جنگ صفین، جنگ معاویه با فرقه های مسیحی

 

تورج دریایی ، تاریخ شناس ایرانی مقیم آمریکا، در یک مقاله به فرقه خوارج که اواخر قرن 7 علیه علی و امویان قیام کردند اشاره می کند:

We should remember that during the late seventh century. it was
some of the arab muslims, notably the Khawrij, who rebelled
against ali and then against the Umayyads in Fars (1

خوارج ی که دریایی که به آن اشاره می کند به چه گروه مذهبی تعلق داشتند ؟

اسلام شناسان سنتی ادعا می کنند که خوارح اولین فرقه مذهبی در دین اسلام بودند.

در جنگ صفین ( 657 )، به نقل از این اسلام شناسان، علی پیشنهاد کرد که خلیفه را داوران تعیین کنند (تعیین خلیفه به حکمیت ). بخشی از جنگجویان که با این پیشنهاد حکمیت موافق نبودند به عنوان اعتراض لشگر علی را ترک کردند و در دهکده ای به نام حروراء ( Harura ) در نزدیکی کوفه ساکن شدند. این گروه که لشگر علی را ترک کردند به خوارج ( آنهایی که به حروراء رفتند ) معروف شدند. در اینجا خوارج بر روی پرچم خود نوشتتند که ” فقط خدا قانون گذار است.” خوارج فقط حکم خدا را قبول داشتند و نه داوران را. به نقل از زبان شناس آلمانی Johnnes Thomas اصطلاح خوارج از زبان ” آرامی – سریانی گرفته شده است، از وآژه آرامی ‘ hrora ‘ که به آرامی معنی غار را می دهد (2
راهبان منزوی و زاهد های ( Asket ) مسیحی (سوری) که در غار زندگی می کردند به hrora معروف بودند. این واژه آرامی ( hrora ) به عربی، به حروری ( Haruri – از دهکده حروراء ) و بعد به خوارج برگردانده شد. در واقع خوارج زاهدهای مسیحی بودند و نه جنگجویان عربی که لشگر علی را ترک کردند.
در فرهنگ دهخدا واژه حروراء چنین تعریف شده: “ دهی است به کوفه و خوارج حروریه بدین ده منسوب باشند و آن در ظاهر سنگستان کوفه واقع است و خوارج که در امر حکمین علی و معاویة را هر دو بر باطل شمردند، بدین قریه گرد آمدند. و بعضی گفته اند حروراء کوهی است “.

تاریخ نویسان ایرانی و عرب همچنین خبر داده اند که در جنگ صفین به دستور عمر وعاص سپاهیان معاویه قران بر سر نیزه کردند. این تاریخ نویسان ادامه می دهند که سپاهیان علی پس ار دیدن صفحه های قران بر سر نیزه از جنگیدن خودداری کردند. اما ، به امکان خیلی زیاد، این موضوع ( نوشته ای را سر نیزه کردن ) را نویسندگان عرب و ایرانی از پروکوپیوس (Procopius)، تاریخ نویس قرن 6 بیزانس و نویسنده کتاب “ جنگ با ایرانیان „، گرفته اند. پروکوپیوس خبر می دهد که سردار بیزانسی ، بلیساریوس ( Belisarius) ، نامه پیشنهاد صلح ایرانیان را بر روی علامت جنگی ( درفش ) سپاه بیزانس گیره می زند ( می چسباند) و پیروز می شود.

از خوارج دو گروه دیگر جدا شدند : 1- گروه مرجئه و 2 – گروه اباضیان

به نقل از اسلام شناسان سنتی “ یک فرقه دیگر که از خوارج جدا شد مُرجئه ها بودند . “ مُرجئه نام فرقه ای است که در پایان نیمه اول قرن یک هجری پدید آمدند. لغت مُرجئه از مُرجِی به معنای تأخیر افکنده می آید؛ بدین معنا که آنان کسی را که گناه کبیره مرتکب شده باشد مخلد در آتش نمی دانستند، بلکه کار او را به خدا واگذار می کردند و به همین دلیل مُرجئه نام گرفتند. مُرجئه پس از خوارج به وجود آمدند „. این اسلام شناسان همچنین ادامه می دهند :مرجئه به عنوان یکی از اولین جریان های مذهبی سیاسی جهان اسلام در واکنش به تعصبات و سخت گیری های خوارج و اختلاف آنها با شیعه و …… بوجود آمد.

