پاپیروس های به خط پهلوی دانشگاه برلین

 

اواخر سال های 80 سده گذشته 40 نامه به خط پهلوی از نیمه دوم قرن 7 میلادی (662 تا 681 ) در یک کتابفروشی کتاب های قدیمی در برلین پیدا شدند. 29 نامه بر روی چرم و 19 نامه بر روی کتان نوشته شده اند. ایران شناسان دانشگاه برلین، پس از اطمینان از اصل بودن، این نامه را برای دانشگاه برلین خریدند. این نامه ها به احتمال زیاد در نزدیکی شهر قم پیدا شده اند و چگونگی ظاهر شدن آنها در کتابفروشی برلین روشن نیست. اما تعداد این نامه ها بیشتر از 40 عدد بوده، چون چند نامه از همین آرشیو در اختیار افراد شخصی است و تعدادی هم در دانشگاه برکلی (آمریکا) نگهداری می شوند.

در پاپیروس شماره 3 این متن مشاهده می شود

پاپیروس شماره 3     

             آوانگاری پاپیروس شماره 3 :

در سطر 3 ماه تیر سال  31 ( سال یزدگردی) نوشته شده که برابر است با سال 662 میلادی.

در سطر 6 دستور سازماندهی 1000 نفر داده شده.

در سطر 8 واژه“ خْوَداى ایران “، یا فرمانروای ایران دیده می شود.

 به نقل از ایلیا یاکوبوویچ، پژوهشگر زبان های فارسی و هندی در دانشگاه ماربورگ آلمان، „معلوم نیست که منظور نویسنده از واژه “ خْوَداى ایران “ ( فرمانروای ایران) مسلمانان جدید هستند یا ساسانیان“. (1 )

Particularly intriguing is the mention of xwadāy ī Ērān “lord of Iran” in Document 3, whom one is apparently requested to support with a large number of men (p. 15). Is this is a reference to new Muslim authorities or to the old Sasanian dynasty that still claimed loyalty of some of its former subjects

این زبان شناس ادامه می دهد : „با وجود اینکه بیشتر این پاپیروس ها در نیمه دوم قرن 7 نوشته شده اند، یعنی بعد از حمله اعراب به ایران، به بودن اعراب مسلمان در ایران اشاره ای نشده است و دستگاه اداری ساسانیان همچنان به کار خود ادامه می داد“. (2)

The documents are dated to the interval of the years 30 and 49, presumably of the Yazdegerd era starting in 632 a.d., which places them in the second half of the seventh century a.d., in the period after the Arab conquest of Iran. Palaeographic data do not contradict this dating, while radiocarbonan alysis broadly confirms it (p. xv). It is therefore remarkable that the published texts appear to make no reference to the Arab presence in Iran (cf. the Bactrian documents of the eighth century a.d., which frequently mention the Arabs). One remains under the impression that the old Sasanian administration continued for a while to function essentially independently from the new structures installed by the occupiers

تورج دریایی، تاریخ نویس ایرانی مقیم امریکا، به یکی از پاپیروس ها که در دانشگاه برکلی نگهداری می شود اشاره می کند:

„اما اکنون با یافتن این نامه‌ها همه چیز دگرگون شده است. برای مثال، محتوی یکی از آن‌ها درباره یک شاکی از یک آهنگر است. این آهنگر (اسپرگر) قرار بود سپری بسازد. ولی نتوانسته به قول خود عمل کند. حال آهنگر قول داده است که اگر سپر را سر زمان پس ندهد، دو سپر برای اسپهبد منظقه هلیگ (اسپهبد خراسان) بسازد. … در نامه‌ای دیگر ما درباره اسپهبد آن ناحیه خبر پیدا می‌کنیم . این نکته بسیار مهم است. چون باید پرسید که یک اسپهبد در دو قرن اول هجری، زمانی که قرار است مسلمانان بر فلات ایران حکمرانی کنند چه می‌کرده است. پس چطور است که ما یک اسپهبد داریم و مردمی که برای او و سربازان سپر می‌سازند؟ … „. (3 )

و با توجه به اینکه عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت یادآوری می کند که ایرانیان در دوره بنی امیه (دورانی که این پاپیروس ها نوشته شده اند ) اجازه ساختن سلاح را نداشتند:

“ موالی نمی توانست به هیچکار آبرومندی بپردازد. حق نداشت سلاح بسازد و بر اسب بنشیند“ ( 4)

 این پاپیروس ها برای تاریخ شناسان سنتی (  تورج دریایی و …) مسئله ساز شده اند، چون این پژوهشگران بر این باور هستند که در نیمه دوم قرن 7 اعراب مسلمان پس از حمله به ایران „بر فلات ایران حکمرانی“ می کردند و صورتیکه این پاپیروس ها نه فقط اشاره ای به بودن اعراب مسلمان در ایران نمی کنند، بلکه خبر از ساختن یک سپر برای اسپهبد خراسان را می دهند. از طرف دیگر در سال 662 معاویه با عنوان امیر المومنین به خط پهلوی در داربگرد فارس به نام خود سکه ضرب می کند، به این معنی که اعراب در زمان نوشته شدن این پاپیروس ها در ایران بودند و حکمفرمایی می کردند. 

اسلام شناس آلمانی کرت بانگرت (Kurt Bangert ) اشاره می کند : “ اگر ما به سکه ها مراجعه کنیم اصل و نسب معاویه از جنوب عربستان نبود، بلکه از ایران بود „:

Gehen wir allein von der Numismatik aus, müssten wir die Herkunft Muʿāwiyas nicht in  Südarabien, sondern in Persien zu verorten haben. (5)

اما اگر معاویه یک عرب ایرانی بود (عرب ساسانی ) دیگر ضرورتی نبود از اعراب در این پاپیروس ها نام برده شوند.

————————————————–

1 –  Ilya Yakubovich, in: Journal of the American Oriental Society 132.1 (2012), P. 116

2 – Ilya Yakubovich, in: Journal of the American Oriental Society 132.1 (2012), P. 116 

3 – https://www.khoorna.com/150288/بازخوانی-دو-قرن-سکوت-در-نامه%E2%80%8Cهای-تبرس/?fbclid=IwAR0sueK1GMO9haXLgGO8jUPNVuD1knKsTViE-9s3J6rjv9HXLTfTjkfiS2k

 عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت ص. 74 – 4

5 – Kurt Bangert,, Muhammad, Wiesbaden, 2016, P. 802

—————————

متخصص زبان پهلوی دانشگاه برلین دکتر دیتر وبر این پاپیروس ها را در یک کتاب (به زبان آلمانی ) جمع آوری و منتشر کرد:

Dieter Weber: Berliner Pahlavi – Dokumente, Zeugnisse spätsassanidischer Brief – und Rechtskultur aus frühislamischer Zeit, 2008

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.