌سرا، کشیش و تاریخ‌نویس بیزانسی  در دو اثر خود، “ لشکرکشی هراکلیوس علیه پارس‌ها“ (622) و „هراکلید“ (672) که دومی چکامه‌ای در بزرگداشت پیروزی هراکلیوس بر ساسانیان و بازپس‌گیری صلیب راستین از آنان بود به ستایش تجدید حیات امپراتوری بیزانس وکارهای انجام‌گرفته توسط هراکلیوس پرداخت ( 3 ). کتاب لشکرکشی هراکلیوس علیه ایران مهم ترین سند از این حمله است و به نقل از تاریخ نویس انگلیسی James Howard-Johnston این اثر ادبی پیسیدیابی در ادبیات مسیحیان- و غیرمسیحیان راه یافته بود ( خوانده می شد ):
well read in Christian and pagan literature ( 4)
به عقیده پیسیدیایی پیروزی بیزانس بر ساسانیان و بازگشت صلیب به اروشلیم یک رهایی تاریخی، یک رستگاری تاریخی ( salvation history ) به شمار می آمد. این پیروزی ها ( از سال 622 تا 627 ) برای بیزانس تا این درجه اهمیت داشت که می توانست سرآغاز ( تجدید حیات ) یک تاریخ ( تقویم ) جدید باشد. نه فقط برای بیزانس ، همانطور که در بالا اشاره شد ، برای اعراب نیز این پیروزی بیزانس بر ساسانیان مهم بود و می توانست سرآغاز تقویم جدید برای آنها به شمار آید. اعراب ( هاجریون  ) سال 622 ، سالی که ساسانیان در ارمنستان از بیزانس شکست خوردند، برای محاسبه سرآغاز  تقویم ، سال یک خود انتخاب کردند. اما اعراب به طور رسمی بعد از وفات هراکلیوس ( 641 ) ، پادشاه بیزانس، این تقویم جدید را وارد محاسبات زمانی ( تاریخ شماری ) خود کردند ( سنگ نبشته معاویه با “ تاریخ 42 عرب ها “ اولین و قدیمی تاریخ اعراب است ). اعراب سوریه ( غسانیان ) تا تاریخ 641 هم پیمان ( foederati) هراکلیوس بودند و بعد از عقب نشینی بیزانس از سوریه، فلسطین و میانرودان این قبیله عرب قدرت را در این مناطق به دست گرفت. اعراب سوریه و فلسطین که سال 622 را برای تقویم جدید خود انتخاب کردند اطلاعی از مهاجرت پیغمبر مسلمانان از مکه به مدینه نداشتند (  مکه 1500 کیلومتر از دمشق فاصله دارد). تقویم سال هجری  ( سرآغاز سال 622 میلادی) ،سال رفتن پیغمبر مسلمانان از مکه به مدینه، را عباسیان باب کردند.
 
1 – Robert M. Kerr: “ Annus Hegira vel Annus Agarorum, In Markus Groß und karl-Heinz Ohlig ( Hg)  Die Entstehung  einer Weltreligion III, Tübingen, 2014, P.14-34   
2 – The Chronicle of Seert. Christian Historical Imagination in Late Antique Iraq, Oxford University Press: Oxford 2013
3 – https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A6%D9%88%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D9%88%D8%B3_%D9%BE%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%B3
4 – James Howard-Johnston: Witnesse to a world Crisis, Oxford University press 2010, P. 16
 
 

 

 

 

تاربخ مالیات بیزانس ( اشاره به تاریخ بیزانس نشان می دهد که معاویه تا این تاریخ نایب، متولی بیزانس در سوریه بود ) محلی “ ام  قیس “ ، سال 726  ، تاریخ  مالیات بیزانس  و سال 42 عربها ( according to the Arabs the 42nd year).

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.