اما به نقل از اسلام شناس آلمانی Christopher Plato درگیری بین خوارج و مرجئه پس زمینه مسیحی داشت

dass , der Konflikt  zwischen Harigiten und Murgi’iten …  auf einem christlichen Hintergrund beruhen könnte

فرقه اباضیان به نقل از اسلام شناسان سنتی “ فرقه‌ای منسوب به عبدالئه بن اباض تمیمی و از کهن‌ترین فرق شکل گرفته در بین مسلمانان است . باورمندان به این فرقه در عمان ، رنگبار و شمال آفریقا زندگی می‌کنند“.

اما اسلام شناس آلمانی Christopher Plato اشاره می کند که اباضیان پیرو دین مسیحی بودند که در حیره ( حیره از شهرهای قدیم میان رودان در نزدیکی شهر نجف است ) زندگی می کردند.

Ein weiterer wichtiger Punkt ist die Existenz christlicher Ibaditen in der Region um al-Hira im Irak

تمام اطلاعات ما از قیام خوارج را طبری گزارش داده که در زمان معاویه اتفاق افتاده است، اما به امکان خیلی زیاد خود معاویه مسیحی بود و شاید فرقه های افراطی مسیحی بودند که علیه مسیحیت ای که معاویه آنرا تبلیغ می کرد قیام کردند.

Sekten aus dem radikalen Spektrum werden hier des öfteren einen Grund gesehen haben zu rebellieren, etwa gegen das von Muawiya propagierte Christentum

این اسلام شناس ادامه می دهد که کشمکش های اوائل اسلام بین معاویه و علی یک دروغ باقی مرتد نویسان ( heresiography) ، یا تاریخ نویسان است که پدیدار شدن اسلام را به عربستان انتقال دادند. با در نظر گرفتن پس زمینه مسیحی این درگیری ها هیچکسی لشگر علی را ترک نکرد

jedoch müssen wir in betracht ziehen, das der frühislamische konflikte zwischen Ali und Muawiya eine Erfindung der Häresiographie oder Geschichtsschreiber darstellt, die das Bild der Entstehung des Islam auf der Arabische Halbinsel geprägt haben., Vor der Hintergrund streitender, ursprünglich christliche Parteien, die ihren Konflikt auf islamische Seite austrugen braucht es keine das Ali-Lager verlassenden (2

جنگ معاویه با علی ( جنگ صفین ) که اسلام شناسان از آن خبر دادند در واقع جنگ معاویه با فرقه های متعصب مسیحی بود.

—————————————————————

1 – Markus Groß/ Karl-Heinz Ohlig (Hg), Vom Koran zum Islam, Band 4, Berlin 2009, P 250-266

2 – Touraj Daryaee, Persian Lords and the Umayyads: Cooperation and Coexistence in a Turbulent Time. in : Christian and others in the Umayyad state, Universität of Chicago, 2016, P. 75

3 – Christopher Plato, in Markus Groß/ Karl-Heinz Ohlig ( ) Die Entstehung einer Weltreligion IV, Berlin, 2017, P. 475-487

 
 

تورج دریایی و ادامه سنت ترجمه خودسرانه اسناد تاریخی

به نقل از اسلام شناسان قدیمی ترین سندی که از اسلام نام برده خبری است از یوحنا نقیوسی ( John of Nikiu)، کشیش مصری ( 690 – 680 ). این کشیش مصری خبر می دهد که “ خیلی از مسیحی ها دین خود را ترک کردند و دین محمد، دشمن خدا، را پذیرفتند. مسیحیان به دین نفرت انگیز یک حیوان ایمان آوردند. آنها گول محمد بت پرست را خوردند و علیه مسیحیان جنگیدند. یکی از آنها دین اسلام را پذیرفت و مسیحیان را تعقیب کرد“:

And now many of the Egyptians who hat been false Christians denied the holy orthodox faith and lifegiving baptism, and embraced the religion of the Moslem, the enemies of God, and accepted the detestable doctrine of the beast, this is ,Mohammed, and they erred together with those idolaters, and took arms in their hand and fought against the Christians. And one of them … embraced the faith of Islam … and persecuted the Christians. (1

