جنگ های حماسه آفرین اعراب ( قادسیه، نهاوند ) ، یا سرقت های مسلحانه

 

اسلام شناس آلمانی Albrecht Noth اشاره می کند که روایت ها ( اخبار ) از جنگ های یرموک، قادسیه و نهاوند تشکیل شده اند از کنار هم گذاشتن یک سری اصطلاحات تکراری ثابت ( Topos) و حکایت ها (anecdote ):

in den Überlieferungsgruppen zu den Schlachten am Jarmuk, bei qädisiya und bei Nihawand, die im wesentlichen aus einer aneinanderreihung von Topoi und Anekdoten bestehen ( 1

همچنین Noth اشاره به شبیه بودن اخبار تاریخ نویسان ایرانی و عرب از جنگ های اعراب می کند و ادامه می دهد: این اخبار مانند یک فرم، یا پرسشنامه طرح ریزی شده اند که فقط می بایست نام مکان جنگ ها در آن تغییر کند. خبر طبری از جنگ اعراب در اصفهان، با کمی تغییر، شبیه خبر بلاذری، مسعودی از جنگ نهاوند است و به همین علت نیز“ نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی „، فرمانده اعراب، یک بار در اصفهان ( طبری) شهید می شود و یک بار، به نقل از بلادری، در نهاوند ( 2)

خبر بلاذری از جنگ نهاوند و شهید شدن “ نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی “ در این شهر:

“ هرمزان شور کرد و پرسید رأي تو چیست از اصبهان آغاز کنیم یا از اذربیجان. هرمزان گفت اصبهان سر است و اذربیجان دو بال. اگر سر را ببري بالها و سر همه به زمین خواهد افتاد. گوید: عمر به مسجد آمد و نعمان بن مقرن را بدید و کنار او بنشست و چون نمازش به پایان رسید گفت: من تو را به عاملیت برمیگزینم. نعمان گفت اگر براي جمع خراج باشد نه، لکن براي جنگ نیکو است. عمر گفت: تو براي جنگ میروي و او را گسیل داشت و به اهل کوفه بنوشت تا او را یاري دهند. کوفیان وي را مدد کردند و مغیرة بن شعبه نیز از ایشان بود. نعمان مغیره را نزد ذو الحاجبین فرمانده عجمان به نهاوند فرستاد
آنگاه مسلمانان و مشرکان با یک دیگر مصاف دادند. آنان خود را هر ده تن به زنجیري و هر پنج تن به زنجیري بسته بودند تا فرار نکنند. گوید که ما را به تیر بزدند و جماعتی را مجروح کردند و این پیش از آغاز قتال بود.
پس بجنگید و مردمان نیز بجنگیدند و نعمان نخستین کس بود که به قتل رسید „. ( بلاذری ، فتوح البلدان/ ترجمه محمد توکل، صفحه 197)

خبر طبری از جنگ اعراب در اصفهان و شهید شدن “ نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی “ در این شهر

فرستادن نعمان به حنگ اصفهان

کشته شدن نعمان در اصفهان

( تاریخ طبری ترجمه ابولقاسم پاینده، صفحه 1966و 1968: http://files.tarikhema.org/…/Tabari-High-Quality-By-Enikaze

نقل شده که “ نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی “ در نزدیکی شهر نهاوند به خاک سپرده شد:

https://fa.wikipedia.org/…/%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%86_%…

به طرز مشابه ای نیز تاریخ نویسان عرب و ایرانی خبر می دهند که قبل از یک درگیری نظامی فرماندهان از خلیفه تقاضای کمک می کردند و خلیفه با نوشتن یک نامه به یک فرمانده دیگر فرمان فرستادن نیروی کمکی به صحنه جنگ را ابلاغ می کرد.

نظم و صف آرایی لشگر اعراب در جنگ ها هم کلیشه ی و شبیه یک دیگرند. مرتب به نام فرمانده و یا یک شخصیت مهم که در راس یک واحد نظامی قرار دارد اشاره می شود. اغلب خواننده با نام دو فرمانده جناع های راست و چپ ارتش نیز آشنا می شود. تاریخ شناسان عرب و ایرانی همچنین از اسامی فرمانده هان جناع های راست و چپ لشگر دشمن نیز اطلاع داشتند. طبری، با استناد به سیف بن عمر، به نام فرماند هان ایرانی در جبهه مقدم، در پشت جبهه و دو جناع راست و چپ ارتش ایرانیان در جنگ قادسیه اشاره می کند. همچنین طبری از فرمانده سواره نظام ایرانی در جنگ نهاوند اسم می برد. Noth معتقد است که اسامی فرماندهان ایرانی که طبری از آنها نام برده است ساختگی هستند. در بیشتر حکایت ها تاریخ نویسان عرب اشاره به خیانت فردی از شهروندان شهر محاصره شده می کنند. در محاصره شوشتر نام ایرانی که خیانت کرد و راه مخفی ورود به شهر را به اعراب نشان داد و همچنین نام اولین عربی که وارد شهر شده است مشخص است. شهر قرطبه ( کوردوبا ) در اسپانیا نیز بطرز مشابه ی مانند شوشتر به تصرف اعراب در آمد، در اینجا یک چوپان راه مخفی ( شکافی در حصار شهر ) را به عرب ها نشان می دهد. همچنین اخبار تصرف شهر الفسطاط و بندر اسکندریه در مصر، دمشق و شهر ” قیسار یه ” (قیصریه – امروز در شمال اسرائیل ) شبیه یک دیگر هستند ( 3) در بیشتر اخبار از محاصره شهرها توسط اعراب توجه ساکنان شهر محاصره شده به علت برگزاری یک جشن از محاصره کندگان منحرف شده بود

پس از نابودی ارتش ساسانیان و عقب نشینی بیزانس از سوریه و اروشلیم (630) قبایل عرب تنها نیروی های مسلح در مناطق میان رودان بودند. جنگ ها و فتوحات ای که طبری و تاریخ نویسان عرب 200 سال بعد از آنها خبر داده اند در واقع، به نقل از “ یهودا دی. نوو و جولیت کورن “ دستبرد ها و سرقت های مسلحانه این قبایل عرب به سرحدات کشور های مجاور بودند. یک نیروی نظامی برای جلوگیری از سرقت های اعراب در مرز ها مستقر نبود:

The picture the contemporary literary sources provide is rather of raids of the familiär type; the raiders stayed because they found no military opposition…… these were later selected and embellished in late Umayyad and early Abbasid times to form an Official History of the Conquest ( 4

شاید “ نعمان بن عمرو بن مقرن مزنی “ و یا „سعد ابن ابی وقاص“ فرمانده این باند های مسلح ( رئیس دزدها ) بودند که در تاریخ طبری ترفیع رتبه می گیرند و به سمت فرماندهی سپاه منصوب می شوند.

——————————————————

1 – Albrecht Noth, Quellenkritische Studien zu Themen, Formen und Tendenzenfrühislamischer Geschichtsüberlieferung, Bonn 1973, P. 17 – 18
2 –  Albrecht Noth, Isfahan – Nihawand. Eine quellen-kritische Studie zur frühislamischen Historiographie, in: ZDMG 118 ( 1968 ), P. 279
3 – Albrecht Noth, Quellenkritische Studien zu Themen, Formen und Tendenzen, P. 24
4 – Yehuda D. Nevo und Judith Koren: Crossroad to Islam, Amherst / N.Y 2003, P. 100

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.