روشنفکر و هدایت

 
ریشه وآژه روشنفکر ( Intelligence) از لاتین گرفته شده ، از intellegere ، به معنی شناخت، یا فهمیدن. این وآژه بعد از محاکمه افسر یهودی تبار فرانسوی آلفرد دریفوس بر سرزبان ها افتاد. دریفوس به جرم جاسوسی محکوم و زندانی می شود ( 1895) . حدود 200 نویسنده و هنرمند به این حکم اعتراض کردند و بعد به این اعتراض کنندگان لقب روشنفکر داده شد. هدایت یکی از استثناهای ادبیات ایران است که می بایست به او لقب روشنفکر داد، هدایت به معنی واقعی وآژه لاتین روشنفکر است : هدایت شناخت داشت و جامعه ایران را فهمیده بود. پژوهشگران خبر داده اند که هدایت طرفدار حزب توده بود ( عضو نبود ) و با احسان طبری رابطه دوستانه ای داشت، همچنین خبر داده اند که هدایت از فرقه دمکرات آذربایجان پشتیبانی می کرد و باور نداشت که قصد این فرقه جدا کردن آذربایجان از ایران است، برای هدایت این فرقه اصلاح طلب و مترقی بود. اما مدت زمانی بعد هدایت رابطه خود را با اعضای حزب توده محدود کرد و کمتر با احسان طبری تماس داشت. اما نقطه عطف و یا سند جدایی هدایت از حزب توده و از ایدئولوژی سوسیالیسم با انتشار کتاب کافکا اشکار شد. برای توده ای ها کافکا یک نویسنده رئالیسم سوسیالیستی نبود، برای آنها کافکا یک نوسنده بورژوا بود. اما اینکه آیا کافکا نویسنده رئالیسم سوسیالیستی بود یا نبود موضوع مشاجره ( گفتمان ) بین فیلسوف مارکسیست مجاری گئورگ لوکاچ و فیلسوف آلمانی آدورنو هم بود. لوکاچ ، نیز مانند حزب توده ای ها، معتقد بود که آثار کافکا رئالیستی ( واقع گرایی) نیستند، برعکس آدورنو کافکا را یک نویسنده رئالیست می دانست. به این رئالیسم کافکا آدورنو با زندانی شدن لوکاچ در بوداپست اشاره می کند: بعد از سرکوب قیام مجاری ها علیه روسیه شوروی در سال 1956 لوکاچ که آنزمان وزیر فرهنگ بود دستگیر و زندانی می شود. با زندانی شدن لوکاچ آدورنو نوشت : “ حداکثر لوکاچ در زندان متوجه شد که چرا کافکا یک نویسنده رئالیست است “ آدورنو ، بدون آنکه اسمی از کتاب “ محاکمه“ کافکا ببرد، دستگیری قهرمان این داستان را یادآوری می کند: این رمان کافکا “ داستان مردی است که به دست حاکمی خارج از صحنه و غیرقابل دسترسی، و به جرمی که هرگز ماهیتش نه برای خواننده و نه برای خودش مشخص است دستگیر و مجازات می‌شود „.
 
اما چرا هدایت یک روشنفکر استثنایی بود، برای اینکه هدایت شناخت داشت و آخوند ها را خوب می شناحت. اگر قبل از انقلاب اسلامی 57 روشنفکران به جای خواندن چرندیات آل احمد ها، بهرنگی ها، شریعتی ها و جزو های چریک ها کتاب های هدایت را می خوانند (شاید) برای خمینی در خیابان ها هورا نمی کشیدند.

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.