اما اشکال اینجا است که ما نسخه اصلی یوحنا نقیوسی را در دست نداریم و این خبر به زبان اتیوپی در سال 1602 از یک رونوشت عربی گرفته شده، اما نسخه اصلی، با توجه به بررسی متن، به زبان یونانی بوده

The text as we have it is in Ethiopic, and the manuscript itself records that it is a translation made in 1602 from an Arabic version. Textual analysis of the form of names and transliteration of some other word, reveals that orginal was probably written in Greek, with possibly some part in Coptic. (2

حال دو باستان شناس اسرائیلی Yehuda D. Nevo and Judith Koren ادعا می کنند که در متن اصلی یوحنا نقیوسی اشاره ای به واژه های مسلمان و اسلام نشده است.، چون این نسخه ای که امروز ما در دست داریم یک ترجمه است. اینجا مترجم واژه عرب را به مسلمان ترجمه کرده و دین اعراب را به اسلام.

همچنین به نقل از این دویاستان شناس واژه های “ مذهب مسلمانان“، „دشمن خدا “ ، „آموزش نفرت انگیز محمد“ ، „ایمان به اسلام“ ، و “ بت پرستان“ که در خبر یوحنا نیقوسی آمده نمی توانند از اواخر قرن 7 ( زمان خبر نقیوسی ) باشند . واژه مسلمان در اینجا یک ترجمه به عربی است و نه اصل واژه در خبر یوحنا نقیوسی :

Similarly, the use of the term „the religion of Muslim, the enemies of God,“ „the detestable doctrine of … Mohammed,““ the faith of Islam, “ and “ these idolators,“ all together and referring to the same religion, cannot be late 7th century. ،The terms Muslim and „Islam“ were not yet used by the Arabs themselves, let alone by onlookers. As stated “ the faith of Islam“ cannot be John’s since the use as a name for the religion had not yet been introduced by the Arabs themselves. The term “ Muslim“ must also be a resultat of the Arabic translation. (3

این دو باستان شناس ادامه می دهند که پژوهشگران امروز نیز همین شیوه را در ترجمه اسناد سوری به کار می گیرند ( ترجمه عرب به مسلمان)

modern scholars tend to do the same when translating Syriac texts today. ( 4

تورج دریایی، تاریخ نویس مقیم امریکا، نیز در ترجمه اسناد تاریخی ، مانند مترجمان قرون وسطا و پژوهشگران جدید واژه های متن اصلی را عوض می کند. دریایی در کتاب خود “ ایران ساسانی، اوج و سقوط امپراتوری “ ( Sasanian Persia. The Rise and Fall of an Empire)  واژه „ارتش اسماعیل“ ( ارتش اعراب ) در نسخه اصلی تاریخ سبئوس را به اعراب مسلمان ترجمه می کند:
دریایی در صفحه 37 به جنگ قادسیه اشاره می کند که “ در سال 636 ساسانیان به فرماندهی رستم از اعراب مسلمان شکست خوردند و تیسفون سقوط می کند“ :

In 636 CE at the Battle of Qadisiyya the Sasanians under the leadership of Rustam were defeated and the capital, Ctesiphon, fell to the Arab Muslims (5

دریایی برای تایید نظریه خود به تاریخ نویس ارمنی قرن 7 ، به سبئوس (Sebeos ) ارجاع می دهد :

The Armenian History attributed to Sebeos I (6

اما سبئوس، منبع خبری دریایی، نه اشاره ای به قادسیه کرده است و نه از اعراب مسلمان نام برده است، سبئوس به ارتش اسماعیل اشاره می کند و نه به اعراب مسلمان

Then the army of Ismael, which had gathered in the regions of the east, went and besieged Ctesiphon

و جنگی که سبئوس به آن اشاره کرده در محل حیره بوده و نه در قادسیه

the village called Hert,ichan ( 7


1 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, Crossroads to Islam: The Origins of the Arab Religion and the Arab State, New York, 2003, P. 233  

2 – Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P.233

 Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P.233 – 3

Yehuda D. Nevo and Judith Koren, P.233 ( پاورقی 81) – 4

5 – Touraj Daryaee. Sasanian Persia, The Rise and Fall of an Empire, Published in 2009 by I.B.T Tauris & Co Ltd, London

6 – The Armenian History attributed to Sebeos I. P. 154

7 – The Armenian History attributed to Sebeos I, translated, with notes, by R. W. Thomson and Howard- Johnston, Liverpool University Press, 1999, P. 98