افسانه دو مارآتن

 „در اینحا باید از خوش نیتی سرنوشت صحبت کرد که اسم های ماراتن و سالامیس در خاطره انسان ها باقی مانده اند. در مآراتن و سالامیس مصلحت خرد جهانی (world-mind) در کفه ترازو قرار داشت و نه مصلحت سرزمین پدری „

 ( هگل )

به نقل از هگل و ماکس وبر اگر ایرانیان در مارآتن ، یا در سالامیس پیروز می شدند فرهنگ یونان و در نهایت فرهنگ اروپا از بین می رفت. اما هخامنشیان آزادی های فردی در قسمت یونانی آسیای کوچک ( ایونیا ) را محدود نکرده بودند و می توان حتی تصور کرد که اگر ایرانیان در ماراتن و یا در سالامیس پیروز می شدند یونانیان، برخلاف ادعای هگل و وبر، فرهنگ خود را از دست نمی داند.

t€hen soldatena

    جنگجویان آتنی ( Hoplit ) با نیزهای بلند و سپرهای بزرگ در مارآتن    

قرار است به مناسبت دوهزار و پانصدمین (2500) سالگرد شکست ایرانیان در ماراتن امسال ( 31 اکتبر 2010 ) یک مسابقه دو از مارآتن تا آتن برگزار شود. اواسط آگوست و یا اوائل اکتبر سال 490 قبل از میلاد، به نقل از تاریخ نویسان، یک جنگجوی آتنی با تجهیزات کامل نظامی توانست مسافت 42 کیلومتری مابین ماراتن تا آتن را بدود و خبر شکست ایرانیان را به شهروندان آتن برساند. تاریخ نویسان اضافه می کنند که دونده پس از رسیدن به آتن و دادن خبر “ ما پیروز شدیم “ نقش بر زمین می شود و جان می سپارد. هرودت اشاره ای به این دونده مارآتنی نکرده است. تاریخ نویسان اواخر دوران باستان خبر این دونده را داده اند. هیچ سند معتبر تاریخی که از دویدن یک جنگجوی آتنی از مارآتن تا آتن را خبر بدهد در دست نیست، خبر این دونده ساختگی است و واقعیت ندارد. از این دونده یکبار Eukles ،بار دیگر Thersippos و یا Philippides نام برده  شده است . اما به نظر می رسد که این خبر صحت داشته باشد که یک قاصد آتنی برای درخواست کمک از اسپارتا مسافت 200 کیلومتر از آتن تا اسپارتا را در دو روز طی کرده است. این دونده پس از رسیدن به اسپارتا، برعکس دونده افسانه ای مارآتن، نقش بر زمین نشد و زنده ماند. اسپارتا درخواست کمک به آتن را به علت برگزاری یک جشن مذهبی که تا ظاهر شدن ماه تمام (ماه شب چهارده ) به طول می انجامید رد می کند. ایرانیان بعد از شکست در دشت مارآتن به سوی کشتی ها خود باز می گردند و به طرف آتن حرکت می کنند. سپاهیان آتن در مارآتن که  نگران بودند که ایرانیان با ناوگان دریایی خود را به آتن برسانند و این شهر را تصرف کنند. به همین علت جنگجویان آتنی با شتاب ( سریع ) و با تجهیزات نظامی که حدود 35 کیلو وزن داشتند ماراتن را به سمت آتن ترک می کنند. سپاهیان آتنی زودتر از کشتی های ایرانی به آتن می رسند و به همین علت ایرانیان بعد از مشاهده این سپاهیان در ساحل دریا از حمله به آتن منصرف می شوند. شاید افسانه دو مارآتن که تاریخ نویسان قرن ها بعد از آن خبر داده اند همین مارش سپاهیان آتنی از مارآتن به طرف آتن بوده است.

ایده دو ماراتن جدید از زبان شناس فرانسوی، از Michel Breal ، است که کمیته بین المللی المپیک آنرا قبول کرد. اولین مسابقه دو ماراتن در سال 1896 برگذار شد.

3 Gedanken zu “افسانه دو مارآتن

  1. > اگر ایرانیان در ماراتن و یا در سالامیس پیروز می شدند
    > یونانیان، برخلاف ادعای هگل و وبر، فرهنگ خود را از دست نمی داند.

    دوست گرامی
    اساس داستان «شکست ایرانیان» به دست یونانیان افسانه‌ای بیش نیست.
    پس از این به اصطلاح «شکست»، یونانیان به مدت ۲۰۰ سال در سایه‌ی هخامنشیان زندگی کردند
    و در ارتش هخامنشیان به عنوان سرباز خدمت می‌کردند و چیز می‌آموختند.

    حال که قرار است در ماه اکتبر سالگرد آن را بگیرند به زودی در وبلاگ خود
    مطلبی در این باره خواهم نوشت.

    پیروز باشید
    شهربراز

  2. Pingback: افسانه دو مارآتن | فلسفه

